نینجارنجر کرج

هنرهای رزمی نینجا رنجر استان البرز سنسی مهرپویا توانگر

کیوکوشین کای یکی از سبک‌های کاراته و یکی از محبوب ترین رشته‌های رزمی در سراسر دنیاست این رشته توسط ماسوتاتسواویاما (۱۹۹۴-۱۹۲۳) رزمی کار اسطوره‌ای کره‌ای الاصل بنیان نهاده شد. معنای اصلی کاراته به معنی مبارزه کردن با دست خالی در مقابل هر سلاحی است.

این رشته از عناصر مختلفی نشأت گرفته که شامل تجریبات اویاما و تکنیک‌های دیگر سبک‌های کاراته بوجود آمده است. کیوکوشین کای از سه لغت کیوکو ((بالاترین ،نهایت)) شین ((حقیقت، روح)) و کای ((گروه و انجمن)) ترکیب شده‌است.

 این رشته در ابتدا اویاماریو و اویاما کاراته جوجیتسو نیز نامیده می‌شد. تاکید این سبک روی مبارزه واقعی از راه نزدیک است. در کیوکوشین کای برای کاستن مقاومت حریف از تکنیک‌هایی بطور متوالی استفاده می‌شود.

این سبک تأکید زیادی بر روی تمرینات تنفسی و استقامتی دارد. از اینرو هنرجوی کیوکوشین بعد از سالها تمرینات مکرر دارای اندامی ورزیده می‌گردد. در سبک کیوکوشین تکیه اصلی بر حفظ سلامتی توام جسمی و روحی است، و در مبارزات کیوکوشین و اساسا در فلسفه آن پیروزی به هر قیمتی بر حریف مقابل معنایی ندارد.

 در مبارزات کیوکوشین (همانند ورزش های رزمی دیگر) دو حریف رودررو به چشمان یکدیگر خیره گشته و شجاعت و شهامت و دلیری را به هم منتقل می‌کنند. اگر یکی از حریف ها به زمین بخورد حریف دیگر به وی احترام گذاشته عقب می نشیند.

 در فلسفه متعالی کیوکوشین هدف غائی تناوری جسم برای رسیدن به مکارم عالیه اخلاقی است و به هیچ روی خشونت در سبک کیوکوشین جایگاهی ندارد چرا که اساسا خشونت و کیوکوشن در تقابلند نه در تعامل. کیو کوشین نه تنها خشن نیست بلکه سعی در پرورش روحیه لطافت، افتادگی، و بزرگ منشی را در هنرجو دارد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت   توسط   | 

موتای « بوکس تایلندی » به معنی « مشت زدن » و یکی از سبکهای آزاد ورزش رزمی است که ازجمله مهمترین سمبول‌ فرهنگی و ملی کشور تایلند بشماررفته وهمه ساله تاریخ « 17 مارچ » بنام روز« موی تای » در این کشور تجلیل میگردد.
سپورت رزمی « موی تای»  که در زبان  انگليسی بنام  « تای بوکسينگ » یاد میشود ، درزمانیکه کشور « سیام » نام خود را به « تایلند » تغییر داد ، این ورزش رزمی نیز بنام  « موی تای » مسمی شد. 
 
تاریخچه « موی تای » :

موی تای به قبیله «  تای » از سلطنت پادشاهی « تای مونگ و يا  تای موآنگ » قبل از دوره دین « بودا » ارتباط  دارد که در دو سمت رود « هوانگ هو و يانگ تسه »  در سچوان و هوپی در جنوب کشور چين قرار داشت .
در آن زمان  مردم « تای » بنابر هجوم وتعرض مجبور شدند تا به سمت جنوب مهاجرت نمایند که در آنجا نيز مورد  حمله غير بوميان  قرار گرفتند، بنآ اين  قبيله به فکرافتاد تا برعلاوه استفاده از اسلحه های موجود آن زمان ،از ضربه های« مشت، آرنج ، زانو  و لگد » در نبردهای  تن به تن استفاده  نمايند .
بعدها  طوايف ( تای مونگ ) به صورت يک ملت مستقل با هم متحد گرديدند و در جنوب رودخانه مکونگ با تشکيل سرزمينی مستقل پرداختند و ضمنآ برای دفاع  از  سرزمين  خود  و جلوگيری از تاخت و تاز دشمنان ، سیستم دفاعی را با استفاده از ورزش رزمی ایجاد کردند ، که بعدها محبوبیت و احترام به این فرهنگ ملی باعث آن شد  تا  آ نعده از افرادیکه میخواستند  به فرمانروایی  و یا  حکومت  دست یابند ، مجبور  بودند  که  از جمله هجده  سبک «  موی تای »  به تعداد  چهار سبک آن  را  که  عبارت از :
« هنرحرکات بدن ، تاریخچه‌ اجداد قهرمان ، هنر مشت‌ زدن  و طلسم افسانه‌ ئی » بود ،  اموزش و دسترسی کامل  داشته  باشند .  
 
ضمنآ قابل تذکر است که مردم  تایلند در هنگام  نبرد  ، بخاطر  تقویت روحیه  نیروهای خود  از موزیک  و  خواندن  دعاهای  خاصی  استفاده  میکردند  و همچنان  بدون  از پوشیدن «  تنبان  و پیراهن سنتی » از پارچه‌  تکه و کمربندهای  مخصوص به  عنوان  محافظ  و جلوگیری از نفوذ  نیروهای  «  هیپنوتیزم‏  کننده  و یاجادوگری »  استفاده  میکردند  که این نوع موزیک و پارچه ها قرار ذیل است : 
 
۱ـ مونگون  « حلقه و یا سربند »   : 

مردم تایلند بر این اعتقاد بودند که قدرت‌های  « جادویی و هیپنوتیزم‏کننده »  به بالاترین قسمت بدن انسان یعنی «  سر » تأثیر زیاد دارد ، به این اساس  مردها  نوارپارچه‌ای را که علائم و نشانه‌ های دعا بر آن نقش  بسته بود ،  به  دور سر خود بسته میکردند  که روش در ورزش رزمی « موی تای » نیز قابل استفاده  قرار گرفت .
 
۲ـ پراچیات « حلقه بازو و یا بازوبند » : 

استفاده از پراچیات یا بازوبند از دیگر اعتقادات مردم تایلند  بوده است ،  شواهد تاریخی  و باستانی نشان میدهد که  در زمان  قدیم  ، اکثر مبارزان تایلندی هنگامی که میخواستند به میدان جنگ وارد شوند، نوار باریکی را به  دور بازوی ‏شان  میبستند و معتقد بودند این پوشش به  آنها  « نیرو »  داده و از خطر محفوظ  میدارند .
 
۳ــ  وای کرو   « موسیقی سنتی » :

درزمان های گذشته  کشورهای مختلف ، برای  نیروهای  نظامی خود  نوعی  موزیک را در نظر میگرفتند  که از آن درهنگام  جنگ برای  تقویت روحیه  نیروهای  خود  استفاده میکردند، چون هنر رزمی موی تای در گذشته جزی تمرینات نیروهای نظامی و سربازان  کشور تایلند  بود ،  بنآ  اکنون هم  در این کشور مبارزه و مسابقات « تای بوکسینگ » با  صدای  طبل و نوعی موسیقی همراهی میشود،  که هدف ان تشویق  وتحریک کردن  مبارزین   « جنگجویان » بخاطر وارد کردن ضربات سنگین  بالای جانب مقابل است .
همچنان باید خاطر نشان ساخت که موسیقی  سنتی  « سارما » و یا  « وای کرو »  در میدان جنگ و یا رینگ تای بوکس »  سمبلی از حرکات سنتی  و نوع  رقص مخصوص « تای بوکسرو با جنگجو » برای قدرشناسی  و سپاس از زحمات  « والدین و استاد »  میباشد ، بخاطر اینکه والدین در زندگی زحمات بسیار زیادی را دربزرگ کردن و تربیه اطفال خویش میکشند و استاد « ترینر » نیز با مثل « مادر و پدر »  زحمات  دلسوزانه کشیده  وتمام  قوانین ، مقررات  و تخنیک این  سپورت رزمی را  با کمال امانتداری  که توام با مراعت کردن « دسپلین » میباشد ، برای شاگرد خویش یاد میدهد .

حرکات و ضربات « موی تای » :

در ورزش رزمی « موی تای » از حرکات و ضربات « مشت ، آرنج ، زانو  و لگد » به شکل ذیل استفاده صورت میگیرد :
ــ ازساقهای پای : مانند چوبی  بلند برای دفاع  و ضربه زدن .                 
ــ از بازوهای دو دست : به عنوان دو شمشير برای دفاع کردن .
ــ از مشتها  : برای کوبیدن و خرد کردن .
ــ از آرنج دستان : به عنوان ضربات نيزه .
ــ از زانوها  : به مثل گرز ،  برای ضربه زدن  و دفاع کردن .
ــ از پاها  : به مثابه  چاقو و تبر .
 
فعالیت بین المللی « موی تای » :
 
اداره‌ تربیت  بدنی وسپورت  کشورتایلند، در دو دهه‌ اخیر ورزش رزمی  « موی تای » را  در سطح  بین‌المللی  گسترش  داد  و  فعالیت  خود را از سال « 1985  میلادی»  با تأسیس کردن «  انجمن موی تای  آماتور تایلند » آغاز کرد  و به  تعقیب آن  کوشید  تا  این  سپورت رزمی ،  در  جمع  سایر سپورتها  در چوکات رسمی شامل گردد .
به  این اساس  درسال «   1999 میلادی  »  در جلسه‌  که  با حضور  داشت اعضای  کمیته المپیک آسیا درکشور کویت برگزار شد ، در آن جا فیصله به عمل آمد تا  ورزش  رزمی « موی تای » مانند سایر سپورتها ، به عضویت رسمی «کمیته المپیک آسیایی » پزیرفته شده  و همه ساله مسابقات آن تحت رهبری « کمیته المپیک » تدویر  گردد.

ضمنآ باید خاطر نشان ساخت که دامنه نفوذ سپورت رزمی « موی تای »   و یا « تای بوکس » به نقاط  مختلف  جهان ،  به  خصوص  کشورهای اروپایی  رسید  و حال  این سپورت رزمی در چوکات « مکاتب ، کمیته ها  ، محلات و کلپ ها » فعالیت مینماید  و مسابقات آن به اساس نورم و یا قوانین همان مراکز سپورتی ، برگزار میشود که اکثرآ  نورم های معین این ورزش رزمی مراعت نمیشود .
بنآ در این مورد ضرورت  جدی است تا مرکز واحد تحت رهبری« سازمان و یا کمیته » مسکی  وفنی درسطح کشورهای « اروپائی »  تاسیس گردد ، تا  از یک  جانب روش  و میتود  اساسی  این  ورزش  رزمی  حفظ  و محفوظ  شود  و از  جانب  هم   این  مرکز  واحد  «  ارو پائی  »  با   تنظیم   کردن   « اساسنامه و مقرره »  واحد ، بتوانند  به  نمایندگی  از تمام  «  مکاتب،  کمیته ها ، محلات و کلپ ها »  سپورت  رزمی  با  اداره «  انجمن  موی تای آماتور تایلند » منحیث «  مرکز رهبری»  روابط کاری ،  تامین  و برقرار کند .


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت   توسط   | 

کشورهای آسیایی اکثراً دارای رشته رزمی مخصوص خود می باشند و مالزی از اين قاعده مستثنا نیست. مردم دنیا با رشته هایی از قبیل کاراته، تکواندو، جودو و کونگ فو بدلیل دیدن فیلمهای هالیوودی و هنگ کنگی آشنایی دارند. اما با رشته رزمی با طراوت، مهلک و زیبای "سنی سیلات" که در مالزی ریشه دارد آشنایی کافی ندارند. "پنچاک سیلات" یکی از کشفهای مهم در زمینه ورزشهای رزمی در قرن 19 میلادی بود که به سرعت عمومیت گسترده ای یافت. در قرن بیستم اين رشته به سرعت گسترش یافت و از نظر مردم مالایی (خواستگاه آن( بعنوان يک مظهر تاریخی که هم روش زندگی و هم ورزش و هم يک آموزه اخلاقی و روحانی است مورد توجه و احترام است.

واژه پنچاک سیلات يک واژه گسترده برای نامگذاری فرمهای گوناگون مبارزاتی در مجمع الجزاير اندونزی است که در منطقه آسيای شرقی در کشورهای اندونزی، مالزی و برونئی یافت مي شود و تا قبل از پایان استثمار در سال 1949 بنام مجموعه ای از هند شرقی ناميده می شد..

فلسفه و تاریخچه :

لغت سیلات از لغت "سی کیلات" گرفته شده است که به معنی: "شخصی است که همچون آذرخش حرکت می کند". پنچاک سیلات به معنی مبارزه برای دفاع از خود می باشد. در تاریخ قدیم اين سرزمین جنگهای متعددی میان قبایل بومی و پادشاهی جزایر مالایی رخ داده است و در آن زمان مبارزان سیلات دارای احترام بوده اند و مقامهای اجتماعی و سیاسی را بدست می آورده اند.

پنچاک سیلات از مشاهده و باز سازی روش حرکتی حیوانات بویژه میمون، ببر و عقاب سفید متاثر شده است ولی ريشه اصلی آن بدلیل عدم وجود مدارک مستدل کاملاً روشن نیست. سبک مبارزاتی اين رشته بطور موثری از سبکهای هندی و چینی الهام گرفته شده است. افسانه ای در مورد اين رشته بيان می کند که اين رشته توسط بانویی از سوماترا بنام "برسیلات" پایه گذاری شده و نام اين رشته نيز از نام او الهام گرفته شده است.

یافته های باستانی نشان داده است که سیستم مبارزاتی رسمی از قرن ششم میلادی در جزایر مالایی وجود داشته است. مبارزان حکومت پادشاهی باستانی "سری وی جاوا" در سوماترا (قرنهای 4 تا7 میلادی) و "ماجاپاهیت" (قرنهای13 تا 16 میلادی) بدلیل تواناییهای مبارزاتی در سیستم سیلات توانستند بر سرزمينهایی که اکنون اندونزی و مالزی و سنگاپور ناميده می شود توفق یابند. بر اساس کتاب "تاریخچه توسعه پنچاک سیلات" به قلم "هیزبواله رحمان" تعدادی از مردم چین به دانشگاه "نالاندا" آمده بودند تا هم "بودیسم" و هم "سیلات" را فرا گیرند. مهاجرت از کشورهای ديگر مانند هند نيز به همراه چینیها باعث تاثیر بر سیستم مبارزاتی سیلات گرديد. در نتیجه تعدادی از سیستمهای پنچاک سیلات از سلاحهای مربوط به هند مانند: تریزولا (باتوم دوشاخه) يا روش مبارزاتی هند و يا شمشيرهای عربی استفاده می کنند.

روشهای مبارزاتی:

اين رشته يک سیستم پیچیده از حرکات دفاعی و حمله ای است که بر اساس تنوعی از ضربات و حرکات دست، پا، پرتاب، قفل مفصل و همچنین مبارزه با سلاح را در بر می گیرد. تکنیکهای آن بر روانی و پیوستگی حرکات استوار است که موثر بودن مبارزه را موجب می گردد. سلاحهای بکار رفته در اين رشته شامل: چاقو، چوبهای بلند و کوتاه و شمشير است.

پنچاک سيلات مانند هر هنر مبارزاتی دیگر، بر تمرينهای روح و روان بسيار تاکيد می نماید. تعدادی از "پاندکارها" (اساتيد اين رشته) ادعا دارند که اصول ارزشمند مذهبی را در اين رشته به همراه روش مبارزاتی از اساتيد خود آموخته اند. سیلات تنها یک روش مبارزه نیست بلکه نوعی تمرین روحانی و مذهبی نيز محسوب می گردد بطوریکه در اندونزی و مالزی با تعلیمات مذهب اسلام و در فیلیپین در ترکیب با رشته "کالی" و مکتب کاتولیک و در منطقه "بالی" در ترکیب با تعلیمات هندوئیسم است. در حال حاضر اين رشته بدون توجه به وجهه روحانی و دینی مورد ادعا تدريس می گردد.

آموزشهای پنچاک سیلات بصورت تدريجی و متناسب با رده های مهارتی مختلف برنامه ريزی مي شود. اصول اوليه در آموزش،تعلیم فرمهای اجرایی است که بخشی از آن به رقص شباهت دارد (پنچاک) و بخشی به مبارزه (سيلات). مبارزات آزاد که "سامبات" ناميده مي شود از اجزاء مکمل آموزشهامحسوب می گردد.

"کباتی نان" تمرينات تنفسی در اين رشته می باشد که مشابه ديگر رشته های رزمی است.

تمرينهای مراحل پیشرفته تر "کروجاک" نام دارد و به مبارزه با چند حريف و همچنین خلع سلاح حريفان مسلح اختصاص دارد. در مراحل پیشرفته آموزشی بخش عمده ای بر استفاده از سلاح استوار است.

سیلات دارای سبکهای متعددی است که براساس محل پیدایش آنها، نام حیوان مورد تقلید، نام بوجود آورنده آن سبک، اصول معنوی مورد تاکید در سبک و یا نحوه اجرای حرکات فیزیکی در آن سبک، نامگذاری شده اند. در حال حاضر حدود 200 سبک سیلات وجود دارد که دو استایل معروف آن بنامهای: "سنی گایونگ سیلات" و "چکاک سیلات" معروف ترند. در حالی که بیشتر حرکات سبک "سنی گایونگ" آکروباتیک هستند، در سبک "چکاک" حرکات بطور مستقیم اجرا می شوند. مدرسه سومی نيز وجود دارد که بطور فراوان مورد استقبال قرار گرفته و سبک "لینکاه سیلات" نام دارد.

با وجود صدها فرم سیلات برای شناخت بهتر اين رشته لازم آنست که در سبکهای مزبور استراتژيهای مبارزاتی را مجزا نماييم. اين استراتژيها شامل هفت روش مبارزه می باشند:

1- ضربات با کف دست، 2- مبارزه بر روی زمين، 3- تکنيکهای قفل مفصلی، 4- استفاده از لگد ها و درو کردن با پا، 5- حرکات سريع و غافلگيرانه، 6- استفاده از ضربات قدرتی 7- استفاده از سلاح

پنچاک سیلات گاهی به نام "پوکولان" که معرف هنر های مبارزاتی خالص بومیان اندونزی است و توسط هنر های رزمی چینی و يا هندی تاثیر نپذیرفته است نیز ناميده شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت   توسط   | 

تاریخجه هنررزمی کن دو

كِندو (ژاپنی: 剣道 انگلیسی: Kendo) یكی از ورزش‌های رزمی است كه از هنر سنتی شمشیر زنی سامورائی در ژاپن نشات میگیرد.

قریب هشت میلیون نفر در سرتاسر جهان این هنر رزمی را مطالعه می‌کنند که از این تعداد هفت میلیون از ژاپن هستند. در سال ۲۰۰۶ حدود ۴۷ کشور عضو فدراسیون جهانی کندو بودند

واژه کندو به معنای «راه شمشیر» (Way of the sword) می باشد، و فدراسیون سرتاسری کندوی ژاپن (All Japan Kendo Federation) هدف از این ورزش را «تربیت شخصیت انسانی توسط بکارگیری اصول و قواعد کاتانا (شمشیر سامورائی های ژاپنی)» قید کرده است.[۲]

o افراد مشغول به این سبک را «کندوکا» (Kendoka) گویند. کندوکاران در تمرینات خود از لباس مخصوص (کندوگی، بوگو، هاکاما) و شمشیرهای چوبی ویژه ای بنام «شینای» (Shinai) استفاده می کنند، اما برای تمرینات کاتا از شمشیر چوبی سنگین‌تری بنام «بوکن» (Bokken) بهره می برند

ورزش رزمی كِندو از هنر رزمی کن جوتسو سر چشمه میگیرد که خود ریشه در اصول و تعالیم ذن بودائیسم (Zen Buddhism) دارد.

این رشته از زمان سلسله کاماکورا (1185-1233 ب.م.) تا اواخر قرن نوزده میلادی توسط اشخاصی بنام سامورایی آموزش دیده میشد. با رواج یافتن استفاده از شینای و بوگو از اوایل قرن هجدهم جهت تمرینات در مدارس کندو، این ورزش رفته رفته وارد دروس مدارس عمومی در سطوح متوسطه و دانشگاهی نیز گردید تا جاییکه امروزه کندو یک درس اجباری در اکثر مدارس ژاپن می باشد.

kendo در واقع يک هنر رزمي پيشرفته ژاپني است که مدرن ترين نوع دفاع را آموزش مي دهد. اين هنر، ريشه در سنت هاي شمشيربازي قديمي ژاپنيهاي جنگجو يا همان سامورايي ها دارد و علاوه بر تجهيز افراد به انواع فنون دفاع شخصي راههاي مناسبي را در جهت شناخت هر چه بهتر درون افراد عرضه مي نمايد. کلمه kendo (کندو) از لغت ken به معناي شمشير و do به معناي راه يا مسير مشتق شده است، معناي اين دو کلمه در کنار يکديگر، راه شمشير است.

اين عبارت توصيف کننده راه انسان در زندگي، نحوه شکل گيري شخصيت، انضباط شخصي، مهارت و احترام به ديگران مي باشد. ادامه اين فنون مدرن، افراد را به بالاترين سطح جسماني و ذهني رسانيده و نظم و انضباط شخصي را آموزش مي دهد. ريشه فنون کن دو به تاريخ سده هاي 1568-1336 و مدارس آموزش شمشير بازي سامورايي هاي عصر muromachi برمي گردد. در اين زمان، جنگ هاي داخلي در اين کشور رواج داشت و آموختن شمشيربازي براي مردم به منظور دفاع و مبارزه در برابر ارتش فئودال يک نياز به شمار مي رفت و در حقيقت به همين دليل بود که بسياري از مدارس ژاپني، اين روش را تا آغاز دوره حکومت tokugawa) 1863-1600) ادامه دادند و تاثير بسياري بر روي اين ورزش گذاشتند. البته تمرين و آموزش با شمشيرهاي واقعي يک خطر جدي براي علاقمندان اين هنر رزمي محسوب مي شد.

بنابراين با آغاز قرن هجدهم ميلادي، استادان اين رشته تصميم گرفتند تا با استفاده از ابزارها و تجهيزات بي خطر و ايمن، به آموزش و گسترش آن بپردازند و اين بار از يک ابزار مبارزه ژاپني به نام (shinai) استفاده کردند. بعد از جنگ جهاني دوم، اين هنر رزمي ممنوع اعلام گرديد زيرا اين طور به نظر مي آمد که کاربران اين هنر به طور تلويحي اعلام جنگ مي کنند اما با آغاز سال 1952 بار ديگر، ورزش kendo به مردم معرفي گرديد و اين بار تنها به عنوان يک رشته ورزشي صرف و نه يک هنر رزمي جنگجويانه و با يک پيام جهاني در همه دنيا گسترش پيدا کرد 


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت   توسط   | 

ريشه های جوجيتسو :
جوجيتسو معمولا به عنوان هنري دفاعي شناخته مي شود.هنري رزمي از ژاپن که به عنوان بخشي از مهارت رزمي به توسط سامورايي ها در دوران فئودال تاريخ ژاپن به کار مي رفته است.جوجيتسو معمولا به عنوان سبک مبارزه بدون سلاح شناخته مي شده است و به صورت دقيق تر مي توان بيان داشت که سبکي از مبارزه با دستان خالي است که مي تواند از سلاح هايي ( معمولا سلاح هاي کوچک) در برابر حريفان مسلح و غير مسلح نيز استفاده کند.

جوجيتسو به عنوان هنري نسبتاً نرم دسته بندي مي شود و اين به اين دليل است که يکي از مهمترين اصول جوجيتسو بهره گيري از حداقل تلاش براي دستيابي به حداکثر نتيجه است.استفاده از اين اصل به فردي با جثه کوچکتر امکان شکست حريفي بسيار بزرگتر را مي دهد.جوجيتسو از اصول اهرم و تعادل و مومنتوم براي بهره بردن از قدرت خود حريف براي شکست او استفاده مي کند.

جوجيتسو سبکي از مبارزه بي سلاح سنتي ژاپن است.نگارش صحيح آن در زبان ژاپني jujutsu است.البته jujitsu   و jiu-jitsu   (در زبان انگليسي بريتانياني) املاهاي مرسومي مي باشند.
ju
معني "انعطاف پذيري " ، "سازگاري" ،"تسليم شدن" مي دهد و jitsu معني شکل مبارزه يا تمرين است.در نتيجه جوجيتسو  معني "ورزش رزمي تسليم شدن (martial practice of giving way) و يا به صورت گسترده تر ، " بکار بستن فداکاري بدون تسليم شدن" است.

برخلاف تصور عموم، جوجيتسو معني "هنر ملايم"(gentle art) نمي دهد و بسياري از تکنيک هاي جوجيتسو از ملايمت بدور اند.البته در واقع تنها نيروي کمي براي اعمال تکنيک هاي جوجيتسو نياز است.قدرت عامل مهمي در اکثر تکنيک هاست، اما قدرت مي بايست براساس اصل seiryoku-zenyo که حداکثر استفاده کارآمد از انرژي است ، اعمال شود.

 ايزو ماتائمون (iso mataemon)،استاد جوجيتسو،درباره جوجيتسو اينگونه نظر مي دهد:
"
بهره گيري از قدرت در جوجيتسو بسيار لازم است، اما اين قدرت زياد زماني زماني که از اصل ju استفاده مي شود به کار نمي رود.وجه ديگري از استفاده از قدرت بايد در ذهن به وجود آيد.از اولين مراحل پيشرفت جوجيتسوکا، او مي بايست هميشه مراقب باشد از تکيه بر قدرت فيزيکي خود اجتناب کند، چرا که مانعي در راه پيشرفت او به سوي کسب مهارت هاي تکنيکي است.پس از آنکه کارآموز توانايي قابل توجهي در تکنيک کسب نمود، آنگاه استفاده از قدرت مجاز است و در واقع براي موثر بودن در رويارويي با حريف بسيار ضروري است.در اين حالت  جوجيتسو " انعطاف پذير" است."(draeger 1973,p.122)

 جوجيتسو برخلاف تصور عموم مي تواند هم هجومي و هم دفاعي باشد.اگرچه فلسفه انواع هنرهاي رزمي معمولا بر آرامش و خودداري تکيه دارد، حمله و خنثي سازي حرکت : نيز در زمان هاي مناسب است و جوجيتسو براي چنين شرايطي مناسب است.

 تاريخچه جوجيتسو
تاريخ ژاپن را مي توان به هشت دوره تقسيم نمود:
-                    
دوره باستان، پيش از 650 ميلادي
-                    
دوره نارا(nara) از 650 تا 793 ميلادي
-                    
دوره هيان(heian) از 794 تا 1191 ميلادي
-                    
دوره کاماکورا(kamakura) از 1191 تا 1336 ميلادي
-                    
دوره مورو ماچي (murimachi) يا آشيکاگا(ashikaga) از 1337 تا 1563 ميلادي
-                    
دوره آزوچي (azuchi) يا موموياما (momoyama) از 1563 تا 1602 ميلادي
-                    
دوره ادو(edo) يا دوره توکوگاوا(tokugawa)  از 1603 تا 1867 ميلادي
-                    
دوره مدرن يا ميجي (meiji) از 1868 تاحال حاضر

 اولين نشانه از تاکتيک هاي شبه جوجيتسويي(مشابه جوجيتسو) در ژاپن به دوره باستان باز مي گردد.در kojiki ، نوشته تاريخي نشانه اي از کشتي و مبارزه اي مرگبار مشاهده شده است.اين مبارزه که در سال 23 پيش از ميلاد مسيح به وقوع پيوست، معمولا به عنوان ريشه سوماي(sumai)  که سبک مبارزه اي کشتي sumo است محسوب شده و به سبک هاي مختلفي از مبارزه بدون سلاح منجمله جوجيتسو بسط يافته است.

 در طول دوره نارا، سوماي و سومو توسط خاندان سلطنتي حمايت مي شدند.اين دو سبک در دوره هيان توسعه بيشتري يافتند و استفاده از سلاح هاي اصلي "بو" ، "نيزه" و شمشير به همراه آنها رواج يافت.آتمي (atemi) ، هنر ضربه زدن به نقاط اساسي بدن با بخش هاي انتهايي اين سلاح ها در مبارزات نزديک به کار مي رفت.اين تکنيک ها بخشي از چيزي که بعدها جوجيتسو ناميده شد را تشکيل دادند.دايتو ريو جوجيتسوDaito Ryu jujitsu (يا آيکيجوجيتسو Aikijujitsu)  سنت رزمي (يا ريو) که در طول اين دوره پديدار شدند پايه اي براي آيکيدو مدرن شد.

در طول دوره کاماکورا، عصر ژاپن فئودال، دسته هاي نظامي (bushi) توسعه تکنيک هاي گلاويز شدن را که بخش مهمي از جوجيتسو است را سرعت بخشيدند.اين تکنيکه زماني که سلاح اصلي ، علي الخصوص چاقو يا شمشير کوتاه در مبارزات نزديک از دست مي رفت به کار گرفته مي شدند.يورومي کومي- اوچي (Yoromi kumi-uchi) شکلي از گلاويز شدن بود که عليه حريف تمام زره پوش به کار مي رفت.اگر چه اين تکنيک ها براي مبارزان زره پوش ايجاد و بسط يافته بودند،اصول آن به آساني قابليت تعديل به مبارزات بدون سلاح و زره را داشتند.

تن شين شودان کاتوري شينتو ريو(Tenshin Shodan Katori Shinto Ryu) در سده 1400 ميلادي ، در طول دوره موروماچي پايه گذاري شد و اين سنت را تبديل به قديمي ترين و بانفوذترين سيستم رزمي در ژاپن نمود.اين سبک شامل شامل از گلاويز شدن به نام ياوارا-گي (yawara-ge) به معني "صلح ساز" بود که مستقل از سلاح ها مي شد از آن استفاده نمود، البته معمولا با سلاح هايي چون کوداچي (kodachi) –  نوعي شمشير کوتاه – به کار مي رفت و تمايل چنداني به استفاده از سلاح هاي اصلي با آن نبود.مياموتو موساشي (Miamoto Musashi) شمشير زن بزرگ ژاپني ياوارا- گي (yawara –ge) را فراگرفت و توانايي هاي فراوان خود را در کاکوشي- جيتسو (Kakushi-Jitsu) ، هنر استفاده از سلاح هاي کوچک و پنهان شدني ارائه داد.سيستم رزمي ديگر، موسو- جيکدان ريو (Muso-Jikidan Ryu) ، شامل 100 تکنيک مبارزه در حالت زره پوشيده بود که جمعا yawara-ge  - فروتني، خونسردي و نرمي – ناميده مي شدند.مجددا اين تکنيک ها مي توانستند با يا بدون سلاح به کار روند.تمامي اين هنرها در شکل گيري هنري که ما امروزه آن را جوجيتسو مي ناميم موثر بوده اند.

توسعه جوجيتسو در مبارزات بدون سلاح

 از 1467 تا 1574 ، مخصوصا در طول دوره موروماچي ، جنگ هاي داخلي موجب توسعه تمامي هنرهاي رزمي شدند.تکنيک هايي  که بعدها جوجيتسو را شکل دادند همچنان در درجه دوم هميت نسبت به سلاح قرار داشتند.البته اين تکنيک ها ، مبارزات نزديک با سلاح را تقويت مي نمودند.به عنوان مثال ،تاکنوچي ريو(Takenouchi Ryu/Takeuchi Ryu) که در سال 1532 ميلادي پايه گذاري شد، شمال تکنيک هاي مبارزه عليه حريفي مبلس به زره سبک ، دستکش و ساقپيچ نظامي بود.اين تکنيک هاي شبه جوجيتسويي کوگو سوکو (kogu soku) يا  کوشي نو ماواري koshi no mawari ناميده مي شدند.

دوره آزوچي يا موموياما نسبتا صلح آميز بود.در نتيجه توسعه تکنيک هاي بدون سلاح ادامه يافت.اصطلاح کومي اوچي kumi-uchi ناگهان اصطلاحي براي تمام هنرهاي مبارزه با دستان خالي در اين دوره شد.

دوره ادو يا توکوگاوا دوره بسيار مهمي براي جوجيتسو بود چرا که در اين دوره حمل سلاح براي غير اشراف و افراد عادي ممنوع شد.بنابراين آنها روي به سوي سبک هاي مبارزه بدون سلاح آوردند.در طول اين دوره اصطلاح جوجيتسو با اين سبک ها عجين گشت و جاي اصطلاح کلي "کومي اوچي " را گرفت.اما غير اشراف و افراد عامي مشکل کمبود تجربه رزمي – تجربه و مهارت در سلاح که فرد غير مسلح تجربه مي کند – داشتند و همچنين  مشکلاتي در آموزش لازم براي ايجاد سيستم هاي موثر رزمي داشتند.داين سبک هاي متداول "جوجيتسو" همانطور که بودند به سرعت مورد استفاده افراد جاني و افرادي که کارشان بيرون انداختن مزاحمان از قمارخانه ها و ميخانه ها بود قرار مي گرفت.سربازان به استفاده از سبک هاي مبارزه خود ادامه دادند ، اما اين سبک ها درون ريو(Ryu) سري مي ماند و بيشتر محدود به خانواده و يا اعضاي طايفه بود.برخي از مدارس جوجيتسو در طول اين زمان زيباتر شدند و شروع به توسعه کاربرد و استفاده از هنر به شکل نظامي فلسفي و روحاني به همراه آمادگي براي مبارزه نمودند.

 جوجيتسو معمولا در طول دوره ادو ، ياوارا (yawara) ناميده مي شد.در اواخر سده 1600، سکي گوچي ريو(Sekihuchi Ryu) ،شامل سبکي از ياوارا بر اساس سومو(Sumo)  و مناسب براي کاربرد سلاح بود.اوگوري ريو(Oguri Ryu) در سال 1616 پايه گذاري شد و شامل تکنيک هايي با نام واجيتسو(wajitsu) – هنر نرمي و لطافت – بود. اين تکنيک ها شکل تغيير يافته کومي- اوچي (kumi-uchi)  براي کاربرد عليه حريفاني با لباس هاي خياباني دوره ادو بودند.ناگو ريو(Nago Ryu) شامل تاي جيتسو (Taijitsu) ، اصطلاحي کلي براي تکنيک هاي بدون سلاح در اين دوره بود.اين سبک با تکنيک هاي kakushi-jitsu آن نيز شناخته مي شود.

توسعه جوجيتسو به شکل نظامي فلسفي

 کيتوريو جوجيتسو در دوره ادو پايه گذاري شد.اين ريو، شامل تکنيک هاي رزمي موثري در حالت مسلح و غير مسلح بود که بخش اعظمي از شالوده کودوکان- جودو به همراه جودو ورزشي را تشکيل مي دهد.سرانجام تکنيک ها به سمت هنري شدن تمايل پيدا کردند.تراوا کان ئمون(Terada Kan’emon) ، پنجمين مدير کيتوريو(Kito Ryu) ، جيکيشين ريو جوجيتسو (Jikishin Ryu jujitsu) را پس از بازنشستگي از مديريت کيتوريو بنا نهاد.او به عنوان اولين فردي که از لغت جودو(judo) استفاده نمود و همچنين اجراي تکنيک هاي بدون سلاح به عنوان نظامي با مفاهيم فلسفي خود تثبيت نمود شناخته مي شود.

در اوايل سده 1800 ميلادي ، ايزو ماتائمون(Iso Mataemon) ، تنجين شينيو ريو (Tenjin Shin’yo Ryu) را پايه گذاري نمود.اين سبک کاملا به جوجيتسو اختصاص داشت و بر روي ضربات(atemi) و کاتا (kata) براي استادي در بعد زيباشناختي و هنري و همچنين کاربرد رزمي جوجيتسو تاکيد ويژه اي داشت.از اين زمان به بعد ، بسياري از هنرهاي رزمي شروع به درآميختن مفهوم ذن بوديسم در آموزه هاي خود نمودند و در نتيجه موجب جهت گيري هنرهاي رزمي به سوي مفهوم ذن براي تلطيف و تقويت روحيه شدند.در تقابل با سمت و سوي کاملا رزمي سنت “jitsu” ، سبک “do” بر چگونگي اجراي هنر به همراه ( و برخي اوقات به جاي) کاربردهاي رزمي تمرکز نمود.عصر طلايي جوجيتسو از 1600 ميلادي تا ميانه هاي سده 1800 ميلادي بود.پس از اين دوره سبک هاي رزمي موثر جوجيتسو به سرعت تجزيه شدند.در طول اين حدود 725 سبک مختلف رزمي وجود داشتند که شامل تکنيک هايي بودند که مي توان آنها را جوجيتسو ناميد.

 با باز شدن درهاي ژاپن به روي جهان غرب در سده 1800 و تغيير ساختار نظام سياسي ژاپن، براي اولين بار غربي ها به وجه هاي مختلف فرهنگ ژاپن دست يافتند.رزمي کاران بسياري از ژاپن به نقاط مختلف جهان سفر نمودند و مهارت هاي خود را نمايش دادند.جوجيتسوکاهايي نيز به اروپا و آمريکا و جنوب آمريکا سفر کرده و نمايش هايي برگزار نمودند و کشتي گيران و بوکسورهاي معروفي را در مسابقات عمومي به چالش طلبيدند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت   توسط   | 

هنر رزمی جودو که بر خاسته از ژاپن است جزء هنر های رزمی مثل کاراته ، تکواندو و کونگ فو می باشد با این وجود بسیار متفاوت از سایر هنرهای رزمی می باشد چرا که در آن مشت زدن و لگد زدن در مسابقات ممنوع است .

جودو هنری رزمی است که اساسا گلاویز شدن در آن زیاد بوده و هدف آن زمین زدن ، گیر انداختن ، مهار کردن و حتی از کار انداختن بازوان حریف می باشد به گونه ای که منتهی به تسلیم شدن وی شود . تاکید اصلی جودو روی توانایی به کار بردن نیروی حریف می باشد به گونه ای که منتهی به تسلیم شدن وی شود . جودو تنها یک مبارزه فیزیکی نمی باشد بلکه یک مبارزه فکری نیز هست بدین گونه که یک جودو کار موفق باید قادر باشد حرکات حریف را از قبل پیش بینی کرده و با عکس العمل خود پاسخ مناسبی به آن بدهد .

ابسیاری از افراد جودو را از سنین خردسالی و در سنین 5 یا 6 سالگی شروع می کنند و برخی این هنر را تا سنین بالا و در حدود سنین 60 یا 70 سالگی ادامه می دهند . جودو باعث بهبود سطح آمادگی عمومی بدن همراه با افزایش قدرت بدنی می شود . در برخی افراد جودو باعث به وجود آمدن حس اعتماد به نفس ، نظمی درونی و خویشتن داری می شود که همگی آنها مهارت های لازم در زندگی می باشند . پدر و مادر ها اغلب این ورزش را دوست دارند چرا که این ورزش به کودکان آنها انضباط و احترام می آموزد . این ورزش علاوه بر اینکه باعث حفظ آمادگی و آراستگی هنر آموزش می شود مهارت های دفاع انفرادی خارق العاده ای را نیز به همراه دارد .
مسابقات جودو برای کسانیکه مایل به مبارزه هستند هر هفته در سطح محلی ، منطقه ای ، کشوری و بین المللی برگزار می شود . جودو ، ورزشی است که تغییرات در آن وجود ندارد یعنی اینکه تمرینات و مبارزه به این ورزش در همه نقاط دنیا به یک طریق صورت می گیرد .
جودو اولین هنر رزمی بود که به دلیل شهرت جهانی آن برای اولین بار در المپیک توکیو در سال 1964 وارد بازیهای المپیک شد . در حال حاضر در حدود 175 کشور در این رقابت ورزشی حضور دارند و این امر باعث شده تا این ورزش در بازیهای المپیک تبدیل به دومین ورزش جنجال بر انگیز شود .

تاریخچه جودو
منشا جودو از هنر رزمی جوجیتسو می باشد . لغت جوجیتسو در قرن 16 میلادی در ژاپن به وجود آمد . این کلمه به همه هنرهای رزمی که با دست خالی انجام می گرفت اطلاق می شد . جودو قبل از آنکه در المپیک سال 1964 به عنوان یک رشته ورزشی پذیرفته شود سیستمی از دفاع شخصی بود که توسط جیگوروکانو بنیانگذاری شده بود .
جودو ریشه در هنرهای رزمی سامورایی دارد که با دست خالی مبارزه می کردند و بر اساس دست به یقه شدن می باشد .
در ژاپن اسم های زیادی برای هنرهای رزمی که بدون وسیله و با دست خالی انجام می گیرد وجود دارد . از میان آنها می توان به توریتی ، واتسو ، یاوارا ، گوگوسوگو ، تایوتسو و کمپو اشاره کرد .
در سال 1882 استاد جوانی به نام جیگوروکانو باشگاهی را برای آموزش هنر رزمی خود به وجود آورد . وی نام این باشگاه ( یا مدرسه ) را باشگاه کودوکان و نام هنر رزمی خود را جودو نامید . همانگونه که جوجیتسو به معنای هنر ملایمت است جودو نیز به معنای روش ملایمت می باشد . آقای کانو می خواست با انتخاب این کلمه نه تنها به شاگردانش هنرهای رزمی عالی را نیز بیاموزد .
هدف ورزش جودو پرتاب کردن ، گیر انداختن ، خفه کردن و قفل مفصل حریف به منظور تسلیم کردن وی می باشد . در این ورزش ضربه مشت و لگد وجود ندارد و همین باعث تمایز این ورزش با بسیاری دیگر از هنرهای رزمی شده است . حتی زمانی که فرد جودو را به عنوان دفاع شخصی فرا می گیرد چگونگی دفع مشت ها ، لگد ها و سلاح ها را با پرتاب کردن ، خفه کردن و قفل های مفاصل می آموزد . این ورزش اگر به درستی تعلیم داده شود یکی از بهترین روش های دفاع شخصی می باشد .
بزرگترین ارزش جودو در تاکید آن روی ملایمت و اعتدال به عنوان یک روش است .
جودو به شخص می آموزد که از درگیری پرهیز کند و به دنبال معتدل ترین راه حل برای همه درگیری ها باشد .

اولین مزیت جودو ایجاد آمادگی جسمانی فوق العاده در فرد است . از این طریق فرد می تواند هم انعطاف پذیری و هم قدرت بدنی خود را بالا ببرد . تمرین فنون مربوط به جودو باعث می شود بدن قوی تر شده و مقاومت دستگاه های قلبی _ عروقی بیشتر گردد .
هنر آموزان جودو می توانند قدرت تمرکز خود را بالا برده و دارای حافظه قوی شوند . این قابلیت ها نه تنها در تمرین جودو تاثیر دارند بلکه در تحصیل و در شغل افراد نیز تاثیر مثبت دارند . هنر آموزان از طریق تعلیم ذهنی جودو یاد می گیرند چگونه در زیر فشار های زندگی آرامش خود را حفظ کنند . این توانایی در همه چیز از رانندگی گرفته تا امتحان و از کسب درآمد گرفته تا ارتقاء سطح زندگی و غیره تاثیر مثبت دارند .

ضروری ترین وسیله برای آموزش جودو تشک جودو می باشد . تشک جودو باید به اندازه کافی ضخیم باشد تا در موقع پرت شدن حریف صدمه ای به وی نرسد . همه فنون جودو را می توان روی تشک انجام داد توجه داشته باشید که هرگز با کفش روی تشک جودو نروید زیرا ممکن است نوک کفش شما بلوک های کوچک تشک را از جا بکند و یا چیزهای دیگر از کف کفش شما به تشک بچسبد در نتیجه پا یا بدن افرادی که روی تشک تمرین می کنند را مجروح سازد .
وسیله دیگری که برای آموزش جودو لازم است جودوگی یا همان لباس جودو است . انواع مختلفی از این لباس ها مورد استفاده قرار می گیرند لباس جودو باید به اندازه کافی ضخیم باشد تا در موقع کشیده شدن پاره نشود . نام ژاکت جودو اوواگی و نام شلوار جودو زوبون است .
جودو کار باید طرف چپ لباس را روی طرف راست آن گذاشته و با کمربند ( ابی ) آن ار محکم کند همان گونه که قبلا گفته شد رنگ کمربند نشان دهنده رتبه جودو کار است . کمربند باید محکم باشد و به آسانی پاره نشود .
همچنین یک ترازوی ماشینی (یا یک باسکول ) در باشگاه جودو مدرن لازم است . هر چند در برابر یک حریف ماهر مهارت بالا ضروری است ولی قدرت بدنی بالا و توسعه یافته حرف اول را در برد و باخت می زند

یه باور غلط در مورد جودو هست که می خوام در موردش حرف بزنم...خیلی ها فکر می کنند توی جودو ضربات مشت و لگد وجود نداره.در صورتی که این حرف 100%اشتباهه....توی جودو ضربات مشت و لگد به تمام نقاط بدن وجود داره اما استفاده از اونها توی مسابقات ممنوعه.چون استفاده ازس خطرناکه.حتی یک سری تکنیک ها مثا کانی باسامی یا قیچی با اینکه مشت و لگد هم نیست اما زدنش توی مسابقه ممنوعه.چون باعث شکستن هر دو زانوی حریف میشه.یکی دیگه از این تکنیک ها جوجی کاتامه پرنده هست .چون قالبا زننده تکنیکی نمی تونه این حرکت رو کنترلی انجام بده و باعث شکستن گردن حریف می شه
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت   توسط   | 

کراوماگا (Krav Maga) سیستم مبارزاتی است که اسرائیلی‌ها به عنوان پایه‌گذار آن، برای توسعه‌اش هزینه و انرژی فراوانی را پرداخت کرده‌اند. کراوماگا عبارتی عبری، به مفهوم "مبارزه همراه با تماس" است و مشتمل بر یک سیستم دفاع شخصی و جنگ تن به تن می‌باشد که از وسعت قابل توجهی برخوردار است.

این سیستم توسط ایمی اسده ار (Imi Sde-Or) یک یهودی از اسلواکی ابتداً برای نبرد های تن به تن برای نیروهای پلیس و توسط لمی لشینفیلد وارد ارتش و نیروی چریک اسرائیل و در سطح پیشرفته برای نیروهای امنیتی این رژیم از جمله بخشی از نیروهای سازمان اطلاعاتی خارجی اسرائیل (Mossad seal) به کار گرفته شد. البته فراگیری این رشته در حوزه امنیتی اسرائیل با ورود "مئیر داگان" به دفتر موساد در تل آویو و کسب عنوان دهمین رئیس موساد از سال ۲۰۰۲، افزایش یافت و به نظر می رسد موساد در قالب این رشته حتی بهره‌برداری‌های اطلاعاتی نیز انجام می‌دهد.

مبارزه کراوماگا در بر گیرنده جنگ واقعی تا دفاع مرگبار است. این مبارزه بر پایه ۲۸ حرکت و رزم و ۴۰۰ ضربه هولناک که در ۹۵ درصد موجب مرگ میشود طراحی شده است و تدریس نوع ویژه آن به عموم ۱۰۰ درصد غیر قانونی میباشد.

در حرکات تهاجمی سربازان اسرائیل که بی‌شباهت به جنگ های تن به تن نیست، در مواجهه رو در رو با مردم معترض فلسطین، عموماً از تکنیک‌های کروا ماگا استفاده می‌شود و بسیاری از حرکات سربازان این رژیم که با سلاح‌های سرد و گرم و به همین شکل با دست خالی صورت می‌پذیرد جزو فنون این رشته نظامی است.

در واقع کراوماگا چکیده‌ای از فنون مبارزه بدون سلاح همچون مبارزات سرپا و مبارزات گلاویزی و در خاک، ترکیبی از کاربردی‌ترین فنون مبارزه با سلاح‌های سرد همچون کارد و تونفا و همچنین روش‌های بهبود کاربرد استفاده از سلاح گرم در زمان شلیک و استفاده از آنها (قنداق، بدنه میانی و سرنیزه تفنگ)به عنوان سلاح سرد، می‌باشد.

اما پس از دوره‌ای اسرائیل به این نتیجه رسید که اشخاصی فراتر از ارتش اسرائیل می‌توانند این سیستم مبارزاتی را تحت عنوان یک ورزش فراگیرند و بدین لحاظ، آهسته آهسته ساختار این رشته از حالت محرمانه خارج شد.

تغییر ماهیت از تهاجم به تدافع

ماهیت این رشته به صورت زیرپوستی از یک شیوه تهاجمی با برنامه‌ریزی ایان یانیلوف (Eyal Yanilov) به یک دفاع‌شخصی پیشرفته تغییر پیدا کرد و همین مسئله باعث شد، کراوماگا به چهار شاخه مختلف تقسیم و ساختاری حرفه ای‌تر به واسطه فنی به خود گیرد؛ شاخه‌ای از آن نظامی بوده و همان رویه گذشته را با قدری تغییر ارائه می دهد، بخشی دیگر برای مامورین قضایی و نیروهای پلیس اسرائیل طراحی شد، شیوه‌ای دیگر که مشخصات آن به هیچ عنوان ذکر نشده برای ماموران بخش‌های امنیتی اسرائیل ازجمله ماموران موساد است و در آخر روشی که تحت عنوان دفاع‌شخصی شناخته می‌شود و بیشتر جنبه ورزشی دارد، نیز شکل گرفت که جزئیات بیشتری از آن قابل دسترسی است.

کراوماگا پس از تغییر ماهیت ابتداً در اسرائیل آموزش داده شد و سپس در کشورهای مختلف توسعه یافت و به مرور زمان تکمیل شد که رویه بهبود فنی این شیوه همچنان نیز ادامه دارد و متولیان فنی آن در تلاش هستند، این رشته را به عنوان پیشرفته‌ترین دفاع شخصی جهان معرفی کنند، چرا که اصولاً ماهیت تهاجمی این رشته مقبولیت چندانی میان عموم مردم نداشته و تنها برای نیروهای نظامی و امنیتی کاربرد پیدا می‌کند.

دلایل جذب دویست‌هزار ورزشکار در چهل کشور

پس از آنکه روند توسعه این رشته در جهان آغاز شد، در حال حاضر رویه آموزشی این رشته مقبولیت قابل توجهی پیدا کرده و در کشورهای متعددی به سرعت رشد پیدا کرد که این مسئله در قالب فدراسیون بین‌المللی کراوماگا که با نام IKMF یا International Krav Maga federation  / پیگیری شد. یکی از اصلی‌ترین مسائلی که باعث شده، این شیوه آموزشی به این شدت رشد پیدا کند، بهره‌گیری از تکنیک‌های اسیر رشته های رزمی در تدوین آن است که در واقع باعث شده بسیاری از طرفداران آن رشته‌ها جذب کراوماگا شوند.

به نظر می‌رسد بخش اعظمی از فنون این رشته برداشت‌هایی از وینگ‌چان کونگ‌فو یکی از سبک‌های ویژه دفاع‌شخصی که سبک رزمی پایه بروس‌لی بوده، جوجیتسوهنر رزمی که علاوه بر ضربات متعدد دست و پا، فنون خلاف و قفل مفاصل و همچنین فنون در خاک دارد، کالی اسکریما به عنوان مجموعه‌ای از فنون استفاده از چاقو و چوب و سبک‌های موازی اخذ شده است و همین مسئله باعث شده در سایت های این رشته و رشته های مشابه رزمی، شاهد تبلیغ کراوماگا باشیم.

استفاده از فنون این رشته‌ها که برخلاف کاراته و تکواندو، حالت‌های معمول زندگی را تداعی می کند و شخص را برای درگیری‌های واقعی آماده می‌سازد، از دلایل دیگری است که باعث شده رشد این رشته سرعت بگیرد و علی‌رغم آنکه این رشته هنوز شناخته نشده است، بنابر آمار ارئه شده توسط هفته‌نامه تلگراف بالغ بر 200 هزار نفر به این رشته بپردازند.

بنابر اطلاعات مندرج در سایت رسمی فدراسیون بین المللی این رشته، در حال حاضر علاوه بر اسرائیل که حتی در دبیرستان‌ها نیز این رشته مورد تدریس قرار می‌گیرد، در40 کشور مشتمل بر 7 کشور آسیایی، 26 کشور اروپایی، 2 کشور در اقیانوسیه، 5 کشور در قاره آمریکا نظیر اسراییل، آمریکا، استرالیا، تایلند، ایرلند، ژاپن و … به صورت رسمی فعالیت می‌شود و از تشکیلات منسجمی برخوردار است که روز به روز نیز در حال توسعه یافتن است.

در کنار این مسئله می‌توان به استفاده گسترده FBA ، SWA ، NYPD ، LAPD و همچنین پلیس‌ و ارتش‌های بسیاری از کشورهای جهان از این شیوه به عنوان یکی دیگر از عوامل توسعه این رشته در کشورهای مختلف، علی الخصوص کشورهای پیشرفته اشاره کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392ساعت   توسط   | 

دوستان خوبم از امروز میخوام مطالبی رو به صورت سری و قسمت بندی شده از ورزشهای رزمی مختلف بزارم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392ساعت   توسط   | 

ذن، موضوعی عمیق و پیچیده است. در این زمینه می­ توان صدها صفحه مطلب و ده­ ها کتاب، بررسی و مطالعه نمود. بحث پیرامون ذن بسیار وسیع و مفصل است. ذن و هنرهای رزمی عمیقا به یکدیگر وابسطه­ اند. ذن به انضباط مغزی و هدایت هوش از طریق مدیتیشن نظر دارد. ذن نه تنها بر هنرهای رزمی بلکه بر دیگر مقولات اجتماعی ژاپن همانند، معماری، مراسم چای، شعر، گل کاری، نقاشی و... هم تاثیر گذاشته و حضور مشهودی دارد.

نفوذ مکتب ذن بر شیوه­ های جنگی و رزمی، منجر به پدید آمدن بوشیدو (طریقه­ ی جنگجو) و در نتیجه رشد طبقه­ ی نظامی سامورایی­ ها، زیر سایه آن گردید. حضور ذن در بوشیدو، موجب غنای معنوی و ریشه­ ی تغییرات ماهوی هنرهای رزمی، در قرون بعد شد. اغلب بزرگان فلسفه­ ی ذن، شاعر، نقاش و... به نوعی هنرمند بوده­ اند. بدون داشتن طبعی ظریف و بدون شناخت و درک هماهنگی، هارمونی و ریتم طبیعت و حرکت­ های ناشی از آن نمی­ توان ذن را شناخت.

ذن نه مذهب است نه فلسفه، نه روانشناسی، نه هیچ نوع علم دیگر، ذن نمونه­ ای­ است از آن­چه بشر برای رهایی از قیود روحی و فکری و مغزی جستجو می­ کند. اصولا برای ذن تعریـف صریـح قطعـی و مطلـق نمی­تـوان یـافت.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1392ساعت   توسط   | 

کاتانا (یا کِتانا) نام یک نوع شمشیر ژاپنی است که از قرن ۱۳ میلادی مورد استفاده سامورایی‌های ژاپن بوده‌است. لغت «کتانا» در زبان ژاپنی باستان به معنی «شمشیر» است.
از ویژگیهای بارز کتانا شکل زیبای آن و استحکام خارق العاده‌اش است. در طول تاریخ شکل آن تغیرات مختصری یافته ولی اصول پایه آن همچنان بدون تغیر مانده‌است.از جمله ویژگی‌های کتانا می‌توان به شکل منحنی تیغه آن اشاره کرد. همچنین یک طرف شمشیر (لبه داخلی آن) بسیار تیز است و اصولا قسمت عقب سطح شمشیر از قسمت تیز و برنده آن کلفت‌تر است.
اگر زمانیکه در حالت طبیعی ایستاده اید به دست خود (از بالای بازو تا انتهای دست) نگاه کنید می بینید که دست شما قوسی طبیعی و به شکل همان قوس شمشیر ژاپنی دارد. "ته" در زبان ژاپنی به معنای "دست" است و ته کاتانا شاید معنی "دست با قوس کاتانا شکل" را داشته باشد.
برای اینکه به میزان اهمیت "ته کاتانا" پی ببرید آزمایش ساده ای وجود دارد. این آزمایش هرچه تمرین بیشتری داشته باشید تاثیر جالب تری خواهد داشت. روبروی شخص دیگری با فاصله یک دست باز بایستید. دست خود را به سمت او دراز کنید، بطوریکه کف دست شما به سمت بالا باشد. حال پشت دست خود را برروی شانه او قرار دهید. در این حالت سعی کنید دست شما در حالت "ته کاتانا" باشد، یعنی قوس طبیعی را داشته باشد. آرام و متمرکز باشید. از شخص مقابل بخواهید سعی کند با کف دو دستش برروی دست شما در قسمت آرنج به سمت پایین فشار بیاورد و سعی کند دست شما را خم کند. اصلا سعی نکنید با او مقابله کنید، بگذارید جریان انرژی خودش مقاومت لازم را ایجاد کند. فقط تمرکز داشته باشید و به چرخش انرژی در بدن فکر کنید و خروج آن از دستهایتان را حس کنید. خواهید دید که شخص مقابل برای خم کردن دستتان باید از نیروی زیادی استفاده کند، که در موارد بسیاری قادر به اینکار نخواهد بود. با توجه به اینکه دست شما برروی شانه شخص مقابل قرار دارد، هر چه فشار بیشتری رروی دست شما وارد کند این نیرو از طریق دست شما به شانه وی منتقل خواهد شد. هر چه شما تمرین بیشتری داشته باشید و کنترل بیشتری بر این جریان انرژی داشته باشید، تاثیر مفهوم "ته کاتانا" بیشتر آشکار خواهد شد. این تمرین به قابلیتهای فیزیکی شما ارتباط زیادی ندارد.
کتانا اصولا برای بریدن اجزا بدن طراحی شده تا زخمی کردن دشمن، به همین دلیل هر تیغه آن به شکل خاصی طراحی شده‌است تا قدرت برندگی آن هر چه بیشتر اثرگذار باشد.
نام معروف ترین سازندگان شمشیر کاتانا در جهان :

  • ماسامونه
  • هاتوری هانزو
  • موراماسا
  • آماکونی
  • مونه چیکا

بیشتر کاتانا ها در حدود 107 سانتیمتر هستند ( این اندازه از نوک شمشیر تا انتهای دسته می باشد ) ، تیغه کاتانا معمولا بین 66 تا 71 سانتیمتر است و این باعث می شد که تسوکا در حدود 36 اینچ باشد ، بسیار کوتاه تر از دسته تاچی و نو-داچی .
کاتانا در یک سایا ( غلاف ) حمل می شد و در کمربند سامورای قرار می گرفت . در اصل ، آنها کاتانا را طوری حمل می کردند که تیغه رو به پایین قرار بگیرد . این آسان ترین راه برای یک سامورای زره پوش بود که این شمشیر بلند را حمل کند . اندازه یوروی ( زره ) باعث شده بود که کشیدن شمشیر از هر نقطه دیگر بدن با مشکل مواجه شود . هنگامی که سامورای زره به تن نداشت ، او شمشیر را طوری حمل می کرد که تیغه آن رو به بالا باشد ، این امر باعث می شد که او بتواند در یک حرکت سریع ، شمشیر کشیده و ضربه بزند .
برای تمرین در دوجوها آنها به جای استفاده از کاتانا از بوکوتو یا بوکن استفاده می کردند تا خطر وارد کردن ضربات مرگ آور را به هم کمتر کنند . بعد ها شینای هم توسعه یافت و مورد استفاده قرار گرفت .
کاتانا ارزش زیادی حتی خارج از منطقه جنگ داشت . سامورای ها هیچ وقت بدون کاتانا نبودند . کاتانا سمبول درجه آنها به عنوان جنگجو ، پیروی از کد بوشیدو ، و اطاعت و وفاداری کامل نسبت به ارباب آنها بود .
دریافت کردن چنین شمشیری از ارباب یا حتی یکی از متحدان ، افتخار بسیار بالایی به شمار می رفت .
شرح مراحل ساخت کاتانا به صورت مختصر در زیر آمده است :

1. چکش کاری

تیغه شمشیر از چکش کاری فولاد داغ با درصد خلوص بالا شکل می گیرد.چکش کاری توسط ضزبات مساوی به نقاط مختلف با قدرت مساوی به فلز گداخته می شود و باعث می شود شمشیر بدست آمده در نهایت دارای قدرت یکسان و یکنواخت باشد.

2. صفحه تراشی و شکل دهی

در این مرحله قطر شمشیر مورد شکل دهی قرار می گیرد در این مرحله بعد از نیمه سرد شدن و نیم بند شدن تیغه شمشیر به صورت صاف شکل می گیرد.

3. پوشش دادن تیغه شمشیر با رس

یک نوع رس ویژه توسط کار دست روی تیغه شمشیر بکار برده می شود. یک لایه نازک روی لبه تیغه و یک لایه کلفت و ضخیم روی باقیمانده تیغه از این رس ویژه بکار برده می شود و باعث می شود لبه تیغه تیز و پشت نرو می شود.
این قسمت بخش مهمی از عملیات است. تیغه شمشیر پوشیده شده با رس در یک دمای ویژه گرم می شود و سپس در حوض آب سریع خنک می شود. شکل خمیده گی شمشیر و تیزی و انحنای آن همه بسته به این مرحله دارد.

5. اندازه شمشیر

در این مرحله تنظیم و تست انحنا ی تیغه و نوک شمشیر همچنین اندازه و نقط بالانس و زیبا سازی شمشیر صورت می گیرد.

6. پولیش کاری

در این مرحله کار بروی تیغه شمشیر می باشد با دقت با لایی به جلا دادن و پولیش کاری تیغه شمشیر پرداخته می شود. این کار باعث براق و زیبا شدن تیغه می شود.

7. سایا

از این مرحله به بعد به ساختن بقیه اجزای کاتانا می پردازیم.در این مرحله سایا و یا همان غلاف شمشیر که تشکیل شده از دو تکه چوب با ضخامت ، ارتفاع مساوی و انحنای مطابق با انحنای شمشیر ساخته می شود. این دو نیمه چوب توسط یک نوع پارچه ضخیم کتانی همراه با یک لاک پوشیده خواهند شد.

8. دسته شمشیر

توسط دو قطعه چوب سخت به صورت بسیار فشرده شمشیر درون آن قرار می گیرد ساخته می شود.وشامل چیزهای تزیینی مثل اشیا براق و اشکال هندسی تزیین می شود.

9. سایگو

سایگو همان بند غلاف شمشیر است به وسیله آن کاتانا که در کمر قرار می گیرد به کمر محکم بسته می شود.سایگو معمولا از رشته های کتان با کیفیت بسی

ار بالا بافته می شود و در بعضی مواقع از رشته های سیمی نیز استفاده می شود.

10. مونتاژ

این آخرین مرحله از ساختن کاتانا می باشد که به سوار کردن قطعات و بخش هایی که در مراحل قبل ساخته شده است می پردازد.
برای محکم کردن انتهای تیغه در دسته از میخ از جنس بامبو به نام tang استفاده می شود. همان طور که در ابتدا اشاره شده است مراحل ساختن کاتانا در اینجا به اختصار آمده است. هر مرحل نیاز به تخصص و معرفت و شناخته کامل دارد، که اساتید این پیشه پس از سال ها تلاش به این درک رسیده اند .

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1392ساعت   توسط   | 

کمان کامپوند یا مرکب نمونه کمانهای جدیدتری است که با استفاده از قرقره و کم باعث افزایش قدرت کمان در پرتاب تیر می شود. در این کمانها تیرانداز بعد از کشش و فشار اولیه کمان به حالت خلاصی یا لت آف قرار می گیرد و به راحتی می توان هدف گیری کرد

کمانهای کامپوند دارای سه یا چهار تکه زه هستند که همیشه در حالت زه شده و آماده تیراندازی هست اما کمانهای ریکرو نبایستی بیشتر از یکی دو ساعت در حالت زه شده باشند و بعد از استفاده بایستی از حالت زه شده خارج شوند

 در المپیک فقط رشته ریکرو پذیرفته شده است و رشته کامپوند جایی در المپیک ندارد

در کمان کامپوند برعکس ریکرو می توان از عدسی و لنز استفاده کرد

کمان کامپوند با دستگاهی به نام بو پرس خم می کنند و با فشار دست نمی توان کمان را از زه خارج کرد 

سرعت تیر در کمانهای کامپوند و ریکروی با پنداژ مساوی  در نوع کامپوند بیشتر است

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1392ساعت   توسط   | 

کمان ریکرو یا چهارخم شبیه کمانهای سنتی قدیمی است و از سه قسمت اصلی قبضه - بازو و زه تشکیل شده در این کمان از دستگاه نشانه روی بدون عدسی و لنز استفاده می شود


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1392ساعت   توسط   | 

روش های استتار در طبیعت


يكي از تواناييهاي يك شكارچي موفق مخصوصاً در آن هنگام كه هدف شما مشاهده حيوانات در شرايط طبيعي زندگي شان توانايي استتار يا پوشاندن خود است. اين استتار به معناي همسان بودن شكل ظاهري شما با طبيعت نيوده و كليه تكنيكهاي مربوط به راه رفتن عدم ايجاد صدا بو و... را نيز شامل میشود

.

 

توجه داشته باشيد كه برخي از اشياء غالبي خاص و مختص انسان دارند براي مثال كلاه يا پوتينهاي مشكي شما را از آن محيطي كه در اختيار داريد متمايز مي كند و از آنجا كه ظاهر انسان گونه در محيط طبيعي غريب و جديد است موجب فرار حيوانات از شما مي شود .از اين رو سعي كنيد با تركيب گياهان موجود در محيط بالباس ،كلاه و شكل ظاهري بدنتان بيشتر به محيط اطراف شبيه شويد .از تجهيزات و وسايل براق اجتناب كرده و از لوازم آرايشي كه به پوستتان جلا مي دهند بپرهيزيد. 

استتار ظاهري: استتار شكل محيطي بدن و تجهيزات از اهميت زيادي برخوردار است بدين منظور سعي كنيد تا حد امكان از مواد طبيعي موجود چون برگ شاخه درختان علف و خاشاك و در مرحله بعد از لوازم استتار موجود در فروشگاهها مانند انواع تورهاي بزرگ و كوچك استتار استفاده كنيد.

 

 

استتار درخشندگي: چرب شدن پوست بدن موجب درخشندگي آن مي شود .تجهيزاتي كه رنگ آنها زدوده شده اشياء رنگ شده صيقلي ،شيشه و آئينه ،لنز دوربينهاي دوچشمي و عكاسي و ... پس هنگامي كه از آنها استفاده نمي كنيد حتماٌ سطح آنها را بپوشانيد يا به نحو مناسب رنگ آميزي كنيد   اگر پوستتان هم چرب شده آنرا بشوييد و مجدداً صورت را استتار كنيد .اگر مجبور به استفاده از عينك طبي هستيد سطح خارجي لنز را با لايه اي از خاك بپوشانيد.

 

 

استتار سايه : وقتي خود ار پنهان مي كنيد سعي كنيد در عميق ترين بخش سايه ها كه تاريك تر است قرار گيريد زيرا حاشيه سايه معمولاٌ روشن تر از وسط آن است ،از آنجا كه انبوه پوشش گياهي چشم را خسته مي كند سعي كنيد تا حد امكان بين شما و جانور از گياهان انبوه پوشيده شده و امكان ديده شدن شما به حداقل مي رسد.

 

اسستار صدا :حيوانات داراي قوه شنوايي بسيار قوي بوده و صداهاي بسيار آرام را نيز مي شنود از اين رو سعي كنيد به آرامي حركت كرده و تاجايي كه امكان دارد با اشاره به يكديگر ارتباط برقرار كنيد .در مواقع لزوم از صداهاي پس زمينه مانند صداي باران باد و ... براي حرف زدن و ايجاد صدا استفاده كنيد.

 


 

استتار بو: استتار بوهای مختص انسان از اهميت بالايي برخوردار است .اولين قدن نيز شستشوي بدن و لباس بدون استفاده از شوينده ها ي معطر است .اين روش بوي صابون و بدن را دور مي كند .از مصرف مواد غذايي بودار و همچون سير توتون سيگار شيريني شكلات و آدامس خوددار ي كنيد .

از گياهان معطر موجود در محيط به منظور شستشوي بدن و لباستان و يا تغيير بوي دهان استفاده كنيد .شما مي توانيد با قرار دادن خود و لباسهايتان در معرض دود بوي خود را استتاركنيد حيوانات از بوي تازه دود مي هراسند اما بوي دود كهنه بوي آشنايي در طبيعت است كه حيوانات به آن عادت دارند .توجه به جهت وزش باد نيز از اهميت زيادي برخوردار است جهت حركت شما بايد به گونه اي باشد كه باد بوي شما را به سوي حيوان نبرد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1392ساعت   توسط   | 

مهمترین وسایل برای راپل عبارتند از: طناب مخصوص راپل طنابچه هشتی و کارابین

مهم: وسایل بسیاری برای راحت تر کردن امروزه جای گره ها را گرفته است مثل یومار که اغلب در  کوهنوردی ها جای کره پروسیک از آن استفاده می شود ولی در نمایشگاه ارتش تکاور ارتش توضیح می داد که هیچ کدام از نیروها در ارتش حق استفاده از وسایل آماتوری که جای گره ها را بگیرد ندارند و همه باید حرفه ای وار از  کمترین امکانات بیشترین بهره را ببرند.

طناب مخصوص راپل
قطر طناب غارنوردی نباید کمتر از 9 میلیمتر و بیشتر از 12 میلیمتر باشد، این طنابهای خاصیت کشسانی ندارند و دارای رویه ایی زبر می باشند اصطلاحاً به این طنابها، طنابهای استاتیک گفته می شوند و از 2 قسمت هسته و روکش تشکیل شده اند . علل ساخت این طناب برای غارنوردی در درجه اول ، به علت خاصیت ارتجاعی و کشش زیاد در طنابهای کوهنوردی برای بالا آمدن از این طنابها نیروی مضاعفی نیاز می باشد ولی در طناب غارنوردی این مشکل وجود ندارد. دوم اینکه این طنابهای غارنوردی مقاومت بیشتری در برابر اصطکاک و رطوبت دارند.

نکاتی در مورد مراقبت از طناب راپل


1- اضافه طناب در مقصد باید حلقه شود تا زیر پا لگد مال نشود.
2- از طنابهای زخمی و مشکوک استفاده نگردد.
3- به سوختگی و پیچ خوردگی آنها توجه شود.
4- طناب بعد از هر برنامه باید تمیز و با آب شیرین شستشو داده شود.

 

کارابین
این وسیله جهت ایجاد اتصالات سریع و مطمئن کاربرد دارد و دارای تنوع بسیار در نوع و جنس می باشد که هر کدام برای مورد خاص استفاده می شود. برای غارنوردی از کارابینهای پیچ دار استفاده می شود. علت استفاده از این نوع کارابین در غارنوردی با توجه به سنگینی آن مقاومت این وسیله در برابر اصطکاک زیاد با لوازم فرود می باشد. از نظر ساختار فیزیکی به دو شکل موازی و بیضی ساخته می شوند که نوع موازی بیشتر در میانیها و تراورس ها استفاده می گردد.

نکته مهم: اگر کارابین شما روی زمین افتاد بدون معطلی آن را به سطل زباله بیندازید!

هشتی

حلقه بزرگ آن را به کارابین انداخته و طناب را از کمر داخل حلقه بزرگ کرده و طناب را روی حلقه کوچک می اندازیم.

نکته مهم : اگر هشتی شما روی زمین افتاد آن را بدون معطلی به سطل زباله بیندازید

 

 

چکش


چکش صخری نوردی در حدود 250 تا 300 گرم وزن دارد و دارای یک سر پهن و سنگین تر جهت وارد آوردن ضربه به میخها و رولها می باشد. سر دیگر به شکل مثلثی است که می توان برای شکستن لبه های تیز از این قسمت سود برند یک سوراخ در وسط چکش تعبیه گردیده برای اتصال به بدن و یا اهرم کردن و دارای روکش لاستیکی در دسته می باشد تا فشار ناشی از ضربه به دست منتقل نگردد.

 

 

رول و مته رول


به وسیله دستگاه رول پانچ می توان در محل دلخواه یک کارگاه خوب و مطمئن برقرار کنیم. نکته قابل توجه اینکه محل مورد نظر باید دارای پوسیدگی و فرسایش نباشد و می توان با ضربات چکش سطح پوسیده را از بین ببریم. از زدن رول در شکافها و ترکها باید خودداری کرد، این دستگاه از دو قسمت دسته و مته تشکیل شده است.

 

 

میخ


میخها جهت برقراری میانی و یا برقراری کارگاه کاربرد فراوانی دارند. البته در غارنوردی به علت کم بودن استحکام سنگها کمتر از میخها استفاده می شود چون معمولا مقاومت میخ بیشتر از خود سنگ بوده و به راحتی سنگ را در فشارهای زیاد فرو می نماید. میخها از جنس فولاد فنر ساخته می شوند و دارای سوراخ هستند و برای شکلهای مختلف انواع گوناگون وجود دارد.

 

 

هارنس و صندلی


مجموعه ای به هم پیسوته از تسمه های نایلونی که توسط قلاب و یا دوخت د ر دو تکه بالا تنه و پایین تنه ساخته می شوند، که جهت حفاظت بدن در برابر سقوطهای احتمالی کاربرد دارد و شوک ناشی از سقوط را د ر تمامی بدن پخش می نماید و می توان صعود و فرود مطمئنی را انجام داد. معمولاً باید از سینه و صندلی دو تکه و جدا از هم استفاده نمود و د ر فاصله بین آنها گره پروسیک زده می شود البته در موارد حرفه ای تر و بحث تکاوری و رنجری از طنابچه می توان با زدن کره دوسر طناب به عنوان صندلی استفاده کرد.

 


کارگاه


تعریف کارگاه:


به مطمئن ترین نقطۀ اتکاء که بیشترین قابلیت تحمل فشار و ضربه را دارد، کارگاه گویند. در ایجاد یک کارگاه باید به این مورد توجه نمود که کارگاه تا حد امکان در جهت و راستا نیروی وارده قرار گیرد.
و فاصله ابزار تشکیل دهنده کارگاه نسبت به هم باید طوری باشد که هر چقدر زاویه مرکز ثقل بلوک کارگاه بالاتر از 90 درجه باشد ، حداکثر فشار و نیرو به ابزارهای دو طرف وارد می شود. ولی برعکس هر چقدر زاویه مرکزی بین دو بازوی مقاوم بلوک کارگاه کوچکتر از 60 درجه باشد نیروی وارده به ابزار کمتر می باشد. تا جایی که در یک زاویه 120 معدل 100% فشار به کارگاه منتقل می شود. و خطر کنده شدن وجود دارد.
و در یک کارگاه با زاویه 30 درجه معادل 50% نیرو به دو طرف بازوها وارد می شود.

 

 

انواع کارگاه از لحاظ ساختار :


طبیعی
مصنوعی
مرکبکارگاه طبیعی :


کارگاهی است که با استفاده از عوارض طبیعی محل فعالیت، برپا می شود. در این کارگاه بسته به نوع مسیر و جهت صعود، از طناب ها یا تسمه های مختلف استفاده می گردد.
در استفاده از کارگاه طبیعی، جهت صعود را در نظر بگیرید. زیرا اکثر کارگاه های طبیعی به خصوص آن هایی که با بستن تسمه یا طنابچه به دور منقار سنگی به وجود می آیند، یک طرفه هستند.
کارگاه مصنوعی :


کارگاهی است که با قرار دادن میخ و یا ابزار دیگر در شکاف سنگ ها ایجاد می گردد. این کارگاه ازلحاظ نقطه اتکا دارای دو نوع اساسی است.


کارگاه با دو نقطه اتکاء
• کارگاه با سه نقطه اتکاء

 

توجه :


هر کارگاه مصنوعی حداقل باید دارای دو نقطۀ اتکاء باشد تا در صورت در رفتن و یا شکستن یکی از نقطه ها کل کارگاه حمایت از بین نرود.

 

کارگاه مصنوعی با دو نقطه اتکاء

 

در کارگاه باید از کارابین پیچدار استفاده شود.

کارگاه مصنوعی با سه نقطه اتکاء :

اتصال صحیح کارابین ها در کارگاه ها :

 

کارگاه مرکب (ترکیبی) :


کارگاهی است که با استفاده از عوارض طبیعی و ابزار مصنوعی توأمان برقرار می شود.


کارگاه ها از نظر حالت استقرار در آن به سه دسته تقسیم می شوند:


1. کارگاه راحت: کارگاه بر روی یک سکوی تعبیه شده و حمایت چی می تواند براحتی در آن نشسته یا بایستد.
2. کارگاه نیم راحت:
حمایت چی می تواند یک پا یا بخشی از بدن خود را به اطراف کارگاه تکیه بدهد.
3. کارگاه معلق:
حمایت چی کاملا در هوا معلق است یا تمام وزن او بر روی کارگاه منتقل شده و جا پایی ندارد.
 

نکته :
برای اتصال طناب به کارگاه حتما از کارابین پیچ و یا دو کارابین ساده با جهت دهانه بر عکس استفاده نمائید.

 

کارگاه ها بنا به حالت بکار گیری و نوع تقسیم بر روی نقطه ثقل آن ها نیز به دو دسته دینامیک و استاتیک تقسیم می شوند.

 

کارگاه دینامیک دارای نقطه ثقل متحرک است.

 

کارگاه استاتیک دارای نقطه ثقل ثابت است.

 

 انواع گره ها و کاربرد آن ها


گرۀ هشت ساده (Simple Eight) :

 

هشت یک لا (Figure of Eight) :

 

اتصال سرطناب حمایت به کارابین و صندلی نفر صعود کننده یا به کارگاه.

 


هشت دولا:

 

اتصال سر طناب فرود به کارگاه.

 


هشت تعقیب (Retraced Figure of Eight) :اتصال طناب به صندلی و زدن گرۀ هشت در حلقه ای بسته.
بعد از زدن گره باید اندازه آن را تنظیم نمود
بطوریکه گره بخوبی به صندلی بچسبد.

 

 

دو سر طناب یک لا (Fisherman) :


اتصال دو سر طناب هم قطر به یکدیگر.
(کمتر مورد کاربرد دارد)


 

دو سر طناب دولا (Double Fisherman) :


اتصال دو سر طناب به یکدیگر با ضریب اطمینان بیشتر نسبت به گرۀ دو سر طناب یک لا و اتصال دو طناب غیر هم قطر با اختلاف قطری برابر حداکثر یک شماره.

 

تسمه (Water Knot) :


اتصال دو سر نوار (تسمه)

 

 

خود حمایت (Love Hitch , Mastwurf) :


برای ثابت کردن طناب – خودحمایت. این گره در محل کارگاه و بر روی کارابین اجرا می شود.

 

حمایت (Munter Hitch , Hafmastwurf) :

 

برای حمایت صعود کننده یا فرود مورد استفاده قرار می گیرد. این گره را در مواقع ضروری می توان با یک گرۀ ضامن قفل نمود.

 

نحوه قفل نمودن گرۀ حمایت (زدن ضامن) :


پروسیک برای خودحمایت هنگام فرود به کار می رود. خاصیت این گره چفت شدن برای روی طناب است و بنا به همین خاصیت در عملیات بالاکشی

نیز کاربرد دارد.

 


گره پروسیک (Prusik) :


برای خود حمایت هنگام فرود به کار می رود . خاصیت این گره چفت شدن بر روی طناب است و بنا به همین خاصیت درصعودها و عملیات بالا کشی نیز کاربرد دارد .

 


گره مشار (Mashar-French Prusik) :


این گره از خانواده گره های چفت شونده است و برای خود حمایت فرود و یا صعود میمونی بکار می رود. این گره دو حالت مختلف دارد و می توان هم با طنابچه هم با تسمه آن را زد:

 

 

 

گره سر دست:

 

برای اتصال دو رشته طناب هم قطر استفاده می گردد.

 

 

گره میکی موس:

 

برای استفاده در کارگاهها کاربرد دارد.

 

 

گره نه:

 

مانند گره هشت است اما با یک نیم دور اضافه تر و با همان کاربرد که در طناب استاتیک از آن استفاده می شود.

 

 

گره پله نردبان :

 

برای ساختن نردبانهای غارنوردی و صخره نوردی از آن استفاده می شود.

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1392ساعت   توسط   | 

امروزه علم ساخت بمب که نینجاها نیز از ان بهره زیادی میبردند شکل جدیدتر و کامل تری نسبت به بمبهای اولیه یا همان نارنجکهای دستی نینجاها پیدا کرده و بسیار کاملتر و مخرب تر از گذشته عمل میکند بطوریکه شما با نارنجکهای دستی شاید میتوانستید یک نفر را زخمی کنید ولی با بمبهای مغناطیسی شما میتوانید یک شهر را نابود کنید و از انجایی که سبک نینجا رنجر چهره ای دیگر و مدرن را از نینجا به نمایش گذاشته و نسبت به علم امروزی در حال پیشرفت است من لازم دیدم که توضیح مختصری در مورد بمب های مغناطیسی به شما هنرجویان عزیز بدهم سلاح تازه‌ای که ساخت آن بسیار ساده و تأثیر آن کاملا گسترده است ، اساس و عصاره آن چیزی نیست جز یک پرتو شدید و آنی از موجهای رادیویی یا مایکرو ویو که قادر است همه مدارهای الکتریکی را که در سر راهش قرار گیرد، نابود سازد.

تاریخچه

توجه به بمبهای الکترومغناطیسی حدود نیم قرن قبل مطرح شد. متخصصان در آن هنگام به این نکته توجه کردند که اگر بمبی هسته‌ای منفجر شود، امواج الکترومغناطیسی که در اثر انفجار پدید می‌آید تمامی مدارهای الکترونیک را نابود می‌سازد. اما مسئله این بود که به چه ترتیب بتوان موج انفجار را ایجاد کرد بدون آنکه نیاز به انجام یک انفجار هسته‌ای باشد؟ دانشمندان می‌دانستند که کلید حل این مسئله در ایجاد پالسهای (تپهای) الکتریکی با عمر بسیار کوتاه و قدرت زیاد نهفته است. اگر اینگونه پالسها به درون یک آنتن فرستنده تغذیه شوند، امواج الکترومغناطیسی قدرتمندی در فرکانسهای مختلف از آنتن بیرون می‌آیند. هر چه فرکانس موج بالاتر باشد، امکان تأثیر گذاری آن بر مدارهای الکترونیک دستگاهها بیشتر خواهد شد.

دید کلی

در دورانی که بافت و ساخت تمامی جوامع تا حدود بسیار زیادی به دستاوردهای علمی از نوع الکترونیکی وابسته است و همه امور از تجهیزات بیمارستانها تا شبکه‌های مخابراتی و از رایانه‌های بانکها و مؤسسات بزرگ مالی یا نظامی تا دستگاههای نظارت و مراقبت ، نحوه کار ماشینها و ادوات صنعتی همگی متکی به ساختارهای الکترونیک هستند، کاربرد بمبهای الکترومغناطیسی می‌تواند سبب فلج شدن روند زندگی در مناطق بزرگ مسکونی شود. به اعتقاد برخی کارشناسان به نظر می‌رسد کشورهای پیشرفته پیشاپیش چنین سلاحی را تکمیل کرده‌اند و حتی برخی بر این باورند که ناتو در جریان جنگ علیه صربستان از این قبیل بمبها برای تخریب دستگاههای رادار صربها بهره گرفته است.

 

 

رادار



انفجار یک میدان مغناطیسی بسیار نیرومند می‌تواند در کسری از ثانیه آن چنان قدرت الکتریکی بالایی را در کلیه مواد هادی پیرامون خود القا نماید، که به راستی تمام آنها را مختل نموده و از کار بیاندازد. هر چند این میدان مغناطیسی بر روی جسم انسان به عنوان یک هادی الکتریکی نیز موثر می‌باشد. ولی این تأثیر بسیار محدود و مقطعی بوده و بدن جز در موارد خاصی قدرت مقاومت در برابر آن را دارد. در جنگ افزارهای نسل الکترونیک استفاده از سلاح مغناطیسی و امواج الکترومغناطیسی جایگاه ویژه‌ای داشته و مورد توجه سازندگان این قبیل سلاحها بوده است.

ماهیت بمب الکترومغناطیسی

بمب الکترومغناطیسی در واقع چیزی نیست جز یک شار مغناطیسی فوق العاده‌ای نیرومند که با گسیل امواج پر قدرت (SHF) سوپر فرکانسهای با طول موج بالاتر از ده گیگا هرتز موسوم به امواج میکرو ویو پر قدرت (High Power Microwave) می‌تواند هر گونه دستگاههای الکتریکی یا الکترونیکی واقع در محدوده عمل خود را در یک باند فوق گسترده (uWb) که مخفف عبارت ultra Wide band می‌باشد، فلج نماید.

 

 

uwb

 

روزی را تصور کنید که در یک شهر معمولی و در یک زمان تمام دستگاههای الکتریکی روشن و در حال کار ناگهانی سوخته و از کار بیافتد و تمام دستگاههای خاموش نیز در آن واحد روشن شده و پس از چند لحظه آنها نیز بسوزند. در چنین شهری پس از انفجار بمب الکترومغناطیسی بر فراز شهر ، در کسری از ثانیه یک تا دو میلیارد وات انرژی الکتریکی کلیه سیستمهای مخابراتی و رادیویی و تلویزیونی را از کار بیاندازد.
برق شهر قطع می‌گردد، مدار الکتریکی همه رایانه‌ها می‌سوزد. تمام باتریها و خازنها منفجر می‌شوند. لامپ تصویر همه تلویزیونها و مانیتورهای خاموش یا روشن نورانی شده و می‌سوزد. همه موتور الکتریکی با آخرین دور ، همه و همه از کار می‌افتند و ناگهان شهر در قهقرا فرو می‌رود. سیستمهای گرمازایی و سرمازایی ، پمپهای آب و حتی ساعتهای مچی نیز از کار می‌افتند.
شهر بدون الکتریسیته ، موتور ، باتری ، مخابرات و حرکت کاملا فلج می‌شود. همه این اتفاقات با سرعت نور یعنی کسری از ثانیه پس از انفجار یک بمب الکترومغناطیسی در حوزه میدان مغناطیسی آن اتفاق می‌افتد. با این حال سلاح مغناطیسی را می‌توان یک اسلحه انسانی نیز به حساب آورد. چرا که به ساختمانها و انسانها کمترین آسیب را می‌رساند.

 

 

بمب الکترومغناطیسی

کدام موج در نقش بمب ظاهر می‌شود؟

بزودی این نکته روشن شد که مناسبترین امواج الکترومغناطیسی برای ساخت بمبهای الکترومغناطیسی ، امواج با فرکانس در حدود گیگا هرتز است. این نوع امواج قادرند به درون انواع دستگاههای الکترونیک نفوذ کنند و آنها را از کار بیندازند. برای تولید امواج با فرکانس گیگاهرتز نیاز به تولید پالسهای الکترونیکی بود که تنها 100 پیکو ثانیه تدوام پیدا کنند. یک شیوه تولید این نوع پالسها استفاده از دستگاهی به نام «مولد ژنراتور مارکس» بود. این دستگاه عمدتا متشکل است از مجموعه بزرگی از خازنها که یکی پس از دیگری تخلیه می‌شوند و نوعی جریان الکتریکی موجی شکل بوجود می‌آورند.

 

 

مدار مارکس

با گذراندن این جریان از درون مجموعه‌ای از کلیدهای بسیار سریع می‌توان پالسهایی با دوره زمانی 300 پیکوثانیه تولید کرد. با عبور دادن این پالسها از درون یک آنتن ،امواج الکترومغناطیسی بسیار قوی تولید می‌شود. مولدهای مارکس سنگین هستند اما می‌توانند پشت سرهم روشن شوند تا یک سلسله پالسهای قدرتمند را به صورت متوالی تولید کنند. این نوع مولدها هم اکنون در قلب یک برنامه تحقیقاتی قرار دارند که بوسیله نیروی هوایی آمریکا کانزاس در دست اجراست.

 

 

ژنراتور مارکس

 

بمب الکترومغناطیسی چگونه عمل می کند؟

E - Bomb به سال 1945 بر می‌گردد. فیزیکدانی به نام آرتور . اچ. کامپتون روی جریان خروجی الکترونهای اتم مطالعه می‌کرد که امروز به اثر کامپتون معروف می‌باشد. بعدها اثر کمپتون در قالب تکانهای الکترومغناطیسی به طراحی انواع سلاحهای الکترومغناطیسی مختلف انجامید. برای شناخت E - Bomb باید ابتدا با یک تانک LC آشنا شویم:

تانک LC چیزی نیست جز یک مدار ساده نوسان ساز که از یک سلف یا سیم پیچ و یک خازن و یک باتری تشکیل شده است. در تانک LC یک فرکانس میرا تولید می‌گردد که اگر یک کلید قطع و وصل الکترونیکی به آن اضافه نماییم، بسته به قدرت فرکانس سازی یک فرکانس رادیویی کریر یا حامل خواهیم داشت. هر چند مدار الکترونیکی قابلیت تولید فرکانس در محدوده‌های مختلف را داراست، لیکن نیاز به یک مدار طبقه تقویت نیز دارد تا قدرت فرستندگی آن افزایش یابد.

 

 

مدار LC

لذا باید سر راه آن از یک تقویت کننده ترانزیستوری قدرت نیز بهره جست که باز بسته به توان خروجی ترانزیستور طبقه تقویت قدرت فرستنده افزایش می‌یابد. قدرت یک فرستنده بستگی به توان خروجی آن دارد.معمولا فرستنده‌های 5 وات یا بالاتر از آن فرستنده‌های نیرومند به حساب می‌آیند، به نحوی که اگر انسان در کنار آنها قرار گیرد برای سلامتی وی مضر خواهد بود.

حال آنکه می‌توان با افزایش طبقات تقویت قدرت فرستندگی امواج را بسیار بالا برد. اما این تنها بخش الکترومغناطیسی بمب الکتریکی می‌باشد، در حالیکه این بمب مثل هر بمب دیگری دارای واحد بخش انفجاری نیز می‌باشد. این قسمت یک بمب کاملا کلاسیک و عادی است. در واقع بخش اصلی بمب الکترومغناطیسی یک لوله تو خالی رسانا است، که حکم هسته سیم پیچ بمب را نیز دارد و در داخل این هسته مواد منفجره و چاشنی الکتریکی قراردارد که درست در لحظه انفجار بمب مدار الکتریکی نیز بکار می‌افتد و میدان مغناطیسی حاصل از کارکرد مدار الکترونیکی در یک میدان انفجاری قرار گرفته و انفجار میدان الکترومغناطیسی رخ می‌دهد.

همزمانی انفجار بمب و بکار افتادن مدار نوسان ساز بسیار مهم می‌باشد. زیرا آنچه موجب تقویت امواج الکترومغناطیسی باور نکردنی و ارسال امواج الکترومغناطیسی در همه جهات می‌گردد وقوع انفجار در مرکز میدان مغناطیسی می‌باشد. همچنین از دیگر نکات حائز اهمیت در E - Bomb جهت سیم پیچ است که با عنایت با قانون دست راست فلمینگ می‌توان جهت شار مغناطیسی را متناسب با شکل سیم پیچ ، تعیین نمود.

 

 

قانون دست راست فلمینگ

ایجاد میدان مین الکترومغناطیسی

هدف این برنامه جای دادن مولدهای مارکس روی هواپیماهای بدون خلبان یا در درون بمبها و موشکهاست تا از این طریق نوعی «میدان مین الکترومغناطیسی» برای مقابله با دشمن ایجاد شود. اگر هواپیما یا موشک دشمن از درون این میدان مین الکترومغناطیسی عبور کند، بلافاصله نابود خواهد شد. اگر لازم باشد تنها یک انفجار عظیم به انجام رسد، به دستگاهی نیاز است که بتواند یک پالس الکترونیکی بسیار قدرتمند را بوجود آورد؛ این کار را می‌توان با استفاده از مواد منفجره متعارف نظیر «تی . ان . تی» انجام داد. دستگاهی که این عمل را به انجام می‌رساند، «متراکم کننده شار» نام دارد.

 

 

متراکم کننده شار

در این دستگاه از انفجار اولیه یک ماده منفجره متعارف برای فشرده کردن یک جریان الکتریکی و میدان الکترومغناطیسی تولید شده بوسیله آن استفاده می‌شود. زمانی که این جریان فشرده شد، به درون یک آنتن فرستاده می‌شود و یک موج الکترومغناطیسی بسیار قدرتمند از آنتن بیرون می‌آید. طرح تکمیل دستگاههای متراکم کننده شار از سوی نیروی هوایی آمریکا در ایالت نیو مکزیکو در دست تکمیل است. از جمله طرحهایی که برای کاربرد این دستگاه در نظر گرفته شده ، جای دادن آنها در بمبهایی است که از هواپیما به پایین پرتاب می‌شود و نصب آنها در موشکهای هوا به هواست.

امتیاز بزرگ بمبهای الکترومغناطیسی

  • نخست آنکه این بمبها مستقیما جان انسانها را به خطر نمی‌اندازد و تنها بر دستگاههای الکترونیک اثر می‌گذارد.

  • نکته دوم آنکه ساخت آنها بسیار ساده است.

  • همچنین بمبهای الکترومغناطیسی در صورتی می‌توانند بالاترین خسارت را وارد آورند که فرکانس امواجشان با فرکانس دستگاههایی که به آنها وارد می‌شوند یکسان باشد.

    بنابراین برای ایجاد مصونیت در دستگاههای الکترونیکی که در مراکز حساس کار می‌کنند، می‌توان طراحی مدارها را به گونه‌ای انجام داد که اولا میان بخشهای مختلف ، سپرهای محافظتی موجود باشد و ثانیا در ورودی این قبیل دستگاهها باید صافیها و سنجنده‌هایی را قرار داد که بتواند علامتهای مورد نیاز و امواج حاصل از انفجار را تشخیص دهند و مانع ورود این قبیل امواج شوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392ساعت   توسط   | 

مین چیست؟

مین مقداری ماده منفجره ، شیمیایی یا آتش زاست که معمولاً در یک جعبه (بدنه) قرار داده میشود و به منظور انهدام یا ایجاد خسارت به خودروها ،قایق هاو ... مورد استفاده قرار گرفته و با طوری طرح ریزی می شود که باعث زخمی یا کشته شدن و یا از کار افتادن نفرات شود.


تصویر




قسمتهای تشکیل دهنده مین:
1- ماسوره  :
     وسیله ایست که در اثر تحریک ایجاد شعله یا ضربت نموده و با انفجار چاشنی سبب انفجار مین میگردد.
2- چاشنی:
     منفجره ایست با حساسیت زیاد و قدرت انفجاری کم
3-خرج کمکی:
     منفجره ایست با حساسیت کمتر از چاشنی و قدرت انفجاری بیشتر که در برخی مینها ممکن است وجود نداشته باشد
4-خرج اصلی :
    منفجره ایست با حساسیت کم و قدرت انفجاری بسیار بالا.
5- بدنه

تصویر

ترتیب ایجاد آتش در مین:
1- تحریک ماسوره
2-عمل ماسوره
3-انفجار چاشنی
4- انفجار خرج کمکی
5- انفجار خرج اصلی و بدنه

گونه‌های مین:

    مین صوتی (acoustic mine): با امواج منتشرشده از هدف منفجر می‌شود.
    مین ضد هوابرد (anti-airborn mine): در محل‌های احتمالی پیاده شدن نیروهای هوابرد کار گذاشته می‌شود.
    مین ضد نفر (antipersonnel mine): برای وارد کردن تلفات و ضایعات به افراد پیاده و ناتوان کردن آنان به‌کار می‌رود.
    مین ضد تانک (antitank mine): تانک را از حرکت بازمی‌دارد یا باعث انهدام آن می‌شود.
    مین کف‌نشین (bottom mine): پس از رها شدن از ناو یا زیردریایی یا هواپیما در کف دریا قرار می‌گیرد و حسگرهای عمل‌کننده از نوع مغناطیسی و آوایی و فشاری دارد و برای نابودی شناور سطحی و زیرسطحی به‌کار می‌رود.
    مین جهنده ضدنفر (bounding mine): نوعی مین ضدنفر با خرج کوچک که بدنه مین را به هوا پرتاب کند و در بلندی ۳ یا ۴سانتی متر منفجر می‌شود و تکه‌های آن در همه جهت‌ها پرتاب می‌شود.
    مین شیمیایی (chemical mine): دارای مواد شیمیایی سمی برای کشتن افراد یا از کار انداختن یا آلوده کردن وسایل و زمین است.
    مین دورفرمان (controlled mine): از راه دور هدایت و منفجر می‌شود.
    مین تأخیری (delayed action mine): مدتی پس از تحریک شدن منفجر می‌شود و اغلب پشت سر نیروهای عقب‌نشینی‌کننده و برای به ستوه آوردن و انهدام نیروهای تعقیب‌کننده دشمن به‌کار می‌رود.
    مین آموزشی (training mine): مانند مین جنگی است و ماده منفجره ندارد.
    مین تمرینی (drill mine): گونه‌ای مین آموزشی که از دید اندازه و شکل و وزن مانند مین جنگی است و برای تمرین‌های لجستیکی به‌کار می‌شود.
    مین مشقی (practice mine): نوعی مین آموزشی که از دید اندازه و شکل و وزن مشابه مین جنگی است و ماسوره آن مقدار کمی ماده منفجره کُندشکن یا دودزا دارد.
    مین بی‌اثر (inert mine): گونه‌ای مین آموزشی که از دید اندازه و شکل و وزن مانند مین جنگی است؛ اما همه مواد منفجره و آتش‌زای آن بی‌اثر است.
    مین فوگاز (fougasse): پس از انفجار تکه‌های فلزی یا اشیای دیگر آن در جهت‌های پیش‌بینی‌شده پرتاب می‌شود.
    مین مهارشده (moored mine): با استفاده از لنگر به کف دریا (در مناطق حساس دریا) مهار می‌شود. این مین در ژرفای متناسب با آبخور کشتی‌ها غوطه‌ور است و با برخورد بدنه کشتی به آن منفجر می‌شود.
    مین پخشی (scatterable mine): هواپیما یا بالگرد یا توپخانه یا خودروها آن را پخش می‌کنند و در زیر خاک قرار داده نمی‌شود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1392ساعت   توسط   | 

براي فرد غير مسلحي كه در شرايط سخت قرار گرفته است يا زماني كه صداي شليك گلوله مي تواند ايجاد مشكل كند ، تله گذاري بهترين راه شكار حيوانات مي باشد . چندين تله خوب كار گذاشته شده مي تواند نقشي به مراتب بهتر از يك تفنگ را بازي كند . براي مفيد بودن انواع تله هاي كار گذاشته شده شما بايد :

 با گونه حيواني كه مي خواهيد شكار كنيد آشنا باشيد .

 قادر به تهيه مناسب  تله باشيد .

با ايجاد علامتهايي مبني بر وجود شما در محل حيواني را كه مي خواهيد شكار كنيد فراري ندهيد .

يك نوع ثابت تله براي به دام انداختن همه انواع حيوانات وجود ندارد . شما بايد گونه اي را كه مي خواهيد شكار كنيد تعيين كرده و تله اي مخصوص شكار آن گونه تهيه كنيد . در هنگام تهيه تله به موارد زير توجه داشته باشيد :

 ردّ پاها

 مسيرها

 فضولات حيواني

 علفهاي خورده شدة يا پايمال شده

 محلهاي آشيانه سازي يا استراحت

 محلهاي آب و غذا

تله هــاي خود را در جايي قــرار دهيد كه مطمئن هستيد حيوان از آنجا عبور مي كند . شما مي توانيد اين محل ها را با بررسي ردّ پاها تعيين كنيد . ردّپا تعيين مي كند كه از يك مسير چند گونه حيواني عبور مي كنند يا اينكه فقط يك گونه عبور مي كنند . شما ممكن است تله ي خوبي تهيه كنيد ، اما اگر به خوبي محكم نشده باشد نمي توانيد حيواني را شكار كنيد . حيوانات داراي مناطقي براي استراحت ، آب خوردن و غذا خوردن مي باشند كه ردّپاها شما را از محلي به محل ديگر هدايت مي كند . براي مؤثر بودن تله ها شما بايد آنها را اطراف چنين محلهايي قرار دهيد .

براي كسي كه در منطقه دشمن قرار دارد ، پنهان نگه داشتن تله ها از اهميت بيشتري برخوردار است . به همين نسبت مهم است كه علامتهايي را كه ممكن است به حيوان آگاهي دهد تا از تلـه دوري كند را پنهان نگه داشت . بنابراين اگر لازم است براي تهيه تله جايي را حفر كنيم ، تمامي خاكهاي تازه اي را كه در محل مي باشد را بايد از محل خارج كرد . بيشتر حيوانات از تله هاي چاله اي به طور غريزي دوري مي كنند . تمامي بخشهاي مختلف سازندة تلـه را در محلي دورتر تهيه كنيد و سپس آنها را به محلي كه مي خواهيد انتقال داده و نصب كنيد . چنين كاري سبب مي شود كه از تغيير دادن در شكل طبيعي منطقه اجتناب كرد و به همين ترتيب از آشكار شدن تله جلوگيري كرد . براي تهيه تله از قطع كردن گياهان تازه در محل كار گذاشتن تله اجتناب كنيد . از برش ايجاد شدة از گياهان تازه صمغي خارج مي شود كه بوي خاصي داشته وحيوان با استشمام آن بو به وجود تله پي مي برد .

شما بايد بوي خود را از اطراف تله بزداييد . هر چند پرندگان قوة بويايي ندارند ، اما تقريباً همه پستانــداران داراي قوة بويايــي قويتر از قوة بينايي مي باشند . حي كمترين بوي انسان در محل تله سبب مي شود كه آنها از تله دوري كنند . به طور عملــي زدودن بوي انســان از اطراف تله كار بسيار مشكلي مي باشد ، اما مي توان اين بو را پوشش داد . از مواد موجود در صفرا و مثانه ي شكارهاي قبلي براي پوشش دادن به بوي خود استفده كنيد . از ادرار خودتان براي انجام اين كار استفاده نكنيد . گِل و لجن محلي كه مقدار زيادي گياهان فاسد شده در آن قرار دارد نيز براي پوشش مناسب است . از اين گِل براي پوشاندن دست خود در هنگام انتقال دادن تله به محل آن و در هنگام كار گذاشتن تله استفاده كنيد . تقريباً در تمامي بخش هاي جهــان حيوانات بوي گياهــان در حال سوختن ( سوخته شده ) و دود را تشخيص مي دهند . بنابراين استفاده از دود در پوشش دادن به بوي شما بسيار مؤثر است . اگر هيچيك از تكنيكهاي بالا براي شما قابل استفاده نباشد و اگر زمان فرصت مي دهد تله را چند روز در معرض هواي باز قرار دهيد تا بوي آن از بين برود . در هنگامي كه تله را كار مي گذاريد ، تا جايي كه ممكن است سعي كنيد با محيط اطراف خود هم شكل باشيد تا از كشف شدن توسط دشمن و حيوانات در امان باشيد .

تله هايي كه در مسير حركت حيوانات كار گذاشته مي شوند بايد حركت آن را كاناليزه كند . براي ساختن يك كانال ، يك مانع قيفي شكل كه از كناره هاي مسير حركت حيوان به سمت تله كشيده شده است ، درست كنيد و تله را در بخش باريك شدة مسير حركت حيوان قرار دهيد . كاناليزه كردن مسير حركت نبايد طوري باشد كه حيوان متوجه تله گذاري شود . همينطور كه حيوان در مسير كاناليزه شده حركت مي كند نبايد بتواند به سمت راست يا چپ تله حركت كند يا بچرخد . در كاناليزه كردن لازم نيست كه از موانع غير ممكن استفاده كرد . شما فقط مي بايست موانع را طوري قرار دهيد كه حيوان در مسيري كه مي خواهيد حركت كند . براي بهتر نتيجه گرفتن كاناليزاسيون بايد عرض مسير حركتي حيوان را به قدري تنگ كرد كه فقط مقدار اندكي از عرض بدن حيوان بزرگتر باشد.

استفاده از طعمه

طعمه گذاري در تله شانس شما را براي شكار افزايش مي دهد . در هنگام ماهيگيري تقريباً از هر وسيله اي كه استفاده كنيد بايد طعمه نيز همراه آن باشد . موفقيت يك تله ي بدون طعمـه به كار گذاشته شدن آن در محل بسيار خوبي بستگي دارد . طعمه ي قرار گرفته در تله مي تواند حيوانات را به سمت خود بكشد . طعمه بايد چيزي باشد كه حيوان بشناسد . طعمه نبايد براي حيوان سهل الوصول باشد تا‌ آن بتواند به سرعت طعمه را ربوده و فرار كند . استفاده از طعمه اي مثل ذرت در وسط يك مزرعه ذرت هيچگونه كارايي ندارد . همچنين اگر در يك منطقه ذرت نرويد يك تله ي طعمه گذاري شدة با ذرت ممكن است حس كنجكاوي حيوانات را برانگيزد و آنها را به سمت دام بكشاند . يك طعمه ي خوب كه براي پستانداران كوچك بسيار مؤثر است روغن بادام زميني موجود در جيرة غذايي مي باشد . نمك نيز طعمه ي خوبي است . هنگامي كه از چنين طعمه هايي استفاده مي كنيد مقداري از آنها را در اطراف تله بريزيد تا حيوان با چشيــدن مقدار كمــي از آنها براي خوردن بيشتر آنها به سمت تله حركت كند . اين سبب مي شود كه حيوان قبل از اين كه به تله بيفتد مقداري از سطح هوشياري خود را از دست داده باشد .

اگر شما طعمه را براي شكار گونه ي خاصي فراهم كرده باشيد ، اما گونه ي ديگري طعمه را بربايد سعي كنيد تعيين كنيد آن حيوان چه بوده است ، سپس يك دام براي شكار آن حيوان فراهم آوريد و از همان طعمه استفاده كنيد .

نكته : وقتي كه شما با موفقيت حيواني را شكار كرديد نه تنها اعتماد به نفس بيشتري به دست مي آوريد بلكه خود را براي طعمه گذاري در تله هاي بيشتري تجهيز مي كنيد .

ساختن تله

تله ها شكار را له كرده ، خفه كرده ، آويزان كرده يا گير مي اندازد . يك تله ي ساده معمولاً از دو يا چند راه براي گرفتن حيوان استفاده مي كنند . مكانيسم هايي كه تله را براي گرفتن حيوان قوي مي كنند ، ممولاُ بسيار ساده هستند . كردن حيوان نيروي جاذبه زمين ، نيروي كشش ناشي از بستن تله به يك نهال ، قدرت كافي براي شكار را در تله ايجاد مي كند .

مهمترين قسمت تله ، ضامن آن است . وقتي كه شما يك تله را طراحي مي كنيد از خود سؤال كنيد كه آن چگونه بايد بر حيوان اثر بگذارد ؟ منبع انرژي آن چيست ؟ و بهترين ضامني كه مي توان براي آن طراحي كرد چه مي باشد ؟ پاسخ شما به اين سؤالات به شما كمك مي كند تا تله ي اختصاصي براي گرفتن گونه ي خاص داشته باشيد . تله ها براي گرفتن و نگه داشتن يا گرفتن و كشتن طراحي شده اند . تله هايي كه از طناب استفاده مي كنند يكي از دو عملكرد ذكر شده را دارند.

تله ساده

يك تله ساده ( تصوير 5-8 ) از يك طناب كه در مسير قرار گرفته و به يك تكيه گاه محكم بسته شده است ، تشكيل شده است . اگر طناب از نوعي باشد كه در بالاي سمت راست مسير قرار گيرد از تركه ها و علفها براي آماده نگه داشتن آن استفاده كنيد . فيبرهاي شبكه اي نيز براي باز نگه داشتن كمند درست شده با طناب بسيار مفيد هستند . مطمئن شويد كه كمند به اندازه كافــي بزرگ باشـــد تا سر حيــوان به راحتي از داخل آن عبور كند . همين كه حيوان مي خواهد به حركت خود ادامه دهد طناب بر دور گردن آن محكم مي شود . هر قدر حيوان بيشتر تقلا كند طناب محكمتر مي شود . اين نوع تله ها معمولاً حيوان را نمي كُشد . اگر از طناب استفاده مي كنيد بايد به اندازه كافي شُل باشد تا روي گردن حيوان ليز بخورد . بنابراين سيم ها بهترين انتخاب براي ساختن تله ساده مي باشد .

تله قلابي

از يك قلاب براي گرفتن حيوان در اين نوع استفاده مي شود . ( تصوير 6-8 ) . چندين تكه چوب ( شاخه دار ) را كه محكم در زمين فرو رفته اند را در دو طرف مسير حركت حيوان قرار دهيد و با يك رابط تكه چوبها را به هم وصل كنيد . قلاب را به رابط گره بزنيد و آن را در ارتفاع متناسب با سر حيوان مورد نظر قرار دهيد . ( قلابي كه براي گرفتن سر حيوان طراحي شده است نبايد به اندازه اي پايين باشد كه به پاي حيوان گير كند . هميطور كه قلاب دور گردن حيوان محكم مي شود ، حيوان چوب رابط موجود در بين تكه چوبهاي شاخه دار را نيز مي كشد . اين سبب مي شود كه تمامي تكه چوبها به همراه چوب رابط به روي او ريخته و حيوان در زير آنها گير كند.

تله ارتجاعي بالا رونده

در اين نوع تله از يك نهال نوپا استفاده مي شود و طناب به آن گره زده شده و با يك ضامن محكم مي شود . اگر شما تمامي شاخه هاي اضافي نهال را بچينيد و فقط طناب را بايك شاخه نهال محكم كنيد تله سريعتر عمل مي كند و انرژي بيشتري خواهد داشت .

يك تله ي ارتجاعي بالاروندة ساده از دو تكيه گاه شاخه دار كه يكي بزرگ و ديگري كوچك است درست مي شود ( تصوير 7-8 ) . نهال را خم كنيد و مسير زير آن را علامتگذاري كنيد . تكيه گاه بلند را محكم در نقطه اي بر روي زميني محكم كنيد تا مطمئن شويد كه برش روي تكيه گاه كوچك موازي زمين باشد . پايه بلند تله را به تكه هاي طناب كه به بخش ارتجاعي محكم شده اند گره بزنيد . پايه كوتـاه را طوري قطع كنيد كه پايه كوتاه ساير چوبهاي شاخه دار را نيز بگيرد . كمند را روي مسير قرار دهيد . وقتي كه يك حيوان سر خود را داخل كمند كند ، اين سبب كشيده شدن چوب مي شود و بخش ارتجاعي تله را به حركت در مي آورد و بدين ترتيب حيوان آويزان مي شود.


تله پرنده اوجيبوا

يك تله اوجيبوا تله اي است كه توسط بوميان آمريكا مورد استفاده واقع مي شده است ( تصوير 9-8 ) . براي مؤثر بودن اين تله آن را در يك منطقه باز دور از درختان بلند قرار دهيد . براي بهتر نتيجه گرفتن آن را در نزديكي مناطق غذايي پرندگان يا گودالهاي آبخوري پرندگان قرار دهيد . يك انتهاي 1 / 2 متري تا 8/1 متري را ببُريد و شاخ و برگهاي اضافي آن را بچينيد . از چوبهاي صمغ دار مثل كاج استفاده نكنيد . انتهاي چوب را تيز كنيد ، سپس يك سوراخ به قطر 5-5/7 سانتيمتر پايين تر از قسمت بالاي چوب ايجاد كنيد . يك چوب 10 تا 15 سانتيمتري ببُريد و يك انتهاي آن را طوري شكل دهيد كه داخل سوراخ قرار گيرد . به اين كار قرار دادن روي چوب مي گويند . ( پرچ )پايه بلند تهيه شده را طوري روي زمين قرار دهيد كه انتهاي آن به سمت بالا باشد . يك وزنة كوچك ، حدوداً هم وزن گونه اي كه مي خواهيد شكار كنيد به يك سر طنــاب ببنديد ، انتهــاي آزاد طناب را از سوراخ بگذرانيد و يك حلقه كه پرچ را مي پوشاند درست كنيد . يك گره روي دستي ساده در طناب ايجاد كنيد و مقابل سوراخ قرار دهيد اجازه دهيد طنــاب به راحتي از سوراخ عبور كند تا زماني كه گره روي دستي مقابل پايه و قسمت بالاي پرچ برسد . كشيده شدن گرة روي دستي در مقابل  پايه و پرچ سبب ثابت شدن پرچ در محل خود ثابت بماند . حلقه را روي پرچ بگسترانيد و اطمينان حاصل كنيد كه كاملاً پرچ را پوشش داده است . بيشتر پرندگان ترجيح مي دهند كه بر روي چيزي بالاي زمين بنشينند و آنها روي پرچ مي نشينند ، پرچ مي افتد گرة روي دستي آزاد مي شود و اجازه مي دهد تا وزنه بيفتد . در اين هنگام حلقه دور پاهاي پرنده محكم مي شود ، و آن را مي گيرد . اگر وزنه خيلي سنگين باشد پاهاي پرنده بريده مي شود و پرنده فرصت مي يابد تا دوباره پرواز مي كند.

چوب حلقه دار

يك چوب حلقه دار براي گرفتن پرندگان در حال استراحت يا پستانداران كوچك مناسب مي باشد . ( تصوير10-8 ) شكار با اين وسيله نياز به صبر و حوصله زيادي دارد . اين چوب بيش از اينكه طناب باشد يك سلاح است . اين از يك چوب ( به انداه اي كه لازم است ) با يك حلقه اي از سيم يا طناب در يك انتهاي آن درست شده است . براي گرفتن حيوان شما حلقه را دور گردن يك پرندة در حال استراحت قرار مي دهيد و به شدت مي كشيد . شما همچنين مي توانيد حلقه را بالاي سوراخ لانه حيوانات قرار دهيد . وقتي كه حيوان از لانه خارج مي شود ، شما چوب را مي كشيد و به اين ترتيب حلقه دور گردن حيوان محكم مي شود . حتماً يك چماق با خود داشته باشيد تا حيوان را پس از گرفتن بكشيد.

تله فنري ركابي

از اين نوع تله براي شكار حيوانات كوچك استفاده مي شود . ( تصوير 11-8 ) يك حفرة كم عمق در مسير حركت حيوان حفر كنيد ، سپس يك چوب شاخه دار در داخل زمين در هر دو طرف حفره و در يك سمت جاده قرار دهيد . سپس دو چوب نسبتاً راست كه روي دو چوب قبلي پل مي زند انتخاب كنيد . اين دو چوب را طوري قرار دهيد كه سرهاي آنها با دو چوب شاخه دار قبلي درگير شود . چندين چوب روي حفره در جاده با قرار دادن يك سرشان روي چوبهاي افقي پايين تر و يك سر ديگرشان روي زمين در طرف مخالف حفره قرار دهيد . حفره را با تكه چوبهايي به انداز كافي بپوشانيد ، به طوري كه حداقل شكار با يكي از آنها برخورد كند و تله فعال شود . يك سر طناب را به يك وزنه كه از روي يك درخت آويزان شده است يا به يك نهال تازه گره بزنيد . آن نهال تازه را خم كنيد يا وزنه را بالا بياوريد تا جايي كه بتوانيد تعيين كنيد كجا شما يك ضامن 5 سانتيمتري مي توانيد داشته باشيد . در سر ديگر طناب يك حلقه درست كنيد . حلقه را بالاي چوبهاي موجود در حفره بگسترانيد . ضامن تله را مقابل چوبهاي افقي قرار دهيدو طناب را پشت چوبها بگذاريد به طوري كه كشيده شدگي حاصل از خم شدن درخت يا آويزان شدن وزنه آن را نگه دارد . انتهاي چوبهاي افقي را طوري درست كنيد كه دقيقاً در مقابل ضامن قرار گيرد . حيواني كه براي برداشتن طعمه موجود بر روي چوب هاي روي حفره به سمت آن مي روند سبب مي شود كه انتهاي چوبهاي افقي به پايين حركت كنند ، ضامن آزاد شود و حلقه دور پاهاي حيوان پيچيده شود . به علت به هم خوردن وضع طبيعي جاده در طي ساختن اين نوع تله حيوان كاملاً هوشيار مي شود ، بنابراين شما بايد مسير حركت حيوان را كاناليزه كنيد.

تله سقوط آواري

شكل 4 در واقع همان ضامن تله مي باشد كه براي انداختن يك وزنه بر روي يك حيوان و له كردن آن استفاده مي شود ( تصوير 12-8 ) . انواع وزنه هايي كه استفاده مي شوند ممكن است مختلف باشند اما بايد به اندازه اي سنگين باشند كه حيوان را كشته و يا به سرعت ناتوان سازند . براي ساختن شكل 4 از سه تكه چوب به هم گره خورده استفاده كنيد اينها شكل 4 را هنگامي كه تحت فشار وزنه قرار دارند حفظ مي كنند . قبل از اقدام به ساختن اين تله ها ، ساختن ضامن 4 شكل را تمرين كنيد . چوبهايي كه براي ساختن ضامن 4 شكل شما به چوبهايي با استقامت خوب نياز داريد و بايد زاويه قرار گرفتن آنها نيز دقيق باشد.


تله كماني

تله كماني يكي از انواع تله هاي سقوط آواري است . اين همين طور كه براي حيوانات خطرناك است براي انسان نيز خطرناك مي باشد ( تصوير 14-8 ) . براي ساختن اين تله ، يك كمان برداريد و آن را با يك تركه به زمين تكيه دهيد . همينطور كه كمان را تكيه مي دهيد ، نقطه هدف را تعيين كنيد . چوب ضامن را به چوب گيره محكم ببنديد . دو چوب صاف كه در زمين محكم شده اند ، چوب ضامن را در محلي كه چوب گيره با آن درگير مي شود ثابت مي كنند . چوب شكار را مابين چوب گيره و يك چوب محكم شده در روي زمين قرار دهيد . يك سيم ارتجاعي يا طناب به چوب شكار گره بزنيد و آن را دور چوب هاي ثابت شدة دور زمين بپيچيد ( مانند تصوير 14-8 ) وقتي كه شكار به سيم يا طناب گير كند كمان يك تير را به سمت او پرتاب مي كند . وجود يك شكاف كوچك در كمان به دقيقتر شدن شليك تير كمك مي كند .

هشــــــدار

اين يك تله كشنـده است . در هنگام نزديك شدن به آن بسيار احتياط كنيد و از عقب نزديك شويد.

نيزة استوانه اي

براي ساختن اين نوع تله نياز به يك پايه حدوداً 5/2 متري داريم ( تصوير 15-8 ) در انتهاي كوچكتر چندين تكه چوب كوچك را محكم ببنديد . انتهاي بزرگتر را محكم به يك درخت كه در مسير حركت حيوان مورد نظر قرار گرفته است گره بزنيد . يك طناب ديگر به يك درخت ديگر كه در عرض مسير قرار دارد گره بزنيد . يك چوب بزرگ و قوي و بادوام به انتهاي ديگر طناب ببنديد . از درخت اول يك سيم يا طناب از پايين به جاي مناسب ديگري گره بزنيد . يك حلقه دور چوب محكم تهيه شده با سيم ايجاد كنيد . انتهاي چوب ضخيم و محكم را داخل حلقه تهيه شده قرار دهيد و انتهاي ديگر آن را مقابل درخت دوم بگذاريد . انتهاي كوتاهتر نيزة استوانه اي را در عرض مسير و در محلي مابين طناب كوچك و چوب ضخيم و محكم قرار دهيد . وقتي كه حيوان به سيم يا طناب گير كند ، چوب شكار حلقه درست شده را مي كشد ، نيزة استوانه اي آزاد مي شود و در عرض مسير حركت كرده و حيوان را به جلو درخت ميخكوب مي كند .

هشــــــدار

اين يك تله كشنده است . با احتياط به آن نزديك شويد .

تله بطری

از يك تله بطري شكل براي به دام انداختن موشها استفاده مي شود ( تصوير 16-8 ) . يك حفره با عمق 30-45 سانتيمتري حفر كنيد كه قسمت پايين آن از بالا عريض تر باشد . دهانه ي حفره را تا جايي كه مي توانيد كوچك درست كنيد . مقداري شاخ و برگ و چوب بر روي دهانه حفره قرار دهيد و زيرآنها تعدادي سنگ كوچك بگذاريد تا آنها را 5/2 - 5 سانتيمتر از روي زمين بالاتر قرار دهند . موشها براي فرار كردن از خطر سعي مي كنند زير اين پوشش پنهان شوند و وقتي به زير آن روند به داخل حفره مي افتند . آنها نمي توانند از زير حفره بيرون روند ، زيرا ديواره هاي حفره داراي شيب معكوس است . وقتي كه به اين تله ها سر مي زنيــد كاملاً دقت كنيــد ، زيرا مكــان مناسبـي براي پنهان شدن مارها نيز مي باشند.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1392ساعت   توسط   | 

ماده انفجاری سی 4 یک گونه از مواد منفجره پلاستیکی به حساب می آید. این ماده منفجره و در کل، کلیه مواد منفجره خانواده پلاستیکی از مواد با ترکیب پلاستیک به چند منظور اصلی بهره می برند و با استفاده از این مواد ، حساسیت این گونه از مواد منفجره به فشار و ضربات ناگهانی بسیار کاهش می یابد.
به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق، مواد منفجره امروزه نه فقط در بخش های نظامی و بلکه دارای کاربردهای فراوانی در بخش های مختلف صنعتی و علمی نیز هستند. انواع بسیار گوناگونی از مواد منفجره در حال حاضر در جهان تولید و مورد استفاده قرار می گیرد که مسلما توضیح و معرفی آنها از توان این قلم و حوصله خوانندگان خارج است. در این مطلب قصد داریم تا شما را با 5 ماده منفجره معروف که بیشتر در جهان کاربرد داشته و ممکن است به دفعات در اخبار و یا فیلم های سینمایی با نام آنها رو به رو شوید آشنا کنیم.

نیترو گلیسیرین

اولین ماده منفجره ما یک گونه مایع است که به عنوان پایه مواد منفجره در جهان شناخته می شود. این مایع انفجاری یکی از عناصر اصلی ساخت "دینامیت" به شمار می رود. در یک نمایه کلی "نیترو گلیسیرین" یک مایع روغنی است که اولین بار توسط " آسکانیو سوبررو " شیمیدان ایتالیایی در سال 1847 میلادی کشف شد. تا آن زمان باروت سیاه به عنوان قوی ترین ماده منفجره در جهان شناخته می شد اما این مایع انفجاری جدید قدرتی بسیار بیش از باروت داشت.

نتیرو پس از آن به سرعت توسط بخش های صنعتی همچون راه سازی و یا صنعت معدن به کار گرفته شد. این مایع انفجاری به راحتی می توانست حجم زیادی از پوشش های خاکی و یا سنگی را شکافته و مسیر مورد نظر را باز کند. اما این مایع انفجاری دارای مشکلاتی هم بود. نیترو در شکل مایع شدیدا به شوک و ضربه ناگهانی حساس است. چندین مورد انفجار در همان سالهای قرن نوزدهم میلادی این نکته را اثبات کرد که کار با این ماده انفجاری به شدت خطرناک است.

نیترو در برابر گرم شدن سریع نیز حساس بود. به طور معمول این مایع در دمای 4 درجه سانتیگراد یخ می زند. در گذشته این مایع در زمان حمل به صورت یخ زده حمل می شد چون در این حالت حساسیت این ماده در این حالت کمتر بود. البته در این جا نیز مشکل دیگری وجود داشت و آن هم بحث یخ زدایی این ماده بود. در بسیاری از موارد گرم کردن ناگهانی این ماده باعث انفجار آن می شد. این آلفرد نوبل شیمیدان و مخترع سوئدی بود که توانست با استفاده از این مایع " دینامیت " را اختراع کند که به دلیل دارا بودن حالت جامد از امنیت بیشتری برخوردار بود.

نیترو گلیسیرین به غیر از استفاده در بخش مواد منفجره در بحث پزشکی نیز به عنوان یک داروی مهم در بخش بیماری های قلبی و عروقی مورد استفاده قرار می گیرد.

دینامیت

شاید بتوان "دینامیت" را معروفترین ماده منفجر در کل دوران دانست. این اختراع " آلفرد نوبل " مخترع سوئدی به معنای واقعی کلمه دنیای مواد منفجره را دچار تغییری انقلابی کرد. همانگونه که در بالا اشاره شد نیترو گلیسیرین به عنوان یک مایع انفجاری به شدت حساس بوده و کار با آن بسیار مشکل بود.

در سال 1867 میلادی " آلفرد نوبل " موفق شد با ترکیب نیترو گیلیسیرین مایع با " خاک دیاتومه " که نوعی خاک حاوی فسیل های جلبکی است ، دینامیت را بسازد. ماده دیگری که به این ترکیب اضافه می شود " سدیم کربنات " نام دارد. دینامیت از ابتد بیشتر به شکل استوانه ای و درون پوشش های کاغذی بسته بندی می شد. در ابتدا دینامیت با نام تجاری " پودر انفجاری نوبل " به بازار عرضه شد. معمولا سه عدد از این دینامیتها به هم بسته شده و با یک فیتیله مشترک مجهز می شدند. در ابتدا این ماده منفجره با استقبال شدید صنایع راه و معدن در نقاط مختلف جهان رو به رو شد و البته به زودی پتانسیل های بالای نظامی آن نیز مورد شناسایی قرار گرفت.

در طول دو جنگ جهانی حجم زیادی از این ماده منفجره برای نابودی تاسیسات گوناگون مورد استفاده قرار گرفت. گونه خاصی از دینامیت نیز که با مواد ژلاتینی پوشش داده شده بود برای استفاده های زیر آبی ساخت شد. اما با وجود امنیت بیشتر باز هم دینامیت یک ماده 100 درصد مطمئن نیست. زمانی که دینامیت ها در یک جعبه و برای مدت طولانی نگه داری می شوند با پدیده ای رو به رو می شوند که در اصطلاح باعث " عرق کردن " دینامیت شده و نیترو گلیسیرین مایع را که در درون دینامیت به کار رفته از درون آن خارج کرده و در کف جعبه و یا سطح انبار شده جمع می شود.

 مشخص است که این مسئله نیز بسیار خطرناک بوده و با هر حرکت ناگهانی کل محتویات جعبه امکان منفجر شدن را دارد. همین مشکلات بود که در نهایت به ساخت مواد منفجره امن تر مثل تی ان تی منجر شد.

تی ان تی

اما یکی از مشهورترین مواد منفجره حال حاضر در دنیا " تی ان تی " نام دارد. باید گفت که این ماده جامد زرد رنگ انفجاری به طور کلی در برابر ضربه و شوک حساسیتی نداشته و در دمای 82 درجه سانتیگراد نیز ذوب می شود. برای منفجر کردن این ماده حتما باید از یک مکانیزم فعال کننده مثل فیتیله یا جریان الکتریکی استفاده کرد.

" تی ان تی " اولین بار در سال 1863 میلادی توسط شیمیدان آلمانی " ژولیوس ویلبرند " ساخته شد. تا سالها به دلیل سختی های موجود برای منفجر کردن این ماده و این که مواد منفجره در آن زمان از تی ان تی قویتر بودند از این ماده استفاده چندانی به عمل نیامد. از ابتدای قرن بیستم آلمان به استفاده از تی ان تی خصوصا در بحث گلوله های ضد زره برای کشتی های جنگی خود رفت.

 تحقیقات آلمانی ها نشان داد که گلوله های ضد زره که از تی ان تی به عنوان ماده منفجره استفاده می کنند پس از نفوذ به درون بدنه کشتی منفجر شده و تخریب بییشتری را ایجاد می کنند. پس از آلمان ها انگلستان و ایالات متحده آمریکا نیز از همین الگو برای ساخت گلوله های ضد زره، اژدر و مین های دریایی استفاده کردند.

البته باید توجه داشت که تی ان تی به صورت عادی ماده ای با خواص سمی است که اولین بار مشکلات ناشی از تماس آن با پوست در طول جنگ اول جهانی و در بین زنان کارگر انگلیسی که در کارخانه های مهمات سازی انگلستان فعال بودند خود را نشان داد. پوست دست این زنان زرد رنگ شده و بسیاری از آنها از علائمی همچون کم اشتهایی و حالت تهوع رنج می بردند. این مشکلات باعث شد که کارگران از آن به بعد برای کار با این ماده از دستکش و ماسکهای حفاظتی استفاده کنند. تی ان تی تا به امروز به عنوان یکی از مهمترین مواد منفجره چه در بخش نظامی و چه صنعتی کاربرد داشته و در حجم بالا مورد استفاده قرار می گیرد.

سی 4

ماده انفجاری سی 4 یک گونه از مواد منفجره " پلاستیکی " به حساب می آید. این ماده منفجره و در کل کلیه مواد منفجره خانواده پلاستیکی از مواد با ترکیب پلاستیک به دو منظور اصلی بهره می برند. اولا با استفاده از این مواد ، حساسیت این گونه از مواد منفجره به فشار و ضربات ناگهانی بسیار کاهش می یابد و حمل و نقل این گونه از مواد برای کاربران مختلف خصوصا واحدهای نظامی بسیار امن تر و راحت تر صورت می گیرید.

 جالب است که بدانید این ماده منفجره حتی با شلیک مستقیم گلوله نیز منفجر نمی شود.  بحث بعدی در مورد قابلیت شکل پذیری این گونه از مواد است. مواد منفجره پلاستیکی مثل سی 4 به راحتی و به مانند خمیر اسباب بازی قابلیت شکل پذیری داشته و به راحتی بر روی سطوح مختلف قابل نصب است.

ماده پایه ای برای ساخت سی 4 ماده منفجره " RDX " است. این ماده چیزی در حدود 91 درصد از ترکیب کلی ماده منفجره مورد نظر را تشکیل می دهد. باقی این ماده از ترکیبات پلاستیکی و روغن موتور تشکیل می شود.

امروزه در انواع گوناگونی از نارنجکها و مین های ضد نفر از سی 4 به عنوان ماده انفجاری استفاده می شود. باید گفت که سی 4 معمولا از فیتیله سوزان و یا خرج الکتریکی برای انفجار استفاده می کند.

سمتکس

اما آخرین گونه از مواد منفجره که در این لیست به شما معرفی می شود " سمتکس " نام دارد. این ماده منفجره که از خانواده مواد منفجره پلاستیکی به حساب می آید از ترکیب موادی همچون " پینتریت " و " RDX " ساخته شده است. سمتکس اولین بار در کشور چکسلواکی سابق در اواخر دهه 1950 میلادی ساخته شد.

این ماده منفجره از لحاظ قابلیت ها به سایر مواد منفجره پلاستیکی دیگر شباهت زیادی دارد اما نکاتی در مورد سمتکس وجود دارد که این ماده منفجره را در مرحله بالاتری قرار داده و خصوصا آن را به ماده انفجاری گروه های چریکی و تروریستی بدل کرده است.

این ماده خاصیت جامد و پلاستیکی بودن خود را تا دمای 40 – و 60 + درجه سانتیگراد حفظ می کند و در عین حال ضد آب نیز به حساب می آید. نکته دیگر این است که به دلیل ترکیبات خاص به کار رفته در این ماده شناسایی آن توسط سیستم های کشف مواد منفجره بسیار مشکل است. گروه های مبارز ویتنامی ، ارتش جمهوری خواه ایرلند و گروه های مبارز در خاورمیانه از جمله کاربران این ماده انفجاری بودند.

 جالب است بدانید که پرواز معروف شماره 103 خط هوایی پان آمریکن که در سال 1988 برفراز لاکربی اسکاتلند منفجر شد به وسیله ماده سمتکس به آن سرنوشت شوم دچار شده و سیستم های شناسایی در فرودگاه هیتروی لندن نتوانستند این ماده را کشف کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1392ساعت   توسط   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1392ساعت   توسط   | 

آموزش تونفا و راپل


آموزش تونفا وراپل جهت ارگانها وسازمانهای قانونی به صورت عمومی وتخصصی پذیرفته میشود

آموزش تونفا :

 شامل انواع ضربات- انواع گارد تونفا - شناخت تونفا - تکنیکهای رهایی - تکنیک های حمل مهاجم -  تکنیک های قفل مفاصل و  تکنیک های دفاع در مقابل انواع سلاح و.........

آموزش راپل شامل : 

شناخت راپل - ابزار شناسی - انواع فرود - چند گره ساده 

آموزش تخصصی راپل شامل :

 آموزش انواع گره ها - شناخت ابزار کارگاه - آموزش کارگاه زدن - شناخت انواع گارگاه های راپل واعتماد بنفس ایجاد کارگاه در دامنه های کاملا برفی و یخ زده و..................................

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1392ساعت   توسط   | 

هنر زنده ماندن در شرایط سخت – ۵

 «چگونه آتش روشن  کنیم؟»

یکی از  مهارتهای اولیه که هر عضو تیم عملیات در شرایط اضطرار باید آنرا به خوبی فرا بگیرد. طریقه صحیح و موثر آتش درست کردن است. خصوصا که این امر در فصول سرد سال که ممکن است به خاطر شرایط بد جوی،شب ماندنی های اجباری در طبیعت صورت گیرد یا اینکه به هر علتی(گرم شدن،غذاپختن،خشک کردن لباس و…)احتیاج به آتش داشته داشته باشیم ،حالتی کاملا حیاتی پیدا میکند.

کلیات:
ما برای روشن کردن آتش به سه عامل اساسی احتیاج داریم:
۱-آتش زنه:وسیله  ای که میتواند اولین شعله یا جرقه را برای تولید آتش ایجاد کند،از  قبیل:کبریت-فندک-ذره بین و…
۲-آتش گیر:موادی هستند که به سرعت مشتعل می شوند  و میتوان هسته اولیه آتش رابا آنها تولید کرد،از قبیل:خارو خاشاک،برگهای
خشک،کاغذ،نفت،الکل و …
۳- سوختها:موادی که اشتعال آنها هدف نهایی آتش روشن  کردن است از قبیل: چوب ،فضولات خشک حیوانات، بته و ..

قسمت اول:«آتش زنه ها»
همانطور که پیشتر گفته شد؛آتش زنه ها وسایلی هستند که اولین شعله یا جرقه را برای تولید آتش ایجاد می کنند.که فندک و کبریت معمولی ترین نوع این وسایل هستند.

۱-فندکها:
اگر توجه کرده  باشید انواع و اقسام فندک با مکانیزمهای مختلف در بازار موجود میباشد ولی انواعی که  به کار بحث ما می آیند از این قرارند:
۱-بهترین نوع فندکی که می توان از آن در  طبیعت و شرایط بد جوی استفاده کرد از نوعی هست که به فندک المنتی مشهور هست .این
فندکها به خاطر خاصیت ضد باد بودنشان از کارایی بسیار خوبی در طبیعت برخوردارند و
لی باید در اسفاده از آنها این نکته را همیشه به خاطر سپرد که:مصرف سوخت این فندکها
بسیار بالاست و حتما بعد از چند بار استفاده باید شارژ مجدد شوند.
۲-فندکهای موسوم به که از سوخت مایع استفاده می کنندالبته به شرطی که  از انواع مرغوب آنها استفاده شود.
توجه:استفاده از فندکهای معمولی گازی مخصوصا  نوع موسوم به مگنتی به خاطرعدم کارایی در هوای بادی به هیچ وجه توصیه نمیشود.

۲-کبریت:
مشخصات یک کبریت  خوب:
۱-دارای چوب بلند باشد.
۲-گوگرد سر آن زیاد باشد.
کبریت  متداولترین نوع آتشزنه هست ولی حساسیت آن به رطوبت بزرگترین نقطه ضعف آن می باشد.پس همیشه یادمان باشد که حداقل یک بسته کبریت را در خشکترین جای ممکن قرار دهیم به طوری که مطمئن باشیم اگر وسایلمان ساعتها در زیر باران یا در معرض رطوبت قرار  گیرد،کبریتها از خیسی در امانند! اصولا نگه داری کبریت در لباس توصیه نمیشود  چرا که حتی اگر رطوبت بیرون نتواند آن را خراب کند،رطوبت داخل خود لباس که ناشی از عمل تعرق است،ممکن است سبب خیسی آن گردد.

حال ببینیم چگونه می توانیم یک کبریت  ضد آب داشته باشیم:
برای ضد آب کردن کبریت دو  روش را مورد بحث قرار می دهیم:
- روش اول :ضد آب کردن تک تک چوب کبریت  ها که با غوطه ور کردن آنها در پارافین مایع حاصل میشود.که البته خودم به این روش اعتقاد چندانی ندارم زیرا در این حالت کبریتها در هوای سرد به خوبی روشن نمیشوند و پارافین موجود در سر آنها سبب خرابی سمباده کبریت می شود. اگر از این روش استفاده می کنید برای رفع این عیب حتما یادتان باشد قبل از کبریت کشیدن حتما پارافین موجود در سر کبریت را جدا کنید و سپس کبریت بکشید!

- روش دوم :ساختن یک قوطی کبریت ضد  باد برای این کار به یک قوطی خالی فیلم ،یک شمع،مقداری پنبه و مقداری چسب برق  احتیاج داریم.یک قوطی خالی فیلم تقریبا گنجایش یک بسته کبریت پر را دارد.

در چیدن کبریتها در داخل قوطی به این روش عمل کنید:
۱- یک لایه نازک پنبه  در ته قوطی قرار دهید؛این لایه پنبه ای مانند محافظی سر های گوگردی چوبها را در بر  میگیرد و مانع سایش آتها به هم می شود.
۲- دو کاغذ سمباده کبریت را هم ببرید و  در داخل قوطی قرار دهید.
۳- کبریتها را طوری بچینید که که سرهای گوگردی آنها در  کف قوطی و بر روی پنبه قرار گیرد؛این نحوه چیدن به این خاطر است که در هنگام استفاده اگر با دست خیس مجبور به برداشتن کبریت بشویم رطوبت دست باعث خیسی سر  گوگردی نشود.
۴- کبریتها را به طور متراکم کنار هم بچینید به طوری که جای بازی  نداشته باشد،البته نه آنقدر که سبب شکستگی سر های گوگردیشان شود.
۵- اگر طول  چوب کبریتها کمتر از طول قوطی بود روی آنها یک گلوله پنبه ای قرار دهید تا بعد از بستن درقوطی نتوانند از جای خود تکان بخورند و بر روی هم بلغزند.
۶- بعد از  اینکه از کاملا بسته شدن در قوطی مطمئن شدید ور در قوطی را کاملا با پارافین مذاب  آب بندی کنید برای اینکار میتوانید از یک شمع روشن استفاده کنید.
۷- خیلی سریع  تا پارافین کاملا نبسته،با استفاده از چسب برق دور در قوطی را ۶-۵ دور محکم چسب بپیچید.

از مزایای این قوطی این است که حتی اگر داخل آب بیفتد بر روی آن شناور میماند و کبریتهای داخل آن از رطوبت مصون می باشند.توجه:از این کبریت در مواقع  کاملا اضطراری استفاده نمایید و در حالت عادی از دیگر کبریتهایی که باید حتما به  همراه داشته باشید استفاده کنید.نکته :در شرایطی که باد میوزد و کبریت روشن  کردن مشکل است میتوان به جای یک کبریت از چند کبریت استفاده کرد به این ترتیب که کبریتها را طوری بگیرید که سر کبریت دوم مماس بر انتهای گوگرد کبریت اولی باشد (به  شکل پله) و سپس کبریت بکشید.

قسمت دوم:«آتش  گیر ها»
همانطوری که پیشتر ذکر شد آتش گیر ها موادی هستند که به  آسانی آتش می گیرندو ما برای به وجود آوردن هسته اولیه آتش از آنها استفاده می کنیم،به عنوان مثال نفت ، الکل، برگ خشک درختان،خارو خاشاک،بته های کوچک،کاغذ ،پنبه، قرصهای الکل جامد و…از جمله این مواد هستند.
اگر قرار به انتخاب در بین این مواد باشد؛من خودم نفت را به همه اینها ترجیح میدهم،اگر چه این انتخاب ممکن است غیر حرفه ای بنماید ولی مزایایی دارد که نمی توان به سادگی از آنها چشم پوشید،از جمله اینکه میتوان مطمئن بود که هر چوبی را هر قدر که خیس شده باشد (به شرط آرایش درست چوبها)میتوان روشن کرد،و این نکته در فصلهای خیس سال بسیار حائز  اهمیت است.
از نفت که بگذریم در مورد الکل باید بگویم که شعله آن قوت چندانی ندارد و در برابر باد نیز شعله آن مقاومت شعله نفت را ندارد،پس اگر قرار به بردن آتش گیر مایع باشد همان نفت خیلی کاراتر و بهتر است ،البته به شرطی که خوب آن را بسته بندی کنید به طوری که هیچ نشتی به داخل دیگر وسایل نداشته باشد.بعد از  آتشگیر های مایع بقیه آنهایی که ذکر شد در یک رده قرار میگیرند و اولویت خاصی نسبت  به هم ندارند. توجه :در فصلهای خیس سال حتما آتشگیر به همراه خود داشته باشید،چند برگ روزنامه یا یک شیشه کوچک نفت یا چندتا قرص الکل جامد میتوانند در این شرایط خیلی به شما کمک کنند!

طرز تهیه  فتیله پارافینی
برای درست کردن این فتیله احتیاج به نخ قرقره  ،پنبه،پارافین مذاب(میتوانید شمع را بر روی حرارت خیلی ملایم ذوب کنید) و مقداری سیم نازک آهنی (سیمهایی که در گل سازی مصرف دارند) داریم.
ابتدا یک گلوله نسبتا  بزرگ پنبه را بر میداریم و آنرا به شکل یک نوار ۱۰ سانتی در می آوریم قطر این نوار باید به حدی باشد که وقتی آنرا فشرده می کنیم کمی از یک مداد معمولی ضخیم تر باشد(حدود ۷-۶ میلیمتر)سپس از سیم یک قطعه به طول ۲۰ سانتیمتر می بریم و آن را در طول نوار پنبه ای فرو میکنیم به طوری که از طرف مقابل حدود ۱ سانتیمتر بیرون بزند
سپس با نخ قرقره به صورت کاملا فشرده دور نوار پنبه ای را می پیچیم در این هنگام فتیله شما باید به شکل فشفشه در آمده باشد! سپس فتیله را به مدت ۱۵ دقیقه در  پارافین مذاب غوطه ور میکنیم و سپس آن را در معرض هوای آزاد قرار می دهیم تا پارافین جذب شده به خوبی ببندد.به این روش ۵-۴ عدد فتیله درست کنید وبه دور هر  کداو ورق نازکی از کاغذ بپیچید تا به هم نچسبند،و انها را در جایی مصون از رطوبت و گرمای زیاد قرار دهید. از سیم آهنی میتوانید به عنوان دسته استفاده کنید یا اینکه اگر خواستید از فتیله به عنوان منبع روشنایی استفاده کنید براحتی می توانید آن را در هر شکاف یا خاکی فرو کنید.

۳-سوختها

همانطور که گفته شد سوختها موادی  هستند که اشتعال آنها هدف نهایی پروسه روشن کردن آتش است؛از عمده ترین این مواد می توان به چوب،فضولات خشک حیوانات،زغال و… اشاره کرد.
لازم به ذکر است که چوب  یا زغال هرچه سبکتر باشند تندسوزتر هستند و البته سریعتر هم آتش می گیرند.چوب درختان سوزنی برگ مثل سرو و کاج به علت داشتن صمغی که خوب می سوزد،خیلی سریع آتش می   گیرند(البته به شرطی که خشک باشند).
چوبهای تازه درخت به هیچ عنوان سوخت خوبی  به شمار نمیایند و هنگام سوختن دود بسیار غلیظی در هوا منتشر می کنندکه به هیچ وجه مطلوب نیست،در صورت استفاده از این چوبها باید ابتدا آنها را در اطراف آتش قرار داد تا خشک شوند و سپس از آنها استفاده نمود.
فضولات خشک حیوانات نیز سوخت بسیار  مطلوبی به شمار می آیند و می توانید از آنها نیز به عنوان سوخت استفاده نمایید.

نکته : در فصل زمستان از به همراه داشتن مقداری زغال سبک چوب (زغال لیمو یا نارنج برای کار ما مطلوب نیستند) هیچگاه ضرر نخواهید کرد،این زغال ها میتوانند به عنوان هسته اولیه به کار روند و حرارت ناشی از آنها میتواند چوبهای آبدیده زمستانی را به خوبی خشک کند!

روشهای روشن کردن  آتش
روشهای زیادی بسته به نوع و اندازه چوبهای موجو دبرای آتش روشن کردن وجود دارد،من در اینجا دو روش بسیار ساده و کاربردی را توضیح میدهم:

روش اول:
اگر  در بین چوبهایی که جمع آوری کرده اید کنده(چوب قطور) هم هست از این روش استفاده  کنید:
کنده را بر روی سطح صافی قرار دهید به طوریکه امتداد طول کنده در جهت وزش باد باشد سپس یک طرف یا دو طرف(بسته به حجم آتش مورد نیاز)طول کنده را به طور کاملا فشرده از مواد آتش گیر مانند خاروخاشاک و.. پر کنید.سپس چوبهای نازکتر را به طور اریب به صورتی که با کنده زاویه ۹۰ درجه بسازند را روی کنده بچینید سپس مواد آتش گیر را روشن کنید وقتی خوب شعله ور شدند مقداری از همان مواد را هم روی چوبها بریزید تا چوبهای نازکتر خوب مشتعل شوند.این نوع آتش احتیاج زیادی به مراقبت ندارد .فقط هر از چند گاهی به آن چوب اضافه کنید .

روش دوم:
اگر کنده در اختیار  ندارید و چوبها همه نازکند از این روش استفاده کنید:
چاله کوچکی در زمین درست  کنید و آن را به طور فشرده مملو از مواد آتش گیر کنید سپس چوبها را به صورت شعاعهای دایره ای که مرکز آن وسط چاله است بچینید به طوری که سرهای آنها بر روی هم قرار گیرد و حالت طبقاتی پیدا کنند.مواد زیرین را روشن کنید و وقتی خوب مشتعل شدند باز هم از مواد اتش گیر بر روی چوبها بریزید تا چوبها خوب بگیرند،این آتش احتیاج به نگه داری دارد و باید با عوض کردن جای چوبها و اضافه کردن چوب از خاموش شدن آن جلو گیری  کنید.

نکات تکمیلی:
۱-برای  جلو گیری از هدر رفتن حرارت آتش می توانیم با ساختن یک دیواره سنگی یا چوبی به شکل نیم دایره بر دور آتش حرارت آن را به سمتی که می خواهیم(جهت مقابل دیواره) رفلکت  کنیم.
۲-در فصل زمستان و هنگام برف هیچگاه در زیر درختی که برف بر روی آن نشسته است آتش روشن نکنید و اگر مجبور به این کار هستید قبل از آن برف درخت را بتکانید.
۳-هیچگاه مستقیما بر روی برف آتش درست نکنید،برای اینکار قبلا محلی را برای درست کردن آتش با استفاده از سنگ یا چوب بسازید.

توجه: نکات بعدی در مورد تعهد  ما نسبت به طبیعت و آتشی است که در آن برافروخته ایم:

۴-اگر در محیطی آتش روشن  می کنید که مملو از چوب،خا رو خاشاک و مواد سوختنی است؛ابتدا مکانی را که میخواهید در آن آتش روشن کنید را به طور کامل از مواد سوختی پاک کنید و سپس با چیدن سنگ به دور آن یک دیوار کوتاه درست کنید تا آتش نتواند بر اثر وزش باد گسترش پیدا کند و  باعث یک آتش سوزی نا خواسته شود.
۵-جز در مواقع واقعا اضطراری از شاخه های سبز  و تازه درختان به عنوان سوخت استفاده نکنید.
۶-اگر برای روشن کردن آتش از بته  استفاده می کنید؛حتی الامکان آنها را از ریشه در نیاورید بلکه با استفاده از یک وسیله تیز(کارد،داس…)قسمتی از آنها را که بیرون از خاک است ببرید.

خیلی مهم:
۷-به عنوان یک  طبیعت دوست متعهد مسئولیت کامل آتشی را که برافروخته اید به عهده بگیرید و در هنگام ترک محل از خاموش بودن آن اطمینان کامل حاصل کنید.

روشهای روشن کردن آتش :

آتش زنه:
برای درست کردن آتش  بدون کبریت ابتدا باید مقداری آتش زنه بسیار خشک تهیه نمود و آنها را از باد و   رطوبت محافظت کرد.

انواع آتش  زنه:
پوست درختان، مانند درخت کاج که اگر چوب آن خیس هم باشد باز آتش میگیرد، قسمت داخل درختان پوسیده، الیاف لباس، طناب یا ریسمان نخی، برگ خشک درخت نخل، خاک اره خشک، تراشه های خشک پوست درختان، خاکه چوبی که معمولاً توسط حشرات در زیر تنه درختان مرده انباشته میشود، الیاف لانه پرندگان، قارچهای خودروی روی تنه درختان، الیاف پشم مانند درخت بید خشک. میتوان این آتش زنه ها را به بنزین، گازوئیل و یا الکل موجود در حشره کشها آغشته نمود. برای استفاده کردن از آنها، آتش زنه ها را در دستهای خود خرد کنید به شکل قطعات بسیار ریز درآورید تا سطوحی که توسط جرقه ها می بایست حرارت داده شوند تا آتش روشن شود، به حداقل برسد. برای حفظ این آتش زنه ها برای مصارف بعدی آنها را در محفظه های ضد آب نگهداری کنید.

آتش گیرانه:
موادی هستند که برای ساختن آتش به آنها نیاز داریم. آتش گیرانه ها در مرحله بعدی آتش زنه ها قرار میگیرند و به هنگام درست کردن آتش در مواقع بسیار سخت از آنها استفاده میشود. به عنوان مثال مواقعی که فندک و یا کبریت دردسترس نیست.

انواع آتش گیرانه ها:
شاخه های باریک درختان، پوست درختان، چوبهای باریک از درختان خشک، برگهای نخل، برگهای سوزنی درختان کاج و علفهای خشک. (آنها را قبل از اینکه داخل آتش بیاندازید کاملاً قطعه قطعه کنید.) از معمول ترین آتش گیرانه های موجود در طبیعت چوب‌های پوسیده هستند. این چوبهای پوسیده را حتی در آب و هوای مرطوب با ضربه زدن به قسمتهای خارجی تنه پوسیده درختان به وسیله چاقو، عصا، و یا حتی دستانتان تهیه کنید. از بنزین و کاغذ نیز میتوانیم به عنوان آتش گیرانه استفاده کنیم. حتی در هوای مرطوب نیز صمغ موجود در پستی بلندی های تنه درختان را میتوان آتش زد. پوست درخت نخل حاوی صمغی است که به راحتی آتش میگیرد. آتش گیرانه ها را به شکل مخروطی روی هم بگذارید تا جریان هوا به حداکثر برسد.

صمغ یا شیره درختان :
ماده ای  چشبنده است که به روی تنه قدیمی درختان کاج و یا دراثر ایجاد برشهایی، روی تنه
درختان نخل دیده میشود. این صمغها روی قسمتهای تحتانی درختان انباشته میشود. قدیمی ها و سرخ پوستها اعتقاد عجیب و محکمی به کاربرد این صمغها در ساختن آتش دارند.چند تراشه کوچک از این صمغ ها در مجاورت یک چوب کبریت روشن به سرعت آتش میگیرد. هر کجا این صمغها را یافتید مقداری از آن را برای مصارف بعدی خود ذخیره کنید. این
صمغها را به روی تنه پوسیده درختان نیز میتوان یافت، رنگ آنها زرد است و بر روی تنه درختان مانند ورقه ای براق به نظر می آید. به دنبال تنه قدیمی درختانی باشید که زرد رنگ به نظر می آید. به دنبال تنه قدیمی درختانی باشید که زردرنگ به نظر می آید. اگر تنه درخت خاکستری باشد و پوسیده و قدیمی به نظر برسد بر روی آن نمیتوان صمغی یافت.

تکه چوب و هیزم های  پرزدار
یک شاخه از درختان سوزنی را ببرید و مطمئن باشید برگهای سوزنی آن محکم و ثابت بوده و از شاخه اصلی جدا نمیشوند. این شاخه ها را میتوان وارونه و به صورت مخروطی شکل به روی برشهایی از پوست درختان قرار داد. آنها را از زیر آتش بزنید، خواهید دید که در مدت چند دقیقه آتش خوبی فراهم خواهد شد. چوبهای قطور و سنگین تری نیز دردسترس داشته باشید تا درصورت نیاز به آتش اضافه کنید.

آتش به وسیله مته و کمان
مته دستی ناواجواین روش به مراتب از روش دستی مته و کمان راحت تر است زیرا حیطه چرخش مته بین دو دست کم میباشد. از این روش در آب و هوای خشک که چوبهای بسیار خشک هستند استفاده میشود. نام چوبی که استفاده میشود یوکاست. از کود حیوانی خشک شده جلوی آفتاب نیز میتوان به عنوان آتش گیرانه استفاده کرد. سرخپوستان این مته ها را همواره در تیردان خود حمل میکردند. مته را به طرف پایین فشار دهید و به طور یکسان و به طول دستها، بین دو دست خود بچرخانید. دستها به طور معمول بر روی مته به طرف پایین سر میخورند. طول مته معمولاً ۶ سانتیمتر (۲ فوت) میباشد.

مته دستی اسکیمویی
در این روش  مته توسط یک تکه استخوان یا چوب که در دهان گذاشته شده محکم نگاه داشته میشود. اسکیموها معمولاً از ظروفی شبیه به ماهی تابه برای حفظ آتش استفاده میکنند.

کارکردن با مته و کمان
به وسیله یک بند کفش و تسمه ای چرمی یک کمان بسازید. تکه چوبی که سر آن را به شکل فنجان برعکس ساخته اید روی چوب قرار دهید و با اندکی فشار و به وسیله کمان آن را روی صفحه اصلی بچرخانید. این حرکت دورانی به همراه فشار وارده بر روی صفحه اصلی سبب گرم شدن چوب شده و کم کم پودر سیاه و داغی تولید میشود که از طریق سوراخ تعبیه شده روی صفحه اصلی بر روی آتش گیرانه ها می ریزد. آتش گیرانه ها به تدریج شروع به دود کردن میکنند وقتی دودها زیاد شد، صفحه اصلی را بردارید و به آتش گیرانه ها بدمید. آتش روشن خواهد شد. اکنون قطعات کوچک چوب را به آرامی به آتش اضافه کنید.

آتش به روش سایش
در این روش از دو تکه چوب استفاده میشود که یکی از آنها با حرکتی اره مانند بر روی دیگری کشیده میشود. از این روش معمولاً در جنگلها استفاده میکنیم. یک قطعه چوب نی را از وسط به دو نیم کنید و از آن به عنوان تخته آتش استفاده کنید. برای سایش نیز از تکه چوبی نرم استفاده نمایید. پرزهای قهوه ای رنگ روی تنه نخل و یا درخت نارگیل نیز مفید هستند.

آماده کردن نی:
آتش زنه ها را  در قسمت درونی نی بریزید، از بیرون و دقیقاً مقابل آنها شیاری ایجاد کنید و سایش را شروع کنید.

آتش به روش  تسمه:
نواری به ضخامت یک چهارم اینچ (۶/۰ سانتی متر) و به طول دو فوت از خیزران خشک و یک تکه چوب خشک تهیه کنید. یک طرف چوب را روی زمین قرار داده و طرف دیگر را به وسیله یک تکه سنگ یک متر از روی زمین بلند کنید. روی انتهای تکه چوب شیاری ایجاد نمایید. دهانه شیار را گشادتر کنید. مقداری آتش زنه در انتهای شیار قرار دهید ولی فضایی را برای حرکت تسمه در شیار پیش بینی کنید. چوب را به وسیله پا یا زانو بر روی زمین محکم کرده و عمل کشیدن تسمه به طرفین را آغاز کنید.

آتش به روش مته پمپی (تلمبه  ای)
سرخپوستان از چرخ زواری در مته های خود استفاده میکردند. در مرکز این چرخ دوار سوراخی تعبیه شده بود که مته را از آن رد میکردند. یک تخته عرضی از جنس چوب سخت به وسیله ریسمان یا تسمه چرمی به مته متصل شده و آزادانه روی این مته حرکت میکرد. مته و صفحه اصلی از یک جنس بوده و سوراخها و ابعاد و نوع آتش زنه ها معمولاً مانند روش مته و کمان بودند با اولین چرخش چرخ دوار صفحه ارزی به طرف بالا حرکت کرده و مته شروع به کار میکند. سپس صفحه عرضی باید به سمت پایین فشار داده شود. این حرکت سبب میشود که صفحه عرضی دوباره برخلاف جهت و به سمت بالا حرکت کند. این حرکت تا تولید پودر سیاه، دود و آتش ادامه می یابد.

درست کردن آتش زیر باران
یک کنده درخت پیدا  کنید، آن را به دو نیم کرده و با آن آتش درست کنید. در روزهای بارانی میتوان از زیر صخره های شیب دار، داخل کنده های پوسیده درختان سوخت خشک پیدا کرد. به دنبال درخت افتاده ای بگردید که به سمت جنوب روی زمین افتاده باشد زیرا پوست و چوب قسمت زیرین آن خشک خواهد بود. اگر جهت بارش باران ثابت است از یک پارچه کرباس روغنی اندود و یا پارچه ای ضد آب استفاده کنید تا جلوی بارش باران را بگیرید. فاصله این پارچه تا آتش باید مناسب باشد تا دراثر وزش باد شعله به آن سرایت نکند.

آتش به روش دریاهای جنوب
این روش را بومی های  دریای جنوب استفاده میکردند. کوبه ای را در دست گرفته و مکرراً به برگهای پوسیده داخل سیلندر ضربه میزدند تا حرارت هوای داخل سیلندر تحت فشار زیاد بالا رفته و درنتیجه آتش زنه ها کم کم آتش بگیرند.

آتش به  وسیله منیزیم
محفظه مورد نیاز این کار را میتوانید از فروشگاههای لوازم ورزشی تهیه کنید. این محفظه از جنس آلومینیوم است و حاوی منیزیم میباشد. تراشه های جدا شده از این محفظه توسط چاقو به وسیله ضربه زدن روی آتش زنه ای که در گوشه این محفظه تعبیه شده است شعله ور خواهد شد.

درست کردن آتش بدون کبریت
به وسیله شمع
حفره ای بکنید. تعدادی  ترکه نازک و خشک را به شکل مخروطی روی هم قرار داده و شمع را زیر آن روشن کنید. پس از روشن شدن آتش شمع را برداشته و برای مصارف بعدی نگهداری کنید.

هیتر با قوطی حلبی
قلوه سنگ  هایی تهیه کنید ودر مجاورت آتش حرارت دهید، سپس آن را درون قوطی حلبی قرار دهید. از چند تا از این قوطی ها که گرمایی بدون دود و سالم و بسیار مطبوع دارند. میتوانید برای گرم کردن چادرها استفاده کنید.

شیشه و خورشید
استفاده از یک  لنز دوربین و یا یک عدسی محدب دوربین دو چشمی و یا عدسی تلسکوپ، ته بطری نوشیدنی های گازدار و یا ذره بین روی قطب نما برای متمرکز کردن اشعه های خورشید بهتر از همه آئینه های محدب است ولی کارگران با آن کمی مشکل است و به یک بازتابنده بزرگ نیاز دارد. از آئینه اصلاح صورت و یا آئینه اتومبیل نیز میتوان استفاده کرد.

باطری
باطری را  از روی ماشین و یا قایق جدا کنید. دو رشته سیم را به قطبهای مثبت و منفی آن متصل کنید. دو رشته سیم را در نزدیکی توده های آتش گیرانه و به مدت یک ثانیه به هم متصل کنید. جرقه های ایجاد شده آتش گیرانه ها را مشتعل خواهند کرد.

توجه: این عمل  اگر تکرار شود باعث تخلیه باطری شده و به باطری آسیب میزند. اگر باطری از قایق یا اتومبیل شما جدا نشده ممکن است موتور آن آتش بگیرد. این عمل را میتوان با باطری چراغ اضطراری اتومبیل نیز انجام داد. از فندک اتومبیل نیز برای آتش زدن دستمال یا پارچه میتوان استفاده کرد.

سنگ  چقماق یا کوارتز
سنگ چقماق: به رنگ سیاه و بسیار سخت است. بر اثر فرسایش سوراخ سوراخ به نظر میرسد. درصورت یافتن سنگی با این مشخصات آن را به سنگ دیگر بکوبید، اگر چقماق باشد به سادگی شیشه می شکند و سطح داخلی آن سیاه و براق است .سنگ چقماق را در بستر رودخانه‌ها و یا دامنه کوهها و یا صخره های لق و سست پیدا  خواهید کرد.

سنگ کوارتز: به رنگ سفید بوده و شبیه شیشه مات پنجره میباشد ولی رنگ آن بنا بر منطقه و مجاورت با مواد معدنی تغییر میکند. بستر رودخانه ها، مناطق صخره ای و خط الرأس ها معمولاً پوشیده از تکه های بزرگ کوارتز هستند. رگه هایی از کوارتز شیشه ای سفید را در مناطق کوهستانی میتوان پیدا کرد. سرخپوستان و  اسکیموها قبل از ورود سفیدپوستان به آمریکا از سنگ آهن به جای آهن استفاده میکردند. سرخپوستان همواره سنگ چقماق یا سنگ آهن را درون کیسه ای بر کمر خود حمل میکردند.

چاقوی فولادی یا آهنی در تماس با هر سنگ شیشه ای مانند کوارتز، چقماق، عقیق ،جرقه تولید میکند و باعث آتش گرفتن آتش گیرانه میشود.

فولاد و چقماق
درصورت فقدان  کبریت بهترین راه برای درست کردن آتش استفاده از فولاد و سنگ چقماق است. از چقماق و ته محفظه ضد آب استفاده کنید. آن را هرچه نزدیکتر به آتش گیرانه ها نگه دارید و با پشت تیغه چاقو و یا تکه ای فولاد به آن ضربه بزنید. این اعمال را به نحوی انجام دهید که جرقه ها درست به مرکز آتش گیرانه ها اصابت کند. وقتی تولید دود شروع شد آنها را باد بزنید یا به آنها بدمید تا آتش شعله ور شود. سپس قطعات کوچک را به آتش بیافزائید و درصورت لزوم شعله ها را به محل مورد نظر انتقال دهید.

پرمنگنات پتاسیم
یک قاشق  چایخوری از کریستالهای پرمنگنات پتاسیم را روی یک تکه کاغذ، یک برگ خشک و یا یک تکه پارچه بریزید و چند قطره ضد یخ از رادیاتور اتومبیل خود به آن اضافه کنید (مقدار
زیاد مایع ضد یخ واکنش گرمایی را به تأخیر می اندازد) و آن را محکم مچاله کرده و به صورت گلوله درآورید (این عمل حرارت را حفظ میکند و آن را تا درجه احتراق کاغذ یعنی ۴۵۰ درجه فارنهایت (۲۳۲ درجه سانتی گراد) افزایش میدهد). واکنش گرمایی باعث ایجاد شعله در گلوله میشود و آتش شعله ور میگردد. اگر به هر دلیلی این واکنش موفقیت آمیز نبود، گلوله را در محیط قابل اشتعال قرار ندهید، زیرا ممکن است در هر زمانی دوباره واکنش صورت گرفته و آتش سوزی رخ میدهد. گلوله را باز کنید و اجزای آن را  جداگانه در حفره ای قرار داده و روی آن آب بریزید.

آتش با اسلحه
از اسلحه ای با  کالیبر بالا استفاده کنید. آتش گیرانه ای مناسب پیدا کنید. قسمت سربی گلوله  را از پوکه جدا کنید. دوسوم باروت پوکه را روی پارچه خشکی بریزید. پارچه را  درون لوله تفنگ قرار دهید. با اسلحه به سمت آسمان یا هدفی جامع در فاصله چند فوتی خود شلیک کنید، پارچه شعله ور تنها چند فوت آن طرف تر خواهد افتاد. پارچه را با چوبدستی که قبلاً آماده کرده اید برداشته و زیر آتش گیرانه های آماده قرار دهید. درصورت لزوم از دمیدن یا باد زدن نیز میتوانید استفاده کنید. هرگز از این روش درصورتی که گازهای قابل اشتعال در فضای اطراف وجود دارد استفاده نکنید

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1392ساعت   توسط   | 

هنر زنده ماندن در شرایط سخت – ۴

** آب یابی در طبیعت

آب  کافی مهمترین همراه شما در کویر،جنگل ،بیابان وکوهستان است، بی آبی حتی در شرایطی
که تشنگی خیلی شدید نیست می تواند باعث کند شدن فعالیت مغزی شما گردد .

بنا  بر این اولین قدم در شرایط بحرانی برنامه ریزی برای تهیه آب می باشد حتی در شرایطی
که شما مطمئن هستید نیاز مبرمی به آب ندارید . اگر آب در دسترسدارید در نوشیدن آب
صرفه جویی نکنید زیرا نرسیدن آب کافی به بدن می تواند باعث گیجی , کند شدن ذهن و
غلظت خون گردد همچنین کم آبی بدن می تواند باعث افزایش ترس و سرد شدن بدن گردد پس
در شرایط بحران هرچند که آب کافی در اختیار نداشته باشید در مصرف آب صرفه جویی
نکنید .

یک انسان معمولی می تواند برای مدت معینی بدون آب به زندگی
ادامه دهد . مهمترین عامل از پای در امادن انسان آب نیست بلکه روحیه فرد و عوامل
روانی می باشد . مدت زمان زنده ماندن بستگی مستقیم به دمای محیط و میزان تعرق دارد
از این روی در شرایط بحران هرگز در زمان تابش خورشید حرکت نکنید و به استراحت
بپردازید , زمانی که تابش خورشید به حد اقل میرسد بهترین زمان برای فعالیت است .
برای مثال در مناطق کویری ایران در تابستان و در دمای ۴۹ درجه و بدون مصرف آب حد
اکثر زمانی که یک فرد زنده می ماند چیزی در حدود ۲ الی ۳ ساعت می باشد . در صورتیکه
همین فرد در زمان تابش در زیر سایه استراحت کند و در شب به ادامه مسیر بپردازد در
حدود ۵/۲ روز می تواند بدون مصرف آب به زندگی ادامه دهد . نکته حایز اهمیت دیگر این
است که برای هر روز زنده ماندن در دمای ۴۹ درجه (با احتساب استراحت در روز و حرکت
در شب ) به مقدار ۲ لیتر آب نیاز است .

** در شرایط بحران نکات زیر را در هنگام مصرف آب رعایت کنید :

در هنگامی که تشنه هستید آب بنوشید ، آب را قورت ندهید بلکه آن را
در دهان مزه مزه کنید و به آرامی بنوشید ، از فعالیتهای غیر ضروری پرهیز کنید و
پناهگاهی برای در امان ماندن از تابش خورشید بیابید, در صورتی که هیچ سایه ای
نیافتید بدن خود را در شنها دفن کنید و تکه پارچه ای بر روی سر خود بکشید تا از
تابش مستقیم خورشید ، در امان بمانید .

هرگز در گرما لباسهای خود را در  نیاورید این کار باعث شدت تعرق شما خواهد شد هرچند که احساس گرمای کمتری کنید، حتی
صورت خود را نیز بپوشانید،در هنگامی که آب محدود در اختیار دارید مصرف غذا و نمک را
کاهش دهید و در هنگامی که هیچ آبی در اختیار ندارید به هیچ عنوان غذا نخورید . بدن
شما قادر است تا ۱۰ روز بدون مصرف غذا در شرایط سخت به زندگی ادامه دهد .

برای خنک کردن آبی که همراه دارید پارچه ای نمناک بدور ظرف حاوی آب بپیچید
به گونه ای که کاملا آن را بپوشاند , رطوبت پارچه در هنگام تبخیر حرارت آب درون ظرف
را می گیرد و دمای آب را کاهش می دهد . این روشی بوده است که گذشتگان برای خنک نگاه
داشتن آب از آن استفاده می کرده اند . پس از خشک شدن پارچه مجددا آن را مرطوب کنید
. برای مرطوب نگهداشتن پارچه می توانید از آب شور باتلاقها استفاده کنید .

** روشهای تهیه آب :

یکی از  راحتترین راههای تهیه آب تعقیب رد پای جانوران است ، مطمین باشید اگر در منطقه ای
که شما هستید رد پای جانوری هست قطعا آب هم هست ، شترها ،نشخوارکنندگان و اکثر
جانوران در هنگام غروب آفتاب به سمت آب می روند.

روش دیگر تهیه آب این است
که گودالی به ارتفاع ۴۰ سانتی متر در زمین حفر کنید ( این روش در شنهای روان چندان
کار ساز نیست ) در ته گودال لیوان و یا کاسه ای قرار دهید سپس روی گدال را با ۱ تکه
پلاستیک کاملا بپوشانید و دور تا دور گودال را با سنگ ریزه بپوشانید سپس یک سنگ
بسیار کوچک در وسط پلاستیک قرار دهید به گونه ای که سنگ ریزه دقیقا از دید بالا در
وسط لیوان قرار داشته باشد . از این طریق در اثر تابش و گرما , خاک رطوبت خود را
ازدست می دهد و بخار آب حاصل در برخورد با پلاستیک به شکل قطرات ریز درون لیوان می
چکد . در این روش می توانید در هر ۶ ساعت نصف لیوان آب تهیه کنید .

روش  دیگر تهیه آب استفاده از گیاهان است . این گیاهان معمولا ریشه و ساقه پر آبی دارند
در فاصله تپه های شنی و بوته زارها نیز می توانید آب بیابید .

در  دریاچه های نمک معمولا در ۵۰ سانتی متری به آب نمک می رسید . می توانید با جوشاندن
وسپس سرد کردن بخار آب به آب دست یابید.

در صورتی که هیچ روشی کار ساز نبود
و تشنگی به شدت بر شما غالب گشته بود تکه ای از ریگ بیابان را در زیر زبان خود قرار
دهید این روش باعث می شود بزاق های دهان شما ترشح شوند و از میزان تشنگی شما کاسته  شود .

در سفربه طبیعت همیشه مقداری شکر همراه داشته باشید . اضافه کردن شکر
به آبهای تلخ مزه آب را عوض می کند و آشامیدن آب را راحتتر می نماید .

فراموش نکنید آبی را که با این روشها بدست می آورید هرگز بدون جوشاندن و یا
قرصهای تصفیه آب مصرف نکنید همچنین برای یافتن آب خود را خیلی خسته نکنید زیرا به
آب بدن و توان خود نیاز دارید .

قبل از عزیمت به درون طبیعت از کسانی که به  منطقه آشنایی دارند موقعیت چشمه ها و قنوات را جویا شوید و بر روی نقشه علامت گذاری
کنید . دوستان و نزدیکان خود را از سفر خود آگاه کنید .

آب مایه حیات است و  اغلب جانداران توانایی چندانی در مقابله با بی آبی ندارند . این احساس در مناطق
گرمسیری و کویری در انسان تشدید می شود . همانطور که می دانیم تنها راه متصور رفع
عطش و تشنگی , نوشیدن آب است , اما این تنها ترین راه نیست چرا که گاه باید تشنگی
را در طبیعت به نحوی دیگر کاهشداد هرچند که بدن نیازمند آب باشد . اگر شما شکارچی
یا طبیعت گرد هستید حتما این نکته را بخاطر بسپارید در مواقع بی آبی و تشنگی مفرط
کت یا تن پوش خود را در بیاورید و از قسمت سینه و شکم (نیم تنه بالا ) روی سنگی که
بیشتر ساعات روز در سایه بوده است و کمی سرد و نمناک است , دراز بکشید و در همان
حالت تا۲۰ دقیقه بمانید .

با این عمل احساس تشنگی فرو کش خواهد کرد و تا  مدتی در حدود نصف روز (۸-۶ ساعت) احساس تشنگی نمی کنید . با وجود اینکه در خلال این
زمان بدن به آب نیاز دارد , اما احساس شما نسبت به این احتیاج آزار دهنده نیست .
این عمل در شب هنگام در کویر که یافتن آب مشکل است بسیار کارایی دارد .

البته واضح و مبرهن است , همراه داشتن ذخایر آب کافی و غذا برای هر فرد از
ملزومات سفر بشمار می رود . ولی هر طبیعتگردی با شرایط پیش بینی نشده ای در زندگی
خود مواجه می شود که باید با تکیه بر دانسته ها و تجربیات عمل کند . از جمله این
شرایط یافتن آب در شرایط بحرانی است . لحظاتی که هر قطره آب مانند دری ارزشمند برای
ادامه بقا لازم است . در ادامه نکاتی برای یافتن آب در محیط های مختلف را برایتان
آورده ایم .

یافتن آب در طبیعت , بسته به ویژگیهای محیط فرق می کند . در
ارتفاعات و مناطق کوهستانی , برف و یخ در دسترس ترین منبع آب به شمار می روند .
البته ترجیحا ابتدا آن را آب کرده سپس بنوشید , چرا که خوردن برف و یا لیسیدن قطعات
یخ نه تنها دمای بدن را پایین می آورد و انرژی را از بین می برد , بلکه باعث از بین
رفتن بیشتر آب بدن می شود . بلور شفاف و آبی رنگ یخ یکی دیگر از منابع آب قابل شرب
محسوب میشود ولی بلورهای کدر و خاکستری رنگ , شور مزه هستند .

در اغلب بستر  رودهای خشک شده , منابع آب زیرزمینی وجود دارد , در این موارد زمین را بکنید تا به
خاک یا ماسه مرطوب برسید و صبر کنید تا آب به داخل گودالی که حفر کرده اید رخنه کند
, سپس آب جمع شده را داخل ظرف بریزید .

در مناطق ساحلی می توانید آب باران  را در یک سفره پلاستیکی یا برزنتی جمع کنید یا گودالی حفر کنید تا به خاک مرطوب
برسید و صبر کنید تا از آب پر شود , البته توجه داشته باشید گودالی که حفر می کنید
خیلی عمیق نباشد چون در این صورت ممکن است آب شور وارد گودال شود . به تناوب نیز می
توانید آب دریا را بجوشانید تا از بخار اشباع شود , سپس آب شیرین را در ظرف بریزید

در نواحی خشک و کم باران مانند کویر , سوراخهای سطحی بکنید , حفره ها را
در انحنای بیرونی کانال های خشک شده آب ایجاد کنید .

در غار برای یافتن آب
می توانید به صدای چک چک آب گوش بسپارید یا آبهای جمع شده در شکاف سنگها و صخره ها
را با یک تکه شلنگ بیرون بکشید .ریشه گیاهان نیز منبع خوبی از آب محسوب می شود .
جایی که رد پای حیوانات به هم نزدیک می شود یا پرندگان و حشراتی که در غروب به سمت
منابع آبحرکت می کنند , علائم خوبی برای یافتن آب محسوب می شوند . همچنین تخمگذاری
پرندگان اطراف شکاف صخره ها ممکن است نشانگر آب باشد . هرجا سبزینه ای می بینید
اطرافش را بدقت بررسی کنید , ممکن است سرنخی از وجود آب باشد .

با تمام این  اوصاف ممکن است تلاشتان نتیجه بخش نباشد , در این صورت حدود ۴/۳ یک کیسه پلاستیکی
را با گیاهان برگ دار پر کنید , در کیسه را محکم ببندید و آن را در معرض نور خورشید
قرار دهید , مدتی بعد درون کیسه پر از قطرات آب قابل شرب خواهد شد . یک راه دیگر ,
ساخت دستگاه تقطیر خورشیدی است . برای بالا بردن بازده کار می توانید در ته گودال
قطعات خرد شده ساقه یا بوته های سبز قرار دهید یا حتی در ظرفی ادرار یا آب کثیف
بریزید .آب اضافی با تابش خورشید روی دستگاه تقطیر تصفیه می شود و به این ترتیب آب
شیرین و آشامیدنی به دست خواهید آورد

غذا از نظر اهمیت در رده ای پایینتر  از آب و ترس قرار دارد . نوع خوراکی که در کویر همراه دارید باید به گونه ای باشد
که در اثر گرمی هوا به سرعت فاسد نشود و خواص خود را از دست ندهد . در عین حال باید
از نظر غذایی مقوی و انرژی زا باشد . از بردن خوراکی هایی که آب زیادی برای هضم
مصرف می کنند خودداری کنید . انواع کنسروها غذاهای مناسبی برای مناطق کویری هستند .
در صورتی که قصد بردن گوشت به مناطق کویری دارید , آن را کاملا خورد و ورقه ورقه
کنید و لایه ای از نمک بر روی گوشت بپاشید . حل شدن نمک در آب گوشت باعث می شود که
آب آن مدت زمان طولانی تری برای تبخیر لازم داشته باشد و از فساد سریع آن جلوگیری
می کند . از همراه بردن غذا هایی که حاوی سس های خوراکی و سبزیجات هستند خودداری
کنید . این نوع غذا ها در مدت زمان بسیار کوتاهی فاسد می شوند .

از مصرف  مشروبات الکلی , نوشابه های گازدار و نوشیدنیهای شیرین خودداری کنید . در کویر هر
نوشیدنی و یا خوراکی که باعث مصرف بیش از اندازه آب شود توصیه نمی شود . سعی کنید
به جای مصرف آب از چایی استفاده کنید .

در هنگام صبح صبحانه کاملی صرف کنید
, حتی المقدر در هنگام ظهر از صرف نهار خودداری کنید و غذای بسیار سبکی صرف کنید تا
بدن شما به آب کمتری نیاز داشته باشد .

در شرایط بحرانی هر فرد قادر است به  مدت ۱۰ روز یا بیشتر بدون مصرف غذا به زندگی ادامه دهد , هر چند مانند تشنگی ,
گرسنگی می تواند اثرات مستقیمی بر قدرت تصمیم گیری سریع , ترس , درد و سردی بدن
داشته باشد . هرچند که اثرات روانی گرسنگی بسیار بیشتر از اثرات آن بر فیزیک بدن
فرد می باشد . همان گونه که در روشهای یافتن آب به آن اشاره شد اولین گام قرار دادن
خود در یک شرایط ایده ال برای یافتن غذا می باشد . یافتن غذا در شرایط حاد از اهمیت
بسیار کمی برخوردار است . پیشنهاد می شود انرژی و زمان خود را صرف فعالیتهای مهمتری
چون یافتن آب و یا یافتن مسیر کنید . تقریبا هر جانوری که راه می رود , می خزد ,
پرواز می کند و یا شنا می کند ارزش غذایی دارد . قطعا میزان گرسنگی شما منوی غذای
شما را تعیین خواهد کرد .
+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1392ساعت   توسط   | 

هنر زنده ماندن در شرایط سخت -۳

**  چگونه بدون قطب نما گم نشویم

فرض کنید شما گم شده‌اید و وسط ناکجا آباد  ایستاده‌اید و نمی‌دانید چه باید بکنید. دو نکته مهم را در لحظه‌ای که احساس
می‌کنید گم شده‌اید فراموش نکنید:اول این که آرامش خودتان را حفظ کنید و دیگر این
که عاقلانه فکر کنید. شما می‌توانید مدت‌ها بدون غذا زندگی کنید. فقط باید آب پیدا  کنید.

** اقدامات اولیه

در این  مطلب بیشتر از این که بخواهیم بدانیم چه مهارت‌هایی برای زنده ماندن لازم است، سعی
می‌شود نحوه یافتن راه بدون استفاده ازقطب‌نما را یاد بگیریم.

برای شروع بد  نیست از یک ارتفاع بالا بروید و خوب اطراف را ببینید. سعی کنید تا ردی از عبور
انسان را در حوالی خود پیدا کنید. اگر چیزی پیدا نکردید بهتر است تصمیم بگیرید که
در کدام مسیر باید حرکت کنید.

اگر نقشه‌ای در دست ندارید سعی کنید عوارض  طبیعی اطرافتان را بر روی یک کاغذ بکشید. شمال و جنوب را همان‌طور که کمی پایین‌تر
خواهیم گفت روی آن مشخص کنید. اگر هم نقشه دارید مکان خود را تعیین کنید.

یادتان باشد قرار نیست یبشتر از تواناییتان از ارتفاع بالا برود. اگر خسته  بودید باید کمی استراحت کنید و با کمی فکر کردن راه دیگری را برای جمع آوری اطلاعات
جهت نجات بدست بیاورید.

** آسمان آبی و  ابر سفید

با یک روش بسیار دقیق شروع می‌کنیم. این روش نیاز به آسمان
صاف و زمان زیاد دارد. یکی از محاسن این روش این است که احتیاج به هیچ وسیله‌ خاصی
(که در طبیعت نیست) ندارد. یک شاخه درخت یک متری، دو قلوه سنگ یک اندازه و یک سنگ
بزرگتر و چیزی که شبیه به ریسمان برایتان عمل کند همه وسایلی است که نیاز دارید.

در طول روز قبل از ظهر شاخه یک متری را به صورت عمودی درون زمین فرو ببرید.
زمین مورد استفاده برای این روش باید کاملا صاف باشد. در مرحله بعد در انتهای سایه
شاخه یک متری یکی از قلوه سنگ‌ها را قرار دهید. ریسمان را در انتهای دیگر چوب جایی
که به زمین فرو رفته است ببندید. سنگ بزرگتر را به ریسمان گره بزنید و از این طریق
یک دایره روی خاک ترسیم کنید.

حالا نوبت صبر کردن است. آنقدر صبر کنید که  هوا رو به تاریکی برود. در طول روز سایه‌ شاخه درخت بلند است هر چه به سمت ظهر
می‌روید سایه‌ها کوتاهتر می‌شود و بعد از ظهر روند بلند شدن سایه‌ها باز هم تکرار
می‌شود.

وقتی سایه در کوتاهترین حد خود قرار دارد باید با یکی از قلوه
سنگ‌ها در انتهای سایه شاخه درخت نشانه(ظهر) قرار دهید. سمتی که شاخه سایه‌اش
کوتاهتر است در نیم کره شمالی زمین، شمال را نشان می‌دهد. به راحتی می‌توان جنوب و
شرق و غرب را پیدا کنید. با تقسیم بندی مناطق بدست آمده می‌توان ساعت درست کرد. این
روش بسیار سریع است و همه چیز را به صورت تقریبی به شما نشان می‌دهد.

** ستاره‌ای از سرزمین‌ سرد

در  طول شب می‌توانید از طریق ستاره‌ها مسیر خود را پیدا کنید و در عین حال مواظب راه
رفتن خود در تاریکی باشید چرا که هم ممکن است لیز بخورید هم این که ستاره‌ها را گم
کنید و بی‌جهت دور خود بچرخید.

وقتی در نیم کره شمالی گم شده‌اید
ستاره قطبی اولین چیزی است که باید پیدایش کنید. یکی از ساده‌ترین راه‌های پیدا
کردن آن، دیدن صورت فلکی دب اکبر(خرس بزرگ) است.
آن را به صورت یک ملاقه هم  می‌توان در آسمان یافت. اگر فاصله دو ستاره آخر این صورت فلکی را ۵ برابر کنید به
ستاره قطبی می‌رسید. ستاره قطبی خود اولین ستاره صورت فلکی دب اصغر یا خرس کوچک
است. در نیم کره جنوبی باید صورت فلکی صلیب جنوبی را پیدا کیند از آنجایی که من
هرگز پایین‌تر از خط استوا نرفته‌ام نمی‌توانم در پیدا کردن آن توضیحی بدهم.

** دیجیتال بهتر است یا آنالوگ

راه  دیگر استفاده از ساعت مچی آنالوگ است. با استفاده از زمان می‌توانید جهت شمال یا
جنوب را پیدا کنید. ساعت را دقیقا روبروی خود نگه دارید. و عقربه ساعت شمار ( عقربه
کوچکتر) همانی که با رنگ قرمز در تصویر نشان داده شده است را به طرف خورشید نشانه
بگیرید. زاویه بین ساعت ۱۲ و عقربه کوچک را به دو قسمت تقسیم کنید. امتداد این
میانه جنوب است. این روش برای زمانی دقیق تر است که در حوالی نیمروز قرار دارید.
ولی در کل میتوان به آن استناد کرد!

این روزها خیلی‌ها ساعت دیجیتال استفاده می‌کنند. اگر ساعت آنالوگ ندارید، روی کاغذ یک ساعت عقربه‌دار
نقاشی کنید و طبق روش بالا عمل کنید.

از روشی که گفته شد می‌توان در  روز‌های ابری هم استفاده کرد. مهم پیدا کردن مکان خورشید در آسمان است.

** قطب نمای سوزنی

اگر بخواهید  برای خود قطب‌نما درست کنید احتیاج به یک سوزن نازک و یک لیوان آب دارید. سوزن
می‌تواند روی آب شناور باشد اگر آن را به آرامی روی سطح آب قرار دهید فقط باید کمی
صبوری به خرج بدهید.

سه راه برای قرار دادن سوزن بر روی آب وجود دارد: سوزن
را روی یک تک کاغذ قرار دهید. چه کاغذ شناور بماند یا فرو برود هیچ مشکلی ایجاد
نخواهد شد. اگر کاغذ در آب فرو برود سوزن روی آب شناور می‌ماند. اگر روی سوزن کمی
روغن بمالید کار برایتان آسان‌تر می‌شود. سوزن را با جنگال هم می‌توان به آرامی
وارد آب کرد طوری که غرق نشود.

** چگونه یک  قطب‌نمای سوزنی بسازیم
قبل از  این که سوزن را در آب بیندازید با مالش دادن آن در یک جهت به آهن‌ربا، چاقو و یا
مالیدن آن فقط در یک جهت به پارچه‌ ابریشمی یا پنبه‌ای، سوزنْ مغناطیسی یا قطبی
درست کنید. مانند سوزن قطب‌نما.

مثلاً با ۳۰ بار مالش دادن سوزن به آهنربا
از طرف خودتان به سمت بیرون، سوزن به اندازه‌ کافی خاصیت آهنربایی پیدا می‌کند.
همچنین مالش سر سوزن از پایین به بالا بر پارچه‌ ابریشمی باعث می‌شود که سر سوزن
نقطه شمال را نشان دهد). حتی می‌توانید آن ‌را در یک جهت میان موهای سر خود بکشید.
توجه کنید که همیشه فقط در یک جهت مالش دهید.

حال اگر آن‌ را روی یک  چوب‌ پنبه یا پوشال کوچک قرار دهید (سوزن را به چوب‌پنبه چسب بزنید، یا درون آن فرو
کنید؛ یا در دو طرف سوزن چوب‌پنبه‌هایی کوچک فرو کنید)، و روی آب (آب راکد یا ظرفی
پر از آب) شناور کنید، مانند یک قطب‌نما عمل می‌کند، و سر سوزن رو به شمال می‌چرخد.

** بدون سایه بالا سر

اما اگر  سایه‌ای در کار نبود با نشانه‌هایی که در طبیعت است نیز می‌توان راه را پیدا کرد.

اولین راه در جایی به دردتان خواهد خود که تعداد زیادی درخت و گیاه وجود داشته
باشد.

شاخه‌های درختان بیشتر رو به جنوب که آفتاب بیشتری دارد رشد می‌کنند
. البته در یک نگاه کلی می‌توان پی به این موضوع برد بنابراین درختان را به صورت
تکی برانداز نکنید.

خزه‌هایی که روی تنه درختان رشد می‌کند بیشتر گرایش به
سمت شمالی درخت دارند تا سمت جنوب آن؛ پس سمت شمالی درخت رطوبت بیشتری دارد.

اگر با تنه بردیده یک درخت مواجه شدید به خط‌های درون تنه توجه کنید. سمت
جنوب درخت که بیشتر از آفتاب بهره‌مند است، بیشتر رشد می‌کند.

در  بهار برف سمت جنوبی کوه‌ها زود‌تر از سمت شمالی آنها آب می‌شود. همچنین گیاهانی که
سمت جنوبی کوهستان رشد می‌کنند از گیاهان سمت شمال ساقه‌های کلفت‌تری دارند.
میوه‌های سمت شمال دیرتر از سمت جنوب کوهستان می‌رسند.

نشانه‌های موجود  در طبیعت به تنهایی نباید مورد استفاده قرار گیرد چرا که این نشانه‌‌ها با عوامل
دیگر مثل باد تغییر می‌کند.

حیوانات هم می‌توانند در یافتن شمال و جنوب به
ما کمک کنند. مثلا مورچه‌‌ها خاک لانه‌هایشان را در سمت جنوبی لانه می‌ریزند تا
شاید بعد از ظهر‌ها از سایه آن تل خاک استفاده کنند و سنجاب و دارکوب لانه‌هایشان
را در سمت شرقی درخت می‌سازند.

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1392ساعت   توسط   | 

جهت یابی

شرایطی را تصور کنید که شما نقشه و قطب نما در اختیار ندارید (در مقاله ای دیگرکار با نقشه و قطب نما را توضیح می دهیم)، پیدا کردن جهات اصلی به جهت حرکت در سوی مناسب برای شما ضروری خواهد بود. در این جا به چند طریق پیدا کردن جهات اصلی اشاره می کنیم. لازم به ذکر است که روش های ذیل سمت و سوی کلی را به شما نشان خواهد داد ونه راستای دقیق جهت مورد نظر.
به نکات  زیر توجه کنید:
۱- سعی کنید قبل از شروع حرکت نقشه ها و عکس های موجود منطقه را بررسی نموده و نیز مسیر جریان رودخانه های بزرگ و سمتی که در آن کوه ها و یا سلسله جبال امتداد دارند و موقعیت نقاط مشخص روی زمین را نسبت به هم نشان کنید.
۲-  اگر سوار کشتی یا قایقی بودید در صورت بودن فرصت؛ نکات زیر را بررسی کنید:
الف)  سمت و مسیر حرکت شما به سمت خشکی
ب) طول و عرض جغرافیایی
ج) پیش بینی سمت  وزش باد
د) سمت حرکت جریانات آب اقیانوس  جهت یابی با استفاده از خورشید  وستارگان
این متد ساده، دقیق و شامل چهار مرحله است. در  شروع یک چوب یک متری به عنوان شاخص بیابید سپس:
۱- شاخص را در زمین فرو کنید.  بر روی سایه انتهایی شاخص تکه سنگی برای علامت گذاری بگذارید.
۲- به مدت ۱۰ الی  ۱۵ دقیقه صبرکنید تا سایه چند سانتی متر حرکت کند. انتهای شاخص را به همان طریق  قبلی نشان کنید.
۳- یک خط مستقیم میان این دو نقطه بکشید. این خط امتداد شرقی  غربی را نشان می دهد.
۴- حالا پای چپ خود را بر روی سنگ اول و پای راست خود را  بر روی سنگ دوم قرار دهید، روبروی شما سمت شمال را نشان می دهد. البته برای  جلوگیری از هرگونه اشتباه لازم است به نکته توجه کنید که صبح زود و یا نزدیک غروب، زمان مناسبی برای تعیین جهت از این طریق نیست.
جهت یابی به کمک ساعت
از ساعت معمولی می توان به طور تقریب برای تعیین شمال حقیقی استفاده کرد. در نیمکره شمالی عقربه ساعت شمار سمت خورشید قرار می گیرد که دراین موقع نیمساز زاویه بین عقربه ساعت شمار و ساعت ۱۲ معرف امتداد شمال و جنوب خواهد بود. البته این طریق در مورد وقت های محلی صدق می کند و در مورد وقتهای غیرمحلی بهترین گزینه، تنظیم ساعت به وقت محلی است.
اگر در  تعیین شمال مردد شدید به خاطر بیاورید که خورشید قبل از ظهر در سمت مشرق و هنگام عصر در سمت مغرب قرار میگیرد. در نیمکره جنوبی روش کمی تفاوت دارد، بدین ترتیب  که ابتدا ساعت ۱۲ را به سمت خورشید گرفته و نیمساز زاویه بین ساعت ۱۲ و عقربه ساعت شمار را رسم کنید. این نیمساز امتداد شمال- جنوب را نشان خواهد داد.
جهت یابی  به کمک ستارگان
اگر خط فرضی از طرف شخص ناظر به سوی  ستاره جدی (یاستاره قطبی) در نیمکره شمالی کشیده شود با شمال حقیقی بیش از یک درجه اختلاف نخواهدداشت. برای پیدا کردن ستاره قطبی در ابتدا باید دب اکبر را بیابید. دب اکبر یا آبگردان (ملاقه) مجموع هفت ستاره پر نور است که به سادگی در آسمان قابل تشخیص است. بایک خط فرضی دو ستاره پایین دب اکبر را پنج برابر امتداد داده تا به
ستاره جدی (قطبی) برسید. ستاره قطبی؛ ستاره ای کم نور (در مقایسه با ستارگان دب اکبر) میباشد، به همین دلیل برای یافتن آن کمی باید تلاش کنید. در نیمکره جنوبی  با پیداکردن ستارگان صلیبی می توان سمت جنوب را تعیین کرد. این ستارگان شبیه بادبادک میباشند. طول آن را از سر تا انتها حساب کرده و از ناحیه دم به اندازه ۵/۴ برابر طول بادبادک بوسیله خط فرضی امتداد دهید. در این موقع می توان سمت تقریبی جنوب را معین نمود.

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1392ساعت   توسط   | 

هنر زنده ماندن در شرایط سخت – ۱

کلیات بقا در طبیعت و غلبه بر مرگ ( زنده ماندن  در شرایط سخت و survival )

پس  از وقوع حادثه در وهله اول ناتوانی انسان کنونی برای نجات خود از این ناشی می شود
که بروز خطر را حس نمی کند .انسان امروز ، آن حس ششمی را که غالبا محافظ افراد
قبایل بدوی و ساکنان طبیعت است از دست داده است .آن حسی که از وقوع یک حادثه تهدید
کننده از پیش خبر می دهد .
وقتی افرادی که هیچ گونه آمادگی جسمی و روحی ندارند
در موقعیتهای یاس آور قرار می گیرند ، اغلب به علت بی تجربگی ، فقدان ابتکار ، ترس
و ناامیدی ناشی از آن می میرند ” .
تنها کسانی می تاونند در برابر بی آبی و
گرمای بیابان سرما زدگی در کوه ، ماندن در زیر آوار زلزله و شرایط نظیر این را تحمل
کنند که اطلاعات کافی داشته باشند و یا اینکه به غریزه شان کنند.

غلبه بر مرگ

۱-سرگردانی در  بیابان:

مهمترین عامل مرگ انسان در بیابان حرارات خورشید
و مشکلات بوجود آمده در بدن به علت بی آبی است .
در محیطی با حرارت ۳۲ درجه
سانتی گراد از بین رفتن ۲۵ درصد آب بدن موجب مرگ می شود . اما از دست رفتن ۲۵ درصد
آب بدن انسان حتی اگر حرارت محیط کم باشد موجب مرگ می شود .
هر چه انسان فعالیت
جسمی بیشتری بکار برد برای جبران آبی که بدن در اثر تعریق از دست داده احتیاج به آب
بیشتر دارد . معمولا در چنین شرایطی افراد دست به جیره بندی آب می زنند . اما تجربه
نشان داده است که این کار هیچ گونه فایده ای ندارد .
انسان در حرارت خورشید حتی
بدون انجام فعالیت جسمی به سه برابر آب بیشتر از زمانی که در سایه است احتیاج دارد
.یک ضرب المثل در بین سربازان ارتش آمریکا وجود دارد و آن این است که : ” در بیابان  مبارزه نکن ، بلکه خود را با آن وفق بده ” .
بهترین کار برای کسانی که در
بیابان گم می شوند این است که روزها در سایه استراحت کرده و شبها راه بروند . بعضی
گیاهان بیابان مثل کاکتوسها منابع خوبی برای تامین آب هستند .البته انواعی از آنها
که شیره سفید رنگی دارند ،سمی هستند که باید در خوردنشان دقت کرد .
حیوانات هم
می توانند آب لازم را در اختیار انسان بگذارند . مثل بعضی از انواع قورباغه ها که
در پشت بدنشان آب جمع می کنند . یا مورچه هایی که آب را در شکمشان ذخیره می کنند .
حلزونها نیز علاوه بر داشتن آب دارای پروتئینهای قابل جذبی هستند که می تواند باعث
زنده ماندن انسان شود .
معمولا در بیابانها شبها هوا سرد می شود . این کار باعث
بوجود آمدن شبنم می شود که می توان با استفاده از یک اسفنج آن را از روی ماشین لاشه
هواپیما و یا سطح سنگها جمع آوری کرده و استفاده نمود .
تقریبا همه بیابانها
نهر دارند و در این نهرها گاهی آب در کمتر از یک متری سطح خاک که کاملا خشک به نظر
می رسد وجود دارد . این آب گاهی گل آلود است اما می شود با استفاده از یک پارچه آب
را از گل جدا کرده و نوشید .
نکته مهم این است که آبی را که طعم صابون یا نمک
دارد نباید نوشید .زیرا ممکن است سمی باشد .

اغلب کسانی که در بیابان گم
شده اند وقتی که مسئله تهیه آب برایشان حل می شود ، سعی می کنند گرسنگی خود را حتی
به طور نسبی رفع کنند .و معمولا بدون آشنایی با چگونگی قواعد بقا در بیابان عمل می
کنند .بر طبق این قواعد شخصی که نتواند نیم لیتر در روز آب در دسترس داشته باشد
باید از خوردن پرهیز کند .در صورتیکه جیره روزانه او برابر با ۴ لیتر آب باشد می
تواند موادی که دارای کربوهیدرات و چربی است ( یعنی میوه،شیرینی و بیسکوئیت ) بخورد
اما باید از خوردن ماهی ، گوشت، لوبیا و پنیر پرهیز کند .این مواد غذایی حاوی
پروتئین برای هضم احتیاج به آب دارند و اگر آب مورد لزوم مصرف نشود باید آب بافتهای
بدن آن را تامین کند .
معمولا در بیابان (که چیزی درآن نمی روید) ، یافتن غذا
به اندازه جستجوی آب مشکل است .اما در حاشیه کویر یا در مناطقی که کمی گیاه می روید
، یافتن چیزی برای خوردن آسانتر است .
بسیاری از نجات یافتگان از گوشت حیواناتی
که به آبشخورها می رفتند تغذیه کرده و آنها را خام خورده اند .حتی میتوان گوشت آنها
را تا مدتها سالم نگاه داشت زیرا در بیابان عمل تجزیه مواد آلی انجام نمی گیرد
.بیشتر افراد مجبورند خود را به خوردنیهای ناخوشایندی راضی کنند .مارمولکها غذاهای
قابل مصرفی هستند که پس از کندن پوستشان می توان آنها را خورد.همچنین لاک پشتها ،
موش و موشهای صحرایی و حلزون.حشرات نظیر ملخها نیز منبع دیگری برای غذا هستند .

خشکی و گرمای زیاد تنها خطرات بیابان نیست .نور کور کننده خورشید می تواند در
اثر انعکاس اشعه ماورا بنفش بر روی زمینهای ماسه ای نوعی کوری مشابه برف کوری ایجاد
کند . برای مقابله با این نور تکه ای مقوا که در آن شکافی ایجاد شده ، اغلب می
تواند به اندازه عینک آفتابی مفید باشد .
ماسه نیز یکی از مشکلات بیابان است
.خصوصا در هنگام طوفان شن که وارد چشم و گوش و بینی و دهان می شود و مشکلات زیادی
ایجاد می کند .در هنگام طوفان شن که گاهی ممکن است چندین روز طول بکشد بهترین راه
خزیدن در سوراخی است که در ماسه ایجاد کرده و دو طرف آن را با سرپوشهای محکمی
پوشانده ایم .
طوفانها اغلب با خالی کردن دره ها و افزودن به ارتفاع تپه ها و
برعکس باعث تغییر منظره طبیعت می شوند .در نتیجه اگر پیش از طوفان هدفی را برای خود
تعیین کرده باشید ، ممکن است پس از طوفان بدون داشتن قطب نما گم شوید . مگر اینکه
از قبل مسیر خود را با قرار دادن سنگهایی به شکل پیکان معین کرده باشید .زیرا این
پیکان شما را دوباره برروی مسیر درست قرار خواهد داد .
و آخرین نکات ضروری در
بیابان این است که :
” تا وقتی که امیدی برای رسیدن گروههای امدادی وجود دارد ،
هرگز پای پیاده از محل حادثه دور نشوید .”
” اگر ماشین و یا هواپیمای خود را
ترک می کنید حتما یادداشتی مبنی بر تاریخ و مسیر حرکت خود بگذارید .”

۲- سرگردان در دریا  ( قسمت اول) :

بازماندگان حادثه غرق شدن کشتی نیز مانند سرگردانان
در بیابان از بی آبی و تشنگی در هراسند .اما شکنجه روحی آنان بیش از تشنگان بیابان
است .زیرا به جای ماسه خشک ، از آب احاطه شده اند . ابی که قادر به نوشیدن آن
نیستند .که نوشیدن آن حتی به مقدار کم زندگیشان را به مخاطره می اندازد .در نتیجه
در دو جهت باید به مبارزه بپردازند .خطرات طبیعت و دیگری وسوسه نوشیدن آب دریا .که
اگر راهی برای رفع تشنگی پیدا نکنند ، بالاخره تسلیم وسوسه می شوند .معمولا قبل از
رضایت به نوشیدن آب دریا آخرین کاری که تشنه های دریا به آن متوسل می شوند ، نوشیدن
ادرار خود و یا حتی نوشیدن خون یک همراه مرده است !!!
پس از نوشیدن آ ب شور،
تشنگی افزایش می یابد و فرد سعی می کند برای رفع عطش خود بازهم از آب شور بنوشد و
آنقدر به این کار ادامه می دهد تا بالاخره جانش را از دست می دهد . پس به هیچ وجه
نباید از آب دریا برای رفع تشنگی استفاده نمود .
یک راه برطرف کردن تشنگی
استفاده از آب موجود در بافتهای بدن ماهی است که می توان آن را داخل پارچه ای قرار
داده ، فشرد تا آب آن خارج شود و سپس آن را نوشید .البته این روش مورد تایید همه
محققان این امر نیست .
بهترین وسیله بدست آوردن آب در دریا ، بارش باران است که
باید آن را در ظروفی که مانع تبخیر آن شود جمع آوری کرده و ذخیره نمود .اگر چه دریا
نمی تواند آب شیرین به انسان بدهد اما قادر است به وفور غذای او را تامین کند .
ماهی ، لاک پشت ، پلانکتونها ،جلبک و حتی پرندگان دریایی به مقدار کافی برای مدت
نامحدود در دسترس گمشدگان قرار دارد . یک روش خوب برای صید ماهی استفاده از اعما و
احشا ماهیهای دیگر و پرندگان شکار شده بعنوان طعمه است . اما در بعضی مناطق خطر
نزدیک شدن کوسه را در پی دارد .
همچنین می توان از پرهای پرندگان شکار شده
پوششی مناسب برای محافظت از نور خورشید تهیه کرد . عده ای برای ساخت قلاب ماهیگیری
از عجیب ترین اشیا از عقربه ساعت یا قطب نما گرفته تا سنجاق ، میخ کفش ، چاقوی جیبی
و استخوان پرنده و تیغ ماهی استفاده کرده اند و نخ ماهیگیری خود را از بند کفش و یا
حتی نخ لباسهایشان درست کرده اند .
پلانکتونها یکی از منابع غذایی بسیار مناسب
برای گمشدگان دریاست .در صورتیکه هیچ گونه ای وسیله ای برای جمع کردن آن در اختیار
نباشد ، می توان از چتر نجات و یا لباس برای این کار استفاده کرد و آن را به شکل
قیف درآورده و به عقب قایق بست تا پلاکنتونهای موجود در سطح آب را جمع آوری کند
.البته پلانکتونها در همه دریاها وجود ندارند و یا گاهی فقط شبها به روی آب می آیند
.که نباید اشتباها عروسهای دریایی را بجای آنها صید کرد چون نیش زهرآلود آنها باعث
سوزش و استفراغ می شود .
ماهیهای پرنده شبها برروی امواج شنا میکنند .برای صید
آنها می توان یک پارچه به رنگ روشن را کف قایق پهن کرده و یا چراغی روشن نمود .این
کار باعث جلب توجه آنها می شود .
بهترین راه نگهداری ماهی صید شده خالی کردن
شکم آن و تقسیم کردن به قطعات باریک و خشک کردنش است .
کسی که در دریا سرگردان
می شود نباید از نهنگها و ماهیهای بزرگ وحشت داشته باشد .بلکه باید مراقب کوسه ها
وماهیهای سمی باشد .کوسه ها شامه بسیار عجیبی دارند و میتوانند بوی خون را از
کیلومترها حس کنند .
متاسفانه هیچ راهی برای تشخیص سمی بودن ماهی ها وجود ندارد
.اما عده ای عقیده دارند که ماهیهای سمی زشتند .چشمهای فرورفته ، سرکوچک و پوزه
طوطی مانند دارند .گوشهایشان لزج و بدنشان حجیم و مکعب است .فلسشان سخت و تیغشان
خشن یا پوستشان شل و سفید و بد بوست .
حتی اگر غذا وآب به اندازه کافی در دسترس
باشد باز گمشدگان با مشکل دیگری روبرو هستند و آن مبارزه با عوامل جوی است .طوفان
دریا آنقدر انسان را خسته و کوفته می کند که حتی قدرت خوردن و اشامیدن را هم از او
می گیرد و باعث بوجود آمدن حالت تهوع و استفراغهای شدید می شود . در این حالت به
هیچ وجه نباید غذای جامد مصرف کرد و تنها توصیه استراحت و عادت کردن تدریجی به
شرایط است .
حرکت متناوب دریا خواب را هم از انسان می گیرد .و گاهی عده ای را
دچار بحرانهای روحی ، عصبانیت و یا گریه می کند که در این حالت ممکن است دست به
کارهای عجیبی مثل پرت کردن آذوقه خود به داخل دریا بزنند .

سرگردان در دریا ( قسمت دوم ) :

نوسان قایق  فقط موجب بی خوابی نمی شود .در این وضعیت کوچکترین فعالیت جسمی و از جمله دفع ادرار
و مدوفع خطرناک است . بسیاری از افرادی که برای این کار در کنار قایق ایستاده یا
روی زانو نشسته اند ، تعادل خود را از دست داده و به دریا افتاده اند .اگر قایق
تعدادی سرنشین داشته باشد ، این سرنشینان می توانند به یکدیگر تکیه داده و یا از
ظروفی که در دسترسشان است از قوطی کنسرو گرفته تا کفشهایشان استفاده کنند و سپس آن
را به دریا بریزند .
اما بسیاری در کف قایقشان ادرار می کنند که معمولا به سرعت
توسط آبی که در آن ریخته می شود شسته شده و از نظر پاکیزگی مشکلی ایجاد نمی کند
.اما این آب موجب دردسرهای زیادی می شود . زیرا برای خالی کردن آن انرژی زیادی مصرف
می شود و آخرین رمقها را می گیرد .
آب دریا لباسها را نیز مانند پوست بدن از
بین می برد و موجب زنگ زدن زیپ لباسها و اسلحه ها می شود .آذوقه ها را فاسد می کند
و مانند اسید کنسروها را از بین می برد .
آب شور رطوبت طبیعی پوست را از بین می
برد .پس از چند ساعت تماس با آب شور پوست ترک می خورد و کم کم متورم می شود و لبها
را زخم می کند .چنانچه پماد و مواد چرب کننده در دسترس باشد استفاده از آنها موجب
تسکین زخم و خشکی پوست خواهد بود .در غیر این صورت می توان از چربی پرندگان صید شده
یا ماهیها استفاده کرد .
آب باران که همه گمشدگان دریا برای رسیدنش دست به دعا
برمی دارند ، موجب مشکلات بسیار دیگری می شود .زیرا مانند مسلسل انسان را گلوله
باران می کند .بارش سخت قطعات درشت آن بسیار دردناک است و ضربه قطره ها آن قدر روی
اعصاب فشار می آورد که موجب خشم و ناراحتیهای عصبی می شود .
اشعه خورشید هم
ناراحتیهای زیادی به بار می آورد .برای محفظت از آن می توان مدتی در زیر قایق و
چسبیده شنا کرد (که البته باید متوجه وجود کوسه ها نیز بود ).خیس کردن لباسها در آب
دریا و بلافاصله پوشیدنشان نیز مقداری طراوت و خنکی به بدن می بخشد .انداختن چیزی
روی سر و بدن سایه محافظ خوبی ایجاد می کند .پوشیدن لباس زیاد نیز علی رغم ایجاد
گرمای زیاد ، مانع از زنده زنده بریان شدن می شود .
غرق شدن در دریاهای شمالی و
سرد قلب و ماهیچه های تنفسی را از کار می اندازد و به مدت یک لحظه که بینهایت
طولانی به نظر می رسد ، شخص قادر به نفس کشیدن نیست .حتی ریه ها نیز قادر به بیرون
دادن هوا نخواهند بود.اثر این شوک به تدریج از بین می رود و شخص تحرک اندامهایش را
باز می یابد اما این سرما به بدنش نفوذ می کند .احساس حرارت آرام بخشی که در اثر بی
حس شدن بدن به وجود می آید ، در حقیقت نشانه فرا رسیدن مرگ است .انگشتان کرخ معمولا
نخستین اندامهایی هستند که از این کار سر باز می زنند.آسان ترین حرکت که به مرگ یا
زندگی فرد بستگی دارد، به کوششی تقریبا فوق انسانی مبدل می شود . اگر مرگ در آبهای
منجمد به سرعت بر شناگر غلبه می کند ، برعکس در یک قایق نجات مراحل بسیار آهسته تری
دارد .بعضی از افراد قبل از مردن از سرما دیوانه شده اند و بعضی در خواب جان داده  اند .
با این وجود تعداد زیادی از کسانی که در مناطق قطبی گم می شوند ، در
برابر سختیها مقاومت می کنند .بعضی از افراد علی رغم نوسان قایقها توانسته اند با
ماساژ بدن یکدیگر و یا انجام حرکات ورزشی سرمای شدید را تحمل کنند و زنده بمانند .

۳- در محاصره برف :

برای رفتن
به کوه مهمترین امر مجهز بودن است .کوهنوردان آماتور معمولا قدرت بدنی خود را بیش
از آنچه که هست می پندارند و متوجه نیستند که کار قلب و نحوه گردش خون انسان حتی به
هنگام بالا رفتن از تله اسکی تحت تاثیر تغییرات جوی قرار می گیرد . علاوه برآن آنها
تصور نمی کنند که دمای کوهستان ممکن است ناگهان ۲۰ درجه کاهش پیدا کند .
فقط
معدودی از کوهنوردان متوجه خطری هستند که زندگی آنان و امداد گرانشان را تهدید می
کند .اما جاه طلبانی هم هستند که به نظرشان کاملا طبیعی می آید که اگر برای شکستن
رکورد صعود به منطقه ای با شکست مواجه شوند ، دیگران جانشان را برای نجات انها به
خطر اندازند .
دومین اقدام مهم پس از مجهز بودن ، این است که حتما باید مقصد و
ساعت احتمالی بازگشت خود را به مسئول محل اقامت یا نگهبان پناهگاه اطلاع داد .

کوهنوردان آماتور هرگز نباید تنها در مناطق کوهستانی کم رفت و آمد
ماجراجوئی کنند .زیرا یک اتفاق جزئی مانند پیچ خوردگی دست یا پا ممکن است در
کوهستان عواقب مرگباری داشته باشد .
اما اگر کسی با رعایت قواعد ساده فوق باز
هم به دردسر افتاد نباید ناامید شود .حتی در ارتفاع زیاد و با وجود سرمای شدید می
توان با ابتدایی ترین وسایل مدت زیادی از آسیب به دور ماند .البته باید به نحوه
ساختن یا ” ایگلو ” ( خانه ای که با برف و یخ ساخته می شود ) آشنایی داشت .

کلبه های کوچک برفی اسکیموها بهترین محافظ در برابر باد و سرما هستند
.اسکیموهای آلاسکا وقتی می خواهند مدتی در یک محل توقف کنند یک کپه بزرگ شاخه و خار
و خاشاک درست می کنند و برروی آن تکه های پوست یا پوشش دیگری قرار می دهند .سپس
رویش را با برف تازه می پوشانند .پس از حدود یک ساعت برف سفت می شود و می توان شاخه
ها را از زیر آن بیرون کشید و کلبه آماده استفاده می وشد .
زمانی که قشر برف
ضخیم است ، حفر یک سوراخ به دور تنه یک درخت آسانتر است .سپس سوراخ را با شاخه های
همان درخت پوشانده و پناهگاه آماده می شود .
بدون در نظر گرفتن گرمایی که در
اثر حضور افراد در سوراخ ایجاد می شود ، دمای درون پناهگاه ۱۰ درجه سانتیگراد از
دمای خارج آ که گاهی در اثر باد و طوفان به ۲۰ درجه زیر صفر می رسد ، بالاتر است و
دمای درون کلبه برفی نسبت به تعداد افرادی که در آن هستند ، بالا می رود .

قربانیان بهمن اغلب در اثر خفگی می میرند .زیرا اگر بهمن برف بهمن سبک و پودر
باشد ذرات ریز آن به سرعت داخل ریه ها می شود و اگر برف خیس باشد دور بدن قربانی را
مانند سیمان سفتی می پوشاند .
هنگامی که شخص در کوهستان است و بهمن شروع می شود
چنانچه زمانی که بوسیله برف برده می شود ، بازوان خود را مانند حالت شنا کردن تکان
دهد ، در اطرافش سوراخی ایجاد می شود که می تواند جای کافی برای آزادی عمل و نجات
خود از آوار برف داشته باشد .
اگر بخواهیم کلبه برفی ما در نجاتمان موثر باشد
باید از لحظه ای که تهدید طوفان را احساس می کنیم و پیش از اینکه بیش از حد خسته
شویم ، شروع به ساختن آن کنیم .
البته اقامت در ایگلو خالی از اشکال نیست .که
مهمترین آن عوارض ناشی از گرمای ملایم و خوب درون ان است . وقتی مدتی طولانی در
ایگلو کی مانیم ، برف و یخ در زیر کیسه خوابها آب می شود و زمین را باطلاقی می کند
.برای رفع این مشکل باید ، شاخه هایی از درخت را به صورت یک تشک فنری در زیر خود
بگذارید .
تنفس افراد نیز یکی دیگر از مشکلات است که باعث کم شدن اکسیژن و
افزایش دی اکسید کربن در فضای محدود آن می شود .برای جلوگیری از این کار باید
سوراخی برای تهویه در آن درنظر گرفت .
در منطق قطبی مشکلات به مراتب بیشتر از
کوهستان است .در قطب جنوب گاهی سرما به کمتر از ۸۰ درجه زیر صفر می رسد که می تواند
انسان را در یک لحظه فلج کند به خصوص وقتی که با وزش باد شدید همراه باشد .در چنین
شرایطی اگر لباسها خیس شوند باید بلافاصله بدن را خشک نمود و گرنه مرگ آنی در اثر
سرمازدگی شدید را در پی دارد .
به یاد داشته باشید ” بدترین سرمازدگیها در اثر
غفلت ایجلد می شود نه تقدیر ” .
هرگز برای رفع تشنگی از برف استفاده نکنید .این
کار علاوه بر اینکه تشنگی شما را بیشتر می کند باعث تورم گلو ،سرمازدگی لبها ، زخم
شدن زبان و بعلاوه سرمازدگی دستها می شود . رطوبت کفشها خیلی زود به پاها نفوذ می
کند .اگر برودت هوا چندین درجه زیر صفر باشد ، سرمازدگی پاها فورا بروز نمی کند .
بلکه آنها اول سفید می شوند و راه رفتن دشوار می شود .این علائم نخستین علائم خطرند
که بعد موجب پوسیدگی اندامها و قانقاریا می شود .
اگر چه سرمازدگی اغلب در اثر
غفلت ایجاد می شود ، اما در بسیاری از مواقع معالجه غیر کافی یا غیر مجاز ، عواقب
آن را مخیم تر می کند . در این گونه موارد نباید اندام یخ زده را با برف ،الکل ،
نفت یا بنزین ماساژ داد .زیرا برخلاف تصور ماساژ حتی ضرر بیشتری وارد می کند . در
سرمای شدید پوست و بافتهای بدن بسیار آسیب پذیر می شوند .اگر با دویدن و کوبیدن
دستها به هم بخواهیم اندامهای بی حس شده را گرم کنیم ، موجب زخم شدن آنها می شویم
.برای پیشگیری از آسیب اندامها این ورزشها را باید پیش از سرمازدگی انجام دهیم و
خود را گرم نگه داریم نه پس از آن .

بعضی افراد برروی قسمتهای سرمازده
بدنشان ادرار می کنند زیرا گرمای ناشی از آن تا حدی مفید است .برخی دیگر برای گرم
شدن دستهایشان را زیر بغل می گذارند یا پاهایشان را روی شکم یا رانهای همراه خود
قرار می دهد که این کار همان چیزی است که متخصصین توصیه می کنند .
یکی از
راههای توصیه شده برای مبارزه با بی خوابی ناشی از هوای سرد، استفاده از غذاهای پر
کالری و بالارفتن سوخت و ساز و در نتیجه حرارت بدن است .
سرما علاوه بر اینکه
از خوابیدن جلوگیری می کند ، نظافت و عادات بهداشتی را نیز از بین می برد .در هوای
خیلی سرد هیچ کس تمایل به شستن خود ندارد و این مسئله مشکلات زیادی را برای افراد
در پی دارد .
حتی کسانی که در شرایط سخت خونسردیشان را از همه بیشتر حفظ می
کنند ، تنها پس از حل مسئله آتش و پناهگاهشان نگران آذوقه می شوند و احساس گرسنگی و
تشنگی شدید آنها را به فکر چاره جویی می اندازد .اما یافتن آب آشامیدنی در دنیایی
از برف و یخ مشکلتر از آن است که به نظر می رسد .خوردن برف نیز فقط تشنگی را بیشتر
می کند و سرمایی که دورن بدن ایجاد می شود وضع را بدتر می کند .حتی اگر برف آب شده
و گرم مصرف شود نیز اغلب موجب بروز نفخ و اسهال می شود .علت آن احتمالا عدم وجود
املاح در آن است . برای رفع این مشکل باید آن را پس از جوشیدن به صورت چای و یا
مخلوط با غذا مصرف کرد .
بدن انسان اگر چه می تواند زمانی دراز در دریا و یا در
بیابان بدون غذا بماند ، اما برعکس در مناطق قطبی برای تولید حرارت لازم برای سوخت
و ساز و نیز برای حفظ نیروی مقاومت خود نیاز به مواد بسیار پر کالری و حرارت زا
دارد .در نتیجه اگر از مصرف مواد کالری دار محروم باشد و یا فقط به قدر ناکافی از
آن برخوردار شود ، نیوریش کاهش می یابد .حالت خستگی که گاهی فقط پس از تحمل چند
ساعت سرمای شدید در بدن احساس می شود ، به همین علت است .
در ارتفاعات بالا
نخستین علائم کاهش نیوری بدن ، پس از صرف آخرین وعده غذا ظاهر می شود .در این حالت
توصیه این است که در انتخاب غذا نباید وسواس زیادی به خرج داد ! چرم کفشها لباسها
فضولات حیوانات و سگهای سورتمه جز این غذا ها هستند .
مسافران هواپیمایی که روی
برف و یخ سقوط می کند ، فقط باید تا رسیدن کمک طاقت بیاورند و اگر در زمان انتظار
چیزی برای خوردن پیدا کنند ، شانس این که امدادگران آنها را زنده بیابند بسیار
بیشتر می شود .
زمانی که هیچ امیدی به نجات وجود ندارد ، بهتر آن است که خودمان
برای نجات از سرما اقدام کنیم .با این کار شانس یافتن چیزی برای خوردن از کاوش در
اطراف محل حادثه نیز بیشتر است .
یک پدیده عجیب و خطرناک در مناطق قطبی وجود
دارد که جان بسیاری از هوانوردان و کاشفان مناطق قطبی را گرفته است. این پدیده وایت
اوت (whiteout) نام دارد .
این پدیده زمانی ایجاد می شود که نور منعکس شده از
برف به رنگ آسمان باشد .که در این واقع آسمان از ابرهای خاکستری روشن پوشیده شده
است .در این صورت سایه ها ناپدید می شوند و دیگر افقی وجود ندارد . مفهوم ارتفاع و
عمق نابود می شود و به این ترتیب هر کس در این سفیدی مطلق قرار دارد تشخیص بالا و
پایین را از دست می دهد . در این وضعیت باید با حفظ آرامش در انتظار تمام شدن وایت
اوت ماند و فقط زمانی باید شروع به راه رفتن کرد که اشیا اطراف دوباره شکل و رنگ
خود را بازیافته باشند .
با اینکه مناطق قطبی بسیار پر خطر هستند ، اما می توان
با پیروی از یک رفتار منطقی مدتهای طولانی در آن اقامت داشت و زنده ماند .

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1392ساعت   توسط   |